|
عباس كيارستمی «كپی برابراصل» را مقابل دوربين میبرد
فيلم«كپی برابر اصل» جديدترين اثر سينمايی عباس كيارستمی از روز هشتم ژوئن (هجدهم خرداد) در توسكانی ايتاليا به تهيهكنندهی شركت MK2 فرانسه مقابل دوربين خواهد رفت. به گزارش خبرگزاری دانشجويانايران (ايسنا)، فيلم «كپی برابر اصل» بعد از پشت سرگذاشتن تغييرات زمانی، از روز هجدهم خردادماه با نقشآفرينی «ژوليت بينوش» در شهر توسكانی ايتاليا فيلمبرداری خود را آغاز خواهد كرد. به گزارش اسكرين ديلی، «آنجلو بارباگلو»، تهيهكنندهی ايتاليايی اين پروژه، خبر آغاز فيلمبرداری جديدترين ساختهی«كيارستمی» را تأييد كرد. اين پروژه قرار بود مارس سال گذشته مقابل دوربين برود كه به دلايل نامعلومی انجام آن به تعويق افتاد. اين اولين فيلم كيارستمی است كه در خارج از ايران ساخته میشود. «كپی برابر اصل» كه مضمونی عاشقانه دارد، در حومهی «چيانتی» ساخته میشود و به زبان فرانسوی خواهد بود، هرچند «بارباگلو» اعلام كرده است، قسمتهايی از آن به زبان انگليسی خواهد بود. «بارباگلو» از تهيهكنندهگان پُركار سينمای ايتاليا است كه بيش از دو دهه تهيهكنندهی فيلمهای «نانی مورتی» از جمله «اتاق پسر» بوده كه نخل طلای كن را در سال 2001 كسب كرد.
فيلمبرداری «تهران تهران» مهرجويی به پايان رسيد
فيلمبرداری فيلم «تهران تهران» داريوش مهرجويی به پايان رسيد. محمدعلی حسيننژاد ـ تهيهكنندهی اين فيلم ـ در گفتوگو با خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب اظهار داشت: آخرين سكانس باقيمانده از فيلم كه يك صحنه داخلی مربوط به عمارت عين الدوله بود دردوازدهم فروردين فيلمبرداری شد و كار به پايان رسيد. وی افزود: فضاهای خارجی عمارت عينالدوله نيز هفتم فروردين طی دو روز گرفته شد. در اين فيلم، پانتهآ بهرام، قربان نجفی، کتايون اميرابراهيمی، مهتاج نجومی، فريده سپاه منصور، اکبر مشکات، غلامرضا نيکخواه، مينو صابری، رحمان حسينی، اردشير کاظمی، پرويز نوری و همسرش ثريا نوری و هنرمندان خردسال نيکی نصيريان و مهدی طالبزاده به ايفای نقش میپردازند. حسيننژاد همچنين از آغاز فيلمبرداری، اپيزود ديگر فيلم «تهران، در جستوجوی زيبايی» به كارگردانی سيفالله داد طی روزهای آينده خبر داد.
مسعود دهنمکی: با اين استقبال «اخراجیهای سه» را هم میسازم
مسعود دهنمكی گفت: گمان نمیكردم «اخراجیها دو» ركود «اخراجیها یک» را بكشند. اين كارگردان سينما در گفتوگويی با خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اينكه با احتساب – چهاردهم فروردين – فروش «اخراجیها دو »از مرز سهميليارد در ايران رد خواهد شد، اظهارداشت:«اخراجیها یک» بعد از چهلوپنج روز در تهران يك ميليارد و چهارصد ميليون تومان و در شهرستانها یکميليارد تومان فروخت و «اخراجیها دو » بعداز چهارده روز، با فروش روزانه حدود 250 ميليون تومان در كشور به اين رقم رسيده و نزديك به 5/2 ميليون مخاطب داشته است. وي با بيان اينكه آمادهگی اين مقدار فروش را نداشته است گفت: فيلم شروع بسيار توفانی داشت و بعضی از سينماها مانند «آزادی» تا ساعت پنج صبح سانس فوقالعاده داشتند. دهنمكی با اشاره به فروش نسخههای تقلبی فيلم اظهار داشت: پشت صحنهی فيلم كه شب عيد از تلويزيون پخش شد توسط افراد فرصت طلب به عنوان نسخهی فيلم فروخته شد. به نظر من خطر در كمين است و علارغم اينكه تمام نسخههای فيلم كدگذاری شده و مديران سينما متعهد شدهاند، اما افرادی نمیخواهند اين ركورد افسانهای شود و به دنبال ايجاد خطر هستند. وي دربارهی ساخت «اخراجیها سه» خاطرنشان كرد :واكنش مردم برای ساخت قسمت سوم «اخراجیها»، برايم بسيارمهم بود و با اين استقبال قطعن با نگارش متن مناسبی كه توقع آنها را برآورده كند، «اخراجیها سه » را خواهم ساخت.
فیلم «دربارهی الی» پروانهی نمايش دارد
محمود اربابی گفت: زمان مناسب اكران «دربارهی الی» اوايل خرداد ماه به بعد است. مديركل اداره نظارت و ارزشيابی معاونت سينمايی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتوگويی با خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه پروانهی نمايش «دربارهی الی» در آخرين جلسه شورای بازبينی در سال 1387 صادر شده است، اظهار داشت: الان تهيهكننده فيلم هرزمان كه بخواهد، میتواند آنرا اكران كند. اما با توجه به وضعيت فيلمهای اكران نوروزی به نظر میرسد بهترين زمان نمايش برای آن اوايل خرداد به بعد باشد و پيشنهاد كرديم در آن زمان اكران شود. به گزارش ايسنا، فيلم «درباره الی» ساختهی اصغر فرهادی برخلاف اعلام قبلی در برنامهی اكران نوروزی به نمايش درنيامد. در فيلم «دربارهی الی...» بازيگرانی چون«ترانه علیدوستی»، «گلشيفته فراهانی»، «شهاب حسينی» و «مريلا زارعی» ايفای نقش داشتهاند و در خلاصهی داستان آن آمده است «سه روز تعطيلی در پيشروست و چند خانواده برای تفريح راهی شمالاند، اما شلوغیهای شمال باعث میشود محل مناسبی برای اسكان پيدا نكنند و..»
«خیلی حرف دارم اما...» برای پنجاهوپنج سالهگی رخشان بنیاعتماد
چهاردهم فروردين ماه همزمان با سالروز تولد بانویارديبهشت سينمای ايران است. رخشان بنیاعتماد پنجاه و پنج ساله میشود. به گزارش بخش سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، اين كارگردان سينمای ايران كه با دستياری در فيلمهای «آفتاب نشينها»،«گلهای داوودی»، «تحفهها» و «تنوره ديو» فعاليت خود را در عالم فيلمسازی آغاز كرد، در دههی هفتاد، با فيلمهای سينمايی «نرگس»، «روسری آبي»، «بانوی ارديبهشت» و «زير پوست شهر»توانست يكی از جريانسازترين سينماگران اجتماعیساز ايران باشد. با «نرگس» كه برندهی سيمرغ بلورين بهترين كارگردانی شد و در سالهای بعد با ديگر فيلمهايش سيمرغ بهترين فيلم، فيلمنامه را گرفت و به نوعی ركوردار دارندهگان سيمرغهای جشنواره شد و با ساخت «گيلانه» نيز بعد از سالها اين اتفاق را تكرار كرد و سال گذشته هم برای «خونبازی» سيمرغ گرفت. بنیاعتماد پيش از ساخت فيلمهای جريانساز به عنوان اولين كار بلند سينمايی در سال 1366 «خارج از محدوده» را ساخت كه آن فيلم برنده یجايزه جشنوارهی فيلمهایكمدی ايتاليا شد و در سالهای 1367 و 1368 به ترتيب «زرد قناری» و «پول خارجی» را جلوی دوربين برد تا اينكه در سال 1370 «نرگس» را ساخت. اما «بنیاعتماد» بعد از سالها فعاليت و كارنامهی پُركار هنری در يادداشت كوچكی كه دو سال گذشته برای برنامهی بزرگداشتاش در سينما تك نوشت، آورده بود: بيش از همه، حسرت نگفتهها را دارد. بنیاعتماد در گفتوگويی دربارهی علاقهاش به ساخت فيلمهای اجتماعی گفته بود: «من كار فيلمسازی را زمانی شروع كردم كه پايههای سينمای اجتماعی در ميان جمعی از مستندسازان تلويزيون گذاشته شد. نگرش آن فيلمسازان و بهكارگيری دوربين بهعنوان سلاحی در برابر نابرابریهای اجتماعی، نگاه مرا به سينما شكل داد، هر چند، چند سال ديگر آن جمع به دليل نگاه مديريت دولتی تلويزيون از هم پاشيد. من بهعمد بهسراغ ساخت فيلمهای اجتماعی نرفتهام، بلكه اين موضوعات هستند كه مرا انتخاب و درگير میكنند و اين امر به نگاه من به جهان هستی باز میگردد.» بنیاعتماد را قبل از اينكه يك فيلمساز شاخص و مطرح در سينمای اجتماعی داستانی ايران بدانيم، بايد او را مستندساز معرفی كرد، همانطور كه خودش بارها در سخنان خود مطرح كرده است، وسوسهی ساخت مستند را هميشه دارد و گفته است: «اگر يك مقدار پولدار بودم و سرحال، هميشه مستند میساختم، چون آنقدر مسئله برای مطرح كردن در اين زمينه وجود دارد که خارج از تصور است.» به دليل همين دغدغههای هميشهگی بنیاعتماد است كه در كارنامهی سه دهه فيلمسازیاش درسينمای ايران، ده فيلم مستند شاخص میبينيم، فيلمهايی كه در سالهای مختلف فيلمسازیاش حتا بعد از ساخت چند فيلم سينمايی داستانی ساخته میشود. از ساخت فيلمهای مستندی همچون «فرهنگ مصرفی»، «تدابير اقتصادی» و «تمركز» كه در سالهای 1358 تا 1365 برای تلويزيون ساخت تا فيلمهای مستندی كه در سالهای 1370 تا 1372 همچون «اين فيلمها رو به كی نشون ميدين؟» كه اين فيلم به وضعيت تاسفبار زندگی چهارصد خانوار از ساكنان گودهای تهران پرداخت و همين فيلم مستند باعث شد شهردار وقت، اين خانوارها را از آن منطقه به منطقهی بهتری جا به جا كند و دو سال دوربين بنیاعتماد و گروهاش همراه اين خانوادهها سرگذشت آنها را دنبال كرد. بنیاعتماد علاوه بر ساخت مستندهای وقايعنگارانه اجتماعی تلخ، فيلم مستندی همچون «آخرين ديدار با ايران دفتری» را در سال 1374 ساخت كه همراه با ايران دفتری چند روزی بر روی صحنهی تئاتر واستوديو ژورك، مكانهای يادآور يك عمر كار بازيگری او را به ياد آورد و در شرايط پرالتهاب و هيجانانگيز انتخابات رياست جمهوری در سال 1380 «روزگار ما» را ساخت در حالیکه ده روز قبل از انتخابات تصميم به ساختاش گرفت. فيلمی كه به گفتهی خودش «سندی است كه اگر روند اصلاحات به شكست برسد بايد در مقابل تاريخ جواب داد.» مهمترين دغدغهی بنیاعتماد همانطور كه در آن سال در ميزگرد ايسنا گفت؛ اين بود كه اين دوران را ثبت كند، دورانی كه شايد برای او كه تجربههای بيشتری داشته و بهگفتهی خودش قابل پيشبينی بود ولی برای جوانان فقط شور بود و اينكه روند اصلاحات در مسيری میافتد كه تغييرات اساسی به وجود آيد و اين ثبت فقط به وسيلهی دوربين مستند میتوانست اتفاق بيفتد. و او طی دو سال گذشته و در اولين نمايشهای«خونبازی» آخرين ساختهی سينمايیاش هم دوباره تاكيد ميكند: «با وجود معضلات گوناگون اجتماعی كه در گوشه و كنار ماست، بیانصافی است دربارهی گل و بلبل فيلم بسازيم. در شرايطی كه گفته میشود در جامعهی ما هر سه دقيقه یک نفر معتاد میشود و طبق آمار سازمان ملل، ايران دارای رتبه درمصرف مواد مخدر است،حمايت وظيفه است نه كمك. هرچند به تنوع سينما معتقد هستم، اما تصور میكنم نبايد به دليل ابزار فرهنگی خاصی كه ما فيلمسازها در اختيار داريم، چشممان را به معضلات اجتماعی ببنديم و تصور كنيم تافتهای جدا بافته هستيم و نبايد فراموش كنيم در كجای دنيا زندهگی میکنیم.» بنیاعتماد هدف اصلی از ساخت اين فيلم را نگرانيش از وجود اعتياد در جامعه میداند: «اعتياد خطری است كه جوانان را تهديد میكند و از اين معضل در شرايط فعلی میتوان به عنوان يك جنگ نام برد. يك جنگ پنهان اما سرمايهای كه از دست میرود، خيلی بالاتر از جنگ است.» و بنیاعتماد درگفتو گويی با ايسنا گفته بود: «من اساسن آدم تلخبينی نيستم و دوست ندارم كه چنين تفكری را در فيلمهايم جای دهم ولی من بيش از اندازه واقعبين هستم و خيلی از حقيقتها حرف میزنم، پس دغدغهی من به اندازهی كافی تلخ است و به جوهر وجود انسان كه از طاقتفرسايی و مقاومت او سرچشمه میگيرد، میپردازد پس میبينيد كه من برای ويترين فيلم نمیسازم بلكه برای پرده فيلم میسازم و اميدوارم كه بالاخره يك روز ملاك جماعت تصميم گيرنده از اين مرحله منجمد خارج شود.» به گزارش ايسنا، بنیاعتماد در ابتدای سال 1386آخرين ساختهی سينمايیاش «خونبازی» را به نمايش عمومی گذاشت و اوايل سال 1387 دكترای افتخاری خود را از دانشگاه لندن گرفت. كارگردان «روسری آبی»، «زرد قناری» و «خونبازی» بهخاطر مشاركت در سينمای جهان و پرداختن به جامعه و فرهنگ ايران مدرك افتخاری دريافت كرد. او اسفند ماه سال 1387 در جشنوارهی فيلم شهر پس از اولين نمايش جديدترين مستندش «حياط خلوت خانهی خورشيد » گفت: اميدوارم اين فيلم شرايطی را بهوجود بياورد که هر چشم بينايی را به فکر وادار بکند. اين کارگردان سينمای ايران گفت: اميدوارم شرايط ديده شدن، واقعيتهايی که سالهای سال سعی کردند با ديد سياسي، بر آنها سرپوش بگذارند فراهم شود و افرادی که تريبونی دارند، فضايی را بهوجود بياورند که شرايط تاسيس مکانهايی همچون «خانهی خورشيد» فراهم شود و ضرورت وجود چنين فضاهايی احساس شود. مهمتر از بحث دربارهی خود اين فيلم، توجه به موضوع مطرح شده در آن و زندهگی درد بار زنان مشابه اهالی «خانهی خورشيد» اهميت دارد. از طرف ديگر اين فيلم ادای احترامی است به همهی کسانی که در زمينهی آسيبهای اجتماعی بینام و گمنام تلاش میکنند. اين فيلم به دوبانوی تلاشگر ، «ليلی ارشد» و «سرور منشی زاده» که میتوان از آنان به عنوان شهروندان نمونه ياد کرد، تقديم شده است. بنا براين گزارش اين کارگردان سينمای ايران در جديدترين ساختهی مستندش روايتی يک ساعته از خانهی خورشيد به عنوان «مرکز گذری کاهش آسيبهای اعتياد زنان» دارد، مکانی که در دروازه غار تهران قرار گرفته است و به عنوان مکان امن گروهی از زنان آسيبپذير اجتماعی تحت نظارت بهزيستی اداره میشود. رخشان بنی اعتماد در بخش ديگری از سخناناش گفت: من خيلی حرف دارم. خيلی حرفهايی که در ظرفيت شصت دقيقهای فيلم نمیگنجيد. با اين حال نترسيدم که فيلم پُرگو شود، بلکه تمام سعی من بر اين بود که روايتی از خانهی کوچکی داشته باشم که کمتر از صد متر است، اما بيش از صد زن آسيب ديده را در طول روز ميزبانی میکند.
معتمد آریا: هر برداشت سياسی از صحبتهای من تحريف افكارم است
فاطمه معتمدآريا با ارسال يادداشتی نسبت به درج مطالبی از وی و حمايت او از شخص خاصی برای انتخابات رياست جمهوری انتقاد كرد. به گزارش خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، در يادداشت اين بازيگر سينما كه نُهم فروردين ماه منتشر شد، آمده است: «دليل اينكه در بعضی از سايتها مشاهده كردم، حمايت مشخصی از طرف اينجانب از شخص بهخصوصی شده است، به واسطهی اعتقادی كه به كار ارزشمند فرهنگی و هنری دارم، نه هرگز خودم را محدود به يك ديدگاه مشخص سياسی كردهام و نه اجازه میدهم، كسی گسترهی نگاه فرهنگیام را محدود به موقعيت شخص بهخصوصی کند.» وی در ادامه متذكر شده است: «چون معتقدم، ابعاد كارهنری بسيار گسترده و تاثيرگذارتر از بعد سياسی است، هرگونه برداشت سياسی از صحبتهای من، تحريف افكارم است.»
مستند«تینار» راهی بخش مسابقهی جشنوارهی«هات داكس» میشود
فيلم مستند «تينار» به كارگردانی مهدی منيری در اولين حضور جشنوارهای خود، در بخش بينالملل، راهی شانزدهمين دورهی جشنوارهی بينالمللی فيلمهای مستند «هات داكس» میشود. مهدی منيری كارگردان اين فيلم در گفتوگويی با خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اعلام كرد: اين فيلم برای شركت در بخش مسابقهی«هات داكس» انتخاب شده و شانزدهمين دورهی اين جشنواره از سیام اپريل تا دهم می 2009 (دهم تا بیستم ارديبهشت ماه 1388) در كانادا برگزار میشود. «تينار» پيشاز اين نيز در بيستوششمين جشنوارهی فيلم فجر، سيزدهمين جشن خانهی سينما و جشنوارهی سينماحقيقت نيز موفق به كسب عنوان بهترين مستند بلند شده است و علاوه بر شركت در جشنوارههای مختلف داخلی و دريافت جوايز متعدد، در مراسم جوايز آسيا پاسيفيك نيز حضور داشته و بهعنوان يكی از نامزدهای بهترين فيلم مستند معرفی شده است. به گزارش ايسنا، «تينار» روايت چهار فصل زندهگی كودكی دوازده ساله در كوهها و جنگلهای جنوب شهرستان بابل است كه به كار گالشی (پرورش گاوههای محلی) میپردازد. اين پسر بچه در بسياری از اوقات سال به تنهايی به كار مراقبت از گاوها مشغول است. برخی از عوامل اين فيلم عبارتند از: نويسنده، محقق، تهيهكننده و كارگردان: مهدی منيری، تصويربردار: سيد حسن سيدی پريشان، صدابردار: محمد صالح نوروزنژاد، تدوينگر: محمدمعين كريمالدينی، صداگذار: علی خطيبینيا و آهنگساز و مدير توليد: اسماعيل جعفری جمنانی.
پانزدهم فروردین ماه 1388 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |