|
علیرضا داودنژاد: مثل بهرام بيضايی نداريم
عليرضا داودنژاد: سينمای ايران ارزشهای زيباشناسی خودرا باز میشناسد و«وقتی همه خوابيم» بارها و بارهای ديگر ديده میشود. كاش بهرام بيضايی بیدرنگ فيلم بعدی را كليد بزند. مثل او نداريم. اين كارگردان سينمای ايران كه در پروژهی اخير بهرام بيضايی«وقتی همه خوابيم» بهعنوان مجری طرح همكاری داشته است، در نوشتاری همزمان با اكران عمومی اين فيلم به بخش سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) آورده است: وقتی همه خوابيم «وقتی همه خوابيم» چشمها نمیبيند، گوشها نمیشنود و وهم و خيال و خواب و رويا، هوش را از سرها میربايد. «وقتی همه خوابيم» هيچ كدام، هيچ ارادهای نداريم و هيچكس از ما توقع ندارد كه در خواب و خيالهای خود دخالت كنيم و مثلن آنها را با دقت، ذوق و سليقهی بيشتری طراحی كنيم. «وقتی همه خوابيم» ناخودآگاهترين بخش وجودمان فعال میشود و علاوه بر روياهای شيرين، اميال سركوبشده و عقدههای به تاريكی رانده نيز مجال جولان پيدا میكنند. همه اما میدانيم كه برای هميشه نمیتوان خوابيد .پلك زدن شب و طلوع آفتاب ناگزير است. بار ديگر حواس بيدار میشوند. گوش میشنود، شامه میبويد، چشايی میچشد، دست لمس میكند و چشم میبيند. بار ديگر فكر نقاد میشود و تخيل روبه آفرينش میگذارد. من به سپيدهدم اين روز ترديدی ندارم. سينمای ايران ارزشهای زيباشناسی خود را باز میشناسد و «وقتی همه خوابيم» بارها و بارهای ديگر ديده میشود. كاش بهرام بيضايی بیدرنگ فيلم بعدی را كليد بزند. مثل او نداريم. او زاويهی ديد، قاببندی، تقطيع، ضربآهنگ، سرعت در بازی، ساختار و سليقهمندی در تصوير و صدای فيلم را به ما متذكر میشود. اين برای سينماي ايران رمز ماندگاری، اثرگذاری و افتخار است. بيضايی «نيما»ی سينمای ماست. ياد نيما هم بهخير. «بر در دهكده مردی تنها كولهبارش بر دوش دست او بر در میگويد با خود: غم اين خفته چند خواب در چشم ترم میشكند« عليرضا داودنژاد در پايان اين نوشتار آورده است: راقم اين سطور به عنوان يكی از عوامل حاشيهای اين فيلم از محمود شجاعی كه با سرمايهاش كمك كرد، فيلم را كليد بزنيم و معاونت سينمايی كه از توليد، گره باز كرد و از «فيلميران» كه سختكوشانه به پخش فيلم همت گمارده، برادرانه ممنون است.
انتقاد «خسرو سينايی» از نبودن فيلمهای بلندش در «سیسال سینما»
خسرو سينايی از گنجانده نشدن آثار سينمايیاش در مجموعهی سی سال سينمای ايران گلهمند است. اين كارگردان سينمای ايران در گفتوگويی با خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اينكه از ميان نُه فيلم بلندی كه ساخته است، هيچكدام را مناسب اين مجموعه تشخيص ندادهاند، گفت: وقتی كه سوال كردم طبق معمول گفتند، اشتباه شده است! و با اين وضعيت كه فيلمهايم اينگونه حذف میشوند و سهسال است كه منتظر فيلم ساختن هستم، فكر میكنم قبل از اينكه ديگران بخواهند حذفام كنند، خودم داوطلبانه كنار بروم، بهتر باشد. او با اشاره به بستهی فرهنگی «سیسال سینما» خاطرنشان كرد: از ميان نُه فيلم بلند و بيش از چهل كار كوتاهام گويا تنها ترجيح دادند، مستند سی دقيقهای«عبور از نمیدانم» را در اين مجموعه قرار دهند و اگر فيلمهايی مانند «عروسآتش» كه منتخب تماشاگران و منتقدان بود و يا «در كوچههای عشق» كه در كن مورد توجه قرار گرفت، جزو كارهايم نيست و در سينمای ايران جايی ندارند، ديگر از من چه توقعی است؟! اين كارگردان اذعان داشت: من اصلن از جمعآوری اين مجموعه اطلاعی نداشتم تا اينكه قبل از نوروز برایام ارسال كردند و ديدم از شاگردانام كه فقط چند اثر سينمايی دارند، فيلم هست اما از من فقط يك اثر مستند سی دقيقهای در اين مجموعه قرار گرفته است. خسرو سينايی گفت: اگر منتقدين اين فيلمها را انتخاب كردند كه بايد بگويم آنها به جاهايی وابسته هستند كه وقتی مدال شواليه هم گرفتم، حتا يك خط ننوشتند. با اين وضعيت فيلمساز به سمتی سوق پيدا میكند كه خارج از چهارچوب فيلم بسازد، كاری كه هرگز من انجام ندادهام. وی با بيان اينكه آقايانی كه اين كار را كردهاند بايد جوابگو باشند و بگويند براساس چه معياری اين كار را انجام دادهاند، تصريح كرد: دلام از آن میسوزد كه از اطراف دنيا راجع به فيلمهايم میپرسند، اما در كشور خودم اينگونه برخورد میشود. سينايي به ايسنا گفت: من همواره به سينمايی معتقد بودم كه هم تماشاگران را جذب كند و هم منتقدان برایاش ارزش قایل شوند و با «عروس آتش» در اين راستا پيش رفتم، اما اين فيلم به راحتی حذف میشود، ديگر نمیدانم چه بگويم؟!
برای شركت دركنفرانس دانشگاه هاروارد «بهمن قبادی» به امريكا میرود
بهمن قبادی كه در تدارك ساخت جديدترين فيلم سينمايی خود «60 ثانيه دربارهی ما» است، برای شركت در كنفرانس بينالمللی رهبران جوان در دانشگاه «هاروارد» طی روزهای آينده راهی امريكا میشود. به گزارش بخش سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، نُهمين كنفرانس رهبران جوان دنيا (Young Global Leaders) اينبار در دانشگاه هاروارد امريكا برگزار میشود. اين كنفرانس سه روز پيش با حضور رييس دانشگاه و جمعی از اعضای رهبران جوان آغاز شده است و به مدت يك هفته ادامه خواهد داشت. هدف از برگزاری اين كنفرانس بررسی مشكلات مشترك اقتصادی و اجتماعی بهوجود آمده درسرتاسر دنيا و جستوجو برای يافتن راه حلهای مناسب برای اين مشكلات است و قبادی در اين هفته برای شركت در اين كنفرانس در سفری دو روزه راهی امريكا خواهد شد. بنا براين گزارش، «بهمن قبادی» هم اكنون درحال تدارك ساخت فيلم سينمايی « 60 ثانيه دربارهی ما» میباشد كه اوايل پاييز فيلمبرداری آن آغاز میشود و عوامل اصلی آن از كشورهای ايران و آلمان خواهد بود. گفته میشود: اين فيلم يك فيلم بدون ديالوگ است كه چهار تا پنج دهه تغييرات شهری را با آدمهايش نشان میدهد و داستان دو محكوم به اعدام است و فيلمبرداری آن در ايران و آلمان شرقی انجام میشود. به گزارش ايسنا، اين فيلم محصول مشترك آلمان و ايران است و بيشتر عوامل آن اروپايی هستند.
فيلم كوتاه داستانی «از باد بپرسيد» در راه جشنوارهی «كن» فيلم كوتاه داستانی «از باد بپرسيد» به كارگردانی بتين قبادی برای حضور در بخش فيلمهای كوتاه جشنوارهی «كن» ارسال شده است. به گزارش بخش سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، اين فيلم كه پنجمن ساختهی«بتين قبادی» است، داستان سفر تعدادی از دانشجويان دختر رشتهی عكاسی است كه ماجرايی در طول سفر برایشان پيش میآيد. اين فيلم محصول«مژ فيلم» است: نويسنده و كارگردان: بتين قبادی / فيلمبردار: بهمن نادياب / تدوين: هايدهصفیياری، بتين قبادی. بنابر اعلام«مژ فيلم»، اين فيلم كوتاه در گزينههای نهايی برای حضور در بخش فيلمهای كوتاه جشنوارهی فيلم «كن» قرار گرفته است. به گزارش ايسنا، عوامل ديگر اين فيلم كوتاه عبارتند از: آهنگساز: مهديار آقاجانی / صداگذار: فرامرز ابوالصدق / تهيهكننده: ايران حمزهای / بازيگر اول: نسرين شجاعی.
»مرگ پايان كبوتر نيست» یادی از « پوپک گلدره»
سه سال از درگذشت ناگهانی پوپك گلدره ـ بازيگر سينما و تلويزيون ـ گذشت، وی در سن سیوچهار سالهگی پس از سانحهی تصادف و ماهها اغما، روز بیستوهفتم فروردين ماه سال 85 در بيمارستان مهر تهران دار فانی را وداع گفت. به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) پوپك گلدره، با اخذ رتبهی 56 در كنكور دانشگاه سراسری، در رشته روانشناسی بالينی دانشگاه تهران پذيرفته شد و پاياننامهاش را در رشتهی تئاتر درمانی نوشت كه سخت مورد توجه قرار گرفت. در همان زمان با اهالی تئاتر آشنا شد و رو به هنر آورد. او همواره معتقد بود كه در هنر بازيگری، روانشناسی نقش موثری دارد. حضور در نمايشهای «پل» و «زمستان66» (1374 ) از نخستين حضورهای«پوپک گلدره» در عرصهی بازيگری محسوب میشود. پس از آن او در سكانسهايی از مجموعهی تلويزيونی «سرزمين سبز» به كارگردانی بيژن بيرنگ و مسعود رسام بازی كرد كه پس از سالها هنوز از تلويزيون پخش نشده است و به تازهگی حرفهايی در خصوص پخش اين سريال از شبكهی دو سيما مطرح است. پوپك گلدره پس از بازی در «سرزمين سبز» حضور در سريال «دنيای شيرين دريا» را تجربه كرد و پس از آن در فيلمهای سينمايي «موج مرده»، «آخر بازی»، «سيندرلا» و مجموعهی«مرواريد سرخ» به ايفای نقش پرداخت. «موج مرده» به كارگردانی ابراهيم حاتمی كيا ، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن را برای وی به ارمغان آورد و پس از اين جايزه بود كه در سال 80 برای ادامهی تحصيل به امريكا و نزد خواهرش رفت. مادر پوپک در اين باره گفته بود: در آن زمان بسياری او را از رفتن به خارج منع كردند و از او خواستند به پيشنهادات خوبی كه داشت فكر كند اما او عزماش را جزم كرده بود كه پيش خواهرش برود. پوپك گلدره پس از حضوری موقت در خارج از كشور، به ايران بازگشت و اعلام كرد كه میخواهد به بازيگری ادامه دهد. بازی در سريال «نرگس» كه تا پايان ساخت، فرصت حضور در آن را نداشت، اتفاقی تازه را در كارنامهی كاری پوپك گلدره رقم زد اتفاقی كه پس از مرگ وی نيز ادامه داشت. او تنها سه ماه در سريال نود قسمتی «نرگس» به كارگردانی سيروس مقدم بازی كرد. كارگردان و تهيهكننده به خاطر اين كه پوپك ده روز مقابل دوربين بود به او چهلوهشت ساعت استراحت دادند و او هم در پاسخشان گفته بود: میروم يك سری به دريا میزنم و میآيم. پوپك به آن جا رفت تا برای هميشه در دنيای شيرين دريا باقی بماند. اما ساخت سريال نرگس بايد ادامه پيدا میكرد. سازندهگان اين مجموعهی تلويزيوني كه 47 قسمت از صحنههای داخلی را با حضور پوپك گلدره تصويربرداری كرده بودند، از قسمت 36 به بعد بازيگر نقش «نرگس» را عوض كردند و ستاره اسكندری جايگزين پوپك گلدره شد. «نرگس» بدون حضور پوپك گلدره ادامه پيدا كرد و به يكی از پرمخاطبترين سريالهای تلويزيون مبدل شد اما هنوز هم برخی راز موفقيت اين سريال در جذب مخاطب را حضور پوپك گلدره میدانند. در روز تجليل از عوامل سريال «نرگس» صندلیای به ياد پوپك گلدره خالی گذاشته شده بود و بر روی آن عكسی از او به همراه تاج گلی به چشم میخورد. اين تاج گل و تاج گلهايی از اين دست در تمام طول سال بر مزار اين بازيگر جوان تازه ديده میشوند. پدر زندهياد پوپك گلدره در اين باره گفته بود: غمگين هستيم، اما غم ما باشكوه است؛ چراكه فرزندی را از دست داديم كه ميليونها تن بهخاطر فوت او غمگيناند و ما به پشتوانهی محبت مردم زنده هستيم، چراكه آنها، پوپك را بسيار دوست دارند.
«مهدی نادری» و گلايه از انتخاب فيلمهای «سیسال سینما»
مهدی نادری نسبت به چگونهگی انتخاب فيلمهای بستهی سیسال سینما گلايهمند است و میگويد: با ديدن اين بسته، بسيار حيرت كردم و مطمئنام كه اين بسته فرهنگی نيست! اين مستندساز در گفتوگويی با خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) در ارزيابی اين بستهفرهنگی اعتقادش را اينگونه مطرح كرد: فكر میكنم كه اگر قصد تهيه بستهای فرهنگی از سينمای ايران داشته باشيم، قطعن میتوانستيم بستهای بسيار بهتر و شكيلتر آماده كنيم، لذا احساس میكنم آنچه كه اكنون تهيه شده تنها نوعی بقچه است! او گفت: واقعن از اينكه مديرعامل خانهی سينما به چنين موضوعی تن داده متأسفم و احساس میكنم كه اين بسته بسيار سريع و عجولانه پيچيده شده است و شايد اولين معيار اين افراد برای انتخاب آثار، دفترچهی تلفن گوشیهای موبايل آنها بوده. اين مستندساز ادامه داد: مگر میشود در سينمای كوتاه، انيميشن و مستند ايران اسمهايی مانند وحيد نصيريان، محسن عبدالوهاب، مصطفا آلاحمد و ... را ناديده گرفت. دربارهی آلاحمد نمیدانم، اما احساس میكنم در مورد بقيهی اين افراد آنچه باعث حذف شده، حرف اول اسامی آنهاست! و احتمالن اين دوستان براساس اسامی دفتر تلفن خود اين ليست را آغاز كردهاند و به انتهای آن نرسيدهاند. كارگردان مستند «تصوير كلمات» در بخش ديگری از اين گفتوگو بيان كرد: مدتهاست كه راجع به هيأتهای داوری و انتخاب و نظرات آنها، صحبت و گلايهای نمیكنم. چراكه ماهيت و چگونهگی تصميمگيری و سطح دانش بسياری از داوران برایام مشخص شده است، اما حال كه قرار است بستهای را به خارج از كشور بفرستيم حداقل كاری نكنيم كه آنها هم، متوجهی رفيقبازیهای ما بشوند. او معتقد است: بسياری از افراد كه شرافت كار هنری را در چاپلوسی و تملق ارزانی نمیكنند، در اينگونه بقچههای فرهنگی جايی ندارند. اما قطعن هنگامیكه اين به اصطلاح بسته به دست مخاطبان هم برسد، آنها قطعن خواهند پرسيد، كه چرا برخی فيلمها در اين بسته جای ندارد؟! و از ميان سينماگرانی هم كه آثاری از آنها در اين بسته گنجانده شده، چرا بهترين فيلمهای آنها انتخاب نشده است؟ مهدی نادری با بيان اينكه در مورد آثار بخش مستند اين بسته صحبت میكند، خاطرنشان كرد: جای برخی فيلمها مستندی كه سالها برای اين ملت، فرهنگ و نظام افتخار كسب كرده، در اين بسته خالی است. قطعن مخاطبان بخش مستند كوتاه و انيميشن بسته هم خواهند پرسيد كه چرا فيلمهايی چون «همسران حاج عباس»،«دختران آفتاب»، «بچه مگس»، «حفره»، «زندهگی در مه»، «پرشنگ» و يا فيلمهای وحيد نصيريان و ... در اين بسته حضور ندارند؟ به هرحال برخی از اين فيلمها، جريان سينمای ايران را تعيين كردهاند و درست نيست براساس رفاقت به انتخاب فيلم بپردازيم. نادری در پايان گفت: از دوستانی كه دست به تهيه اين بسته زدهاند، خواهش میكنم كه اينگونه اين بستهها را نازل نكنند و در داوریهای خود به جای اسم اشخاص، آثار آنها را مورد توجه قرار بدهند. به هرحال تاريخ قاضی بزرگی است كه بعدها به قضاوت خواهد نشد و من واقعن نمیدانم با تهيهی چنين بستهای آيا دوستان بعدها رویشان میشود كه در چشم ما نگاه كنند؟
«منطقهی مرزی» در جشنوارهی فیلم «میلان» شرکت میکند فیلم کوتاه«منطقهی مرزی» به نویسندهگی و کارگردانی مهدی رحمانی در بخش مسابقهی نهمین جشنوارهی بینالمللی فیلم میلان به نمایش درمیآید. به گزارش خبرگزاری مهر، داستان این فیلم شانزده دقیقهای، دربارهی دختر جوانی است که در یک روستای مرزی زندهگی میکند. نامزد او که خدمت سربازی را میگذراند، چند ماهی است ناپدید شده و دختر در جستوجوی خبری تازه از اوست. این فیلم به طریقه HD در طبیعت ماسال در اطراف «خلخال» تصویربرداری شده است. نرگس نافذ، کاظم ملایی، مسعود بدر طالعی و منیره حسینزاده بازیگران فیلم کوتاه «منطقهی مرزی» هستند. عوامل تولید این فیلم داستانی عبارتند از تصویربردار: رضا تیموری / تدوینگر و صداگذار: کاظم ملایی / صدابردار: فرشید فرجی / مدیر تولید: سجاد نصراللهی / طراح گرافیک: مرتضا آکوچکیان / دستیار کارگردان و برنامهریز: فریبرز روستایی / روابط عمومی: حمیدرضا پارسیزاد و تهیهکننده: علی ساجدی. نهمین جشنواره بینالمللی فیلم میلان از 9 تا 15 ماه می (اردیبهشت) امسال در کشور ایتالیا برگزار میشود.
تهمینه میلانی: «سوپراستار» كمخطرترين فيلمام است
تهمينه ميلانی گفت:اگر فيلمی مانند «تسويهحساب» شرايط اكران داشته باشد، قطعن ركورد «اخراجیها» را خواهد شكست. به گزارش خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، در اولين برنامهی كانون فيلم معناگرا در سال88 فيلم «سوپراستار» ساختهی جديد تهمينه ميلانی به نمايش درآمد و پس از آن با حضور كارگردان، محمد نيكبين (تهيهكننده)، السا فيروزآذر و فتانه ملكمحمدی(بازيگران)، وحيد اسلامی (منتقد) و عبدالله اسفندياری (مدير كانون فيلم معناگرا) در سينما «فرهنگ» مورد نقد و بررسی قرار گرفت. تهمينه ميلانی در پاسخ به اينكه موضوع كودك درون در فيلم «سوپراستار» هم مطرح میشود، گفت: مسئلهی كودك درون و يا برخی مسايل ديگر روانشناسی مانند آنچه كه در «افسانهی آه» هم مورد استفاده قرار گرفته است، موضوعاتی نيست كه تنها در يكی از فيلمهايم مورد توجه قرار بگيرند. چنين مسايلی در همهی فيلمهايم هست و همانطور كه شاهديم كودك درون جمشيد هاشمپور هم در فيلم »واكنش پنجم» بسيار فعال است. بنابراين چنين مسايلي به طور ناخودآگاه در فيلمهايم هست. اين كارگردان با بيان اينكه تاكيدش در «سوپراستار» بيشتر برروی مسئلهی شهرت است، تصريح كرد: میخواستم، بگويم كه شهرت با محبوبيت بسيار متفاوت است و علت آنكه عدهای پس از آنكه به شهرت میرسند به سرعت از آن سقوط میكنند، هم از همين مسئله ناشی میشود. چراكه برای حفظ اين موقعيت افراد بايد تلاش بسياری كنند تا علاوه بر شهرت در نزد مردم محبوب هم باشند. او ادامه داد: «سوپراستار» دربارهی خودشيفتهگی است و افرادی از اين دست در جامعهی ما كم نيستند. اين قصه به تمامی اين افراد میپردازد و سينما در آن به عنوان يك بكگراند انتخاب شده است و به هيچ عنوان قصد نداشتهام كه به خود سينما بپردازم. بلكه تنها به شخصيت معروفی پرداختهام كه میتوانست فوتباليست، سياستمدار و يا حتا يك بچه پولدار تازه به دوران رسيده باشد. حرفام در اين فيلم اين بود كه خودشيفتهگی اين افراد در نهايت موجب میشود كه آنها به خود و به اطرافيان خود صدمه وارد كنند. تهمينه ميلانی در بخش ديگری از اين نشست و پس از آنكه السا فيروزآذر ورودش به سينما را براساس نسبت فاميلیاش با ميلانی دانست، گفت: هر كسی را كه دوست داشته باشم، به نوعی شخصيت ثابت فيلمهايم میشود و اكنون هم فتانه ملكمحمدی علارغم آنكه با من نسبتی هم ندارد در چنين جايگاهی قرار دارد. ميلانی در ادامهی اين نشست و در پاسخ به شباهت«سوپراستار» با يك فيلم خارجی نيز عنوان كرد: چند روز پيش هم روزنامهی «ايران» ثابت كرده بود كه اين فيلم از روی يك فيلم ايتاليايی ساخته شده و همينطور روزنامهی «جهان اسلام» هم اين فيلم را به يك فيلم ديگر دنيا شبيه دانسته بود و در جای ديگر هم اين فيلم را به يكی از آثار پولانسكی نسبت داده بودند. درحالیكه اين فيلم هيچ شباهتی به آن نداشت. دربارهی اين موارد بايد بگويم كه كل قصههای دنيا به ظاهر ده تا بيشتر نيستند و تم اصلی همهی آنها به نوعی مربوط به يكی از اين ده نوع میشود. من به شخصه اين فيلم را از روی فيلم ديگری برنداشتهام. كارگردان «آتشبس» در بخش ديگری از اين نشست به يادآوری جشنوارهی فيلم فجر پرداخت و گفت: در جشنوارهی فجر خدا را شكر كردم كه اين فيلم جايزهای نگرفت. چراكه اگر جايزه میگرفت، صحبتهايی كه مبنی بر سفارشی بودن اين فيلم مطرح میشود، شدت میگرفت و حال آنكه من حوصلهی بحث با برخی افراد را نداشتم. به نظر میرسد كه ورود به برخی حيطهها از جمله حوزهی معناگرايی، خاص عدهای محدود است و من حق ورود به آن را نداشتهام و حال هم كه وارد اين حيطه شدهام به سفارشی ساختن متهم میشوم. اين كارگردان همچنين عنوان كرد: به هنگام تدوين برای اين فيلم، دو پايان در نظر گرفته بوديم و يكی از اين پايانها، پايان خوشی بود كه با تماس «رها» با شخصيت اصلی فيلم رقم میخورد، اين پايان ممكن بود كه تأثير بهسزايی در فروش داشته باشد، چراكه به هرحال تماشاگران ما پايان خوش را خيلی دوست دارند. اما من هرچه فكر كردم نتوانستم برای چندصد نفر مخاطب بيشتر، پايان فيلم خود را تغيير دهم. چراكه سينما برای من تجارت نيست البته فروش فيلمهايم اكثرن كم نيست، اما اينگونه هم نيست كه اين فروش انگيزهی ما برای كار در سينما باشد چون علارغم اين فروشها، درآمد و هزينههای ما از طريق يك شركت معماری تأمين میشود. كارگردان «تسويهحساب» در بخش ديگری از اين نشست و در پاسخ به مطلبی كه جويای علت برخی اعتراضها و واكنشهای منفی نسبت به اين فيلم شده بود، اظهار كرد: جامعهی ما درحال گذار است و عدهای از اين خصلت بنده كه حرفهايم را به راحتی میزنم خوششان نمیآيد. به هرحال ما در يك جامعهی نيمهسنتی زندهگی میكنيم و در چنين شرايطی برای عدهای خوشايند نيست، اگر زنی بخواهد حرفهايی كه ممكن است، به زعم عدهای غلط و نادرست به شمار میرود را، مطرح كند. او ادامه داد: شايد كمخطرترين فيلم من« سوپراستار» باشد. اما بعد از همين فيلم سردبيری در يكی از مجلات عنوان كرده بود كه كار اين خانم به جايی رسيده كه به زندهگی خصوصی ما گير میدهد و همان فرد موجی درست كرد كه نه تنها در جشنواره و پس از آن به مخالفت با بنده پرداختند. ميلانی در ادامهی صحبتهايش به نقدهای ديگری كه در روزنامهها و مجلات دربارهی اثر جديد او مطرح میشود اشاره كرد و گفت: هركس اين قصه را به شيوهی دلخواه خود میبيند. نه آنگونه كه مدنظر بنده بوده است، به همين دليل نقدهای مختلفی دربارهی اين اثر مینويسند. اما در ميان اين نقدها گاه هيچ صحبتی از سينما و عوامل حرفهای آن به ميان نمیآيد و تنها داستان اين فيلم مورد بررسی قرار میگيرد. به هرحال من فكر میكنم كه منتقدان ما هم بايد آگاه و باسواد باشند. او ادامه داد: من هيچگاه برای انتخابات رياست جمهوری جهت نگرفتم و عقايدم را اعلام نكردم. چراكه معتقدم ممكن است عدهاي به پيروی از بنده به فردی خاص رأی بدهند و در آخر هم من اشتباه كرده باشم. من فكر میكنم در مورد منتقدين نيز اين مسئله صدق میكند و آنها هنگامی كه نقد مینويسند، بايد بدانند كه عدهای نقدهای آنها را میخوانند و ممكن است بر اساس آن قضاوت كنند .پيشتر نيز اين مسئله را به منتقدان يادآوری كردم، اما در نهايت آنها علاوه بر نقدهای خود به فحاشی پرداختند و وضعيت بدتر هم شد. به گزارش ايسنا، كارگردان «سوپراستار» در پاسخ به مطلبی كه در ارتباط با همزمانی اكران اين فيلم با«اخراجیها» مطرح شده بود، گفت :فروش «اخراجیها» به يك پديده تبديل شده و اين مسئله اشكالی هم ندارد. طبيعتن من هم اگر اين نوع فيلم را دوست داشتم، به سراغ ساخت آن میرفتم. البته نكتهی ديگری هم كه در اين ميان مطرح است، آن است كه به بنده مطمئنن اجازه نمیدادند كه به سراغ اين نوع شوخیها بروم. او ادامه داد: به هرحال فروش «اخراجیها» نه تنها به «سوپراستار» بلكه به دو فيلم ديگر درحال اكران هم صدمهی بسياری وارد كرد. درحال حاضر در سينما «آزادی» علارغم تعداد بالای سالنهای آن سينما، در بسياری موارد سانس ما را به فيلم «اخراجیها» اختصاص میدهند، آنهم در شرايطی كه مخاطبان «سوپراستار» تعدادی هستند كه میتوانند سالن را پُر كنند. اينگونه مسايل ضربهی بسياری به ما زده و در شهرستانها هم اوضاع به همين منوال است. اين مسئله تا جايي پيش رفت كه من حتا در گفتوگوی راديويی از مردم خواستم كه اگر در سينمايی شاهد چنين برخوردی بودند، اين موضوع را به ما اطلاع بدهند. تهمينهميلانی در بخش ديگری از اين نشست اذعان داشت: زمانیكه فيلم «سوپراستار» را میساختم، نمیدانستم كه اين فيلم در حوزهی معناگرا قرار میگيرد. بلكه تنها قصد داشتم، آنچه را كه فكر میكنم درست است به تصوير بكشم. اكنون هم به نظرم «سوپراستار» فيلم خوبی است كه در جستوجوی معنای ديگری از زندهگی است، حال آنكه معناگراست يا نه را به درستی نمیدانم. اين كارگردان سينما گفت: من اين فيلم را با قلبام ساختم،اما تحت فشار هم بودم. حوزهی مورد علاقه بنده، حوزهی زنان و بهويژه زنان طبقهی متوسط است و همين الان با قطعيت اعلام میكنم كه اگر فيلمی مانند «تسويهحساب» شرايط اكران داشته باشد، قطعن ركورد «اخراجیها» را خواهد شكست. لذا شرايط هم در اين ميان مهم است به عبارت ديگر رييس سمبوليك و قدرت تصميمگيرندهی سينما در اين شرايط نقش بهسزايی دارد. در شرايطی كه اجازه نمیدهند من فيلم دلخواه خود را بسازم، بهناچار سراغ موضوعات ديگر میروم و سعی میكنم از ميان موضوعاتی كه دوست دارم آنهايی را بسازم كه شرايط ساخت آنها وجود دارد. بنابراين اگر شرايط ايدهآل بود حتا ممكن بود كه من پس از «افسانهی آه»، يك فيلسوف، كارگردان میشدم. ميلانی در بخش ديگری از اين نشست هم بهصراحت اعلام كرد كه «رها» در «سوپراستار» بههيچ عنوان يك فرشته نيست و او يك دختر معمولی و پرورشگاهی است كه با اطلاع داشتن از بخشی از زندهگی يك «سوپراستار» وارد زندهگی او میشود. او ادامه داد: عدهای معتقدند كه نام «فرشته» برای اين دختر به اين دليل انتخاب شده كه او را دارای شخصيتی غيرزمينی بكنيم. اما من از همينجا به تمام اين دوستان میگويم كه نام زنان تمام فيلمهای من «فرشته» است و دليلی ندارد كه بهخاطر اين نوع نامگذاری چنين برداشتی شود. ميلانی در بخش ديگری از اين نشست هم عنوان كرد: هيچگاه در زندهگیام به هيچ ايسم و مكتبی وابسته نبودهام و تنها در ذهن خود يك ايسم و جهانبينی خاص خود را دارم. اينكه زمانی مرا فمينيست میخواندند هم برگرفته از يكی از جريانهای تندروی مذهبی بود. اما من بارها گفتهام كه فمينيست را هم تنها در حدی قبول دارم كه موجب پيشرفت و بهبود جامعه باشد. او در عينحال خاطرنشان كرد: بهتر است كه سعی كنيم يكديگر را درك كنيم. چراكه در غيراينصورت با بیادبی و فحاشی و انگزدن نمیتوانيم جامعه را رشد بدهيم. بضاعت من هم در اين ميان در همين حد است و نمیتوانم به طور صددرصد آنچه را كه مخاطب میخواهد در اختيار او قرار دهم و خصوصيت اثر هنری هم همين است و همهی ما هنرمندان درحال تجربه هستيم. تهمينه ميلانی در پايان صحبتهايش در اين نشست هم اظهار كرد: از گفتوگوی امروز بسيار لذت بردم و در مجموع هم اين شيوه را كه رودرروي هم مطالب را عنوان كنيم، بسيار دوست دارم. چراكه لازم است بحثها سازنده و صادقانه باشند. گاه عدهاي از دوستان از من ميپرسند كه علت انتخاب شهاب حسيني براي اين نقش چه بوده است پاسخ من به اين افراد اين است كه واقعا دانستن اين موارد و طرح چنين پرسشهايي چه اهميتي دارد بهتر نيست كه سوالهاي جديترين از يكديگر بپرسيم.
بیستونُهم فروردین ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |