|
پیش از سال 2000 فقط یک تلویزیون ماهوارهای فارسیزبان توانست برنامههای خود را به ایران بفرستد و آن «انآیتیوی» بود و بهجز این شبکه، شبکهی فارسی زبان دیگری برای پخش در ایران وجود نداشت. البته تعداد بینندهگان این تلویزیون نیز در ابتدا بسیار اندک بود به دلیل اینکه در آن زمان، گسترهی داشتن دیش و رسیور بهمانند امروز وسیع نبود. امروزه به هر روستای دورافتادهای هم سر بزنید، خواهید دید که ممکن است وضع مالی خوبی هم نداشته باشند، اما دیش و رسیور را حتمن دارند، گویی رسیور نیز مانند یخچال و اجاقگاز از وسایل اصلی زندهگی شده است.ا آن زمان تلفن کردن به یک برنامهی تلویزیونی و صحبت کردن با مجری یک برنامه، کاری شگفتانگیز بود و بیشتر، کسانی زنگ میزدند که حرفی برای گفتن داشتند. کسانی که بیشتراز اقشار مرفه و نیمه مرفه و در سطح فرهنگی تقریبن خوب و یا افراد تحصیلکردهی اجتماع بودند، برخلاف امروز که اگر به تلفنهای برنامههای مختلف تلویزیونی دقت کنید، میبینید که بیشتر آنها از نقاط دوردست و حتا بیشتر از بخشها و روستاها زنگ میزنند و حالت حیرتانگیزی که آنزمان برای نخستین دارندهگان دیش و رسیور بهوجود آمده بود، الان در میان این گروه از هموطنان شیوع پیدا کرده است و بیشترشان نیز حرفی برای گفتن ندارند که این به دلیل وسعت گرفتن گسترهی استفاده از شبکههای فارسیزبان ماهوارهای از هر قشری است.ا چندی بعد از «انآیتیوی» برنامههای شبکهی تلویزیونی «ایران» با مدیریت آقای «شبخیز» به ایران آمد. در واقع آقای شبخیز دومین کسی بود که برنامههای شبکهی خود را به ایران فرستاد و بسیار زیاد محبوبیت کسب کرد. محبوبیت امروزین این شبکهی تلویزیونی در میان اقشار مختلف مردم، و اینکه یک شبکهی بسیار پُربیننده است، تا حدود زیادی مرهون سالهای 2000 و 2001 میباشد. ا گفتیم که در آن دوران داشتن دیش و رسیور اپیدمی نشده بود و نسبت به کل جمعیت ایران، گروه اندکی میتوانستند این برنامهها را ببینند، ممانعتهای اجتماعی و قانونی نیز، در محدود ماندن بینندهگان شبکههای فارسیزبان موثر بود. اما بههرشکل بینندهگان اولیهی این شبکهها از دیدن چهرهی هنرمندانی که سالها بود آنها را ندیده بودند و نیز پخش فیلمهای سینمایی سیاه و سفید خاطرهانگیز، به وجد میآمدند. هم «انآیتیوی» و هم شبکهی «ایران» هر روز یک فیلم سینمایی قدیمی از سینمای ایران را پخش میکردند و بعضی روزها نیز دو فیلم، اما باز هم درخواست پخش این فیلمها را فراوان داشتند.ا من آرشیوی از برخی برنامههای آنزمان این دو شبکهی تلویزیونی دارم که بسیار جالب است. بعد از «ایران» شبکهی «پارس» برنامههای خود را به ایران فرستاد. که ابتدا به شکل آزمایشی و بعد رسمی آغاز بهکار کرد. تا مدتها فقط همین سه شبکه بودند و ما نیز بسیار خوشحال بودیم که از یک شبکهی تلویزیونی، به سه شبکه رسیدهایم و فکر میکردیم چهگونه میتوان از برنامههای هر سه شبکه استفاده کرد؟ امروز که به لطف ایزد منان و چشموهمچشمی مدیران تلویزیونی، صاحب بیستوچند شبکهی ماهوارهای شدهایم، وقتمان برای دیدن برنامههای مورد علاقه، کم که نشده، بیشتر هم شده است!! نیازی نیست همه را ببینی، چون زیاد تفاوتی باهم ندارند، دو سه شبکه را که ببینی انگار که همه را دیدهای!!!ا در اینجا چند عکس از برنامههای آن زمان را که تهیدست بودیم و فقط سه شبکهی ماهوارهای داشتیم را میبینید، دیدن قدیمیها و قدیمیترها ، همیشه جالب است.ا
ا«آیلین» و «رافی» در دریکی از برنامههای خود در «انآیتیوی»ا
آقای«شبخیز» در نخستین سالهای تلویزیون«ایران»ا
خانم«هاله» از مجریان تلویزیون «پارس» که آنزمان همسر آقای«شجره» مدیر این شبکه بودند.ا
خانم«شهره آغداشلو» که برنامهی فرهنگی بسیار جالبی در «پارس» داشتند.ا
آقای«همایون» در برنامهی ویژهی خود در«پارس»ا
خانم«آناهیتا» دختر خانم«هاله و آقای شجره» که برنامهی ترانههای درخواستی را در«پارس» اجرا میکردند و آنزمان هفده سال داشتند.ا
ادامه دارد...
آنسه امیری - مجله اپیزود ، شمارهی چهل بیستودوم فروردین ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |