سیزده‌به‌در، سه دلیل شناخته‌شده دارد. یكی این‌كه آخرین روز جشن‌های نوروزی است و سابقه‌ای دستِ‌كم چهارهزارساله دارد. دلیل دوم در این‌ست كه دراین روز عملن نیم‌سال دوم زراعی آغاز می‌شده است. سومین دلیل چنین است كه سیزدهم فروردین، نخستین «تیشتر روز» سال است. در این روز، مردمان ایرانی برای نیایش و گرامی‌داشت تیشتر، ایزد باران‌آور و نوید‌بخش سال نیك، به كشتزارها و مزارع خود می‌رفته و در زمین تازه‌روییده و سرسبز و آكنده از انبوه گل‌ها و گیاهان صحرایی، به شادی و ترانه‌سرایی و پای‌كوبی می‌پرداخته‌اند و از گردآوری سبزه‌های صحرایی و پختن آش و خوراكی‌های ویژه (در افغانستان به نام «آش ابودُردا») غافل نمی‌شدند. به سخن دیگر، سیزده‌به‌در از نسخه‌های جشن‌های تیرگان و آبریزگان است.

 آیین‌های سیزده‌بدرمانند چهارشنبه‌سوری و نوروز، بسیار پرشمار، زیبا و دوست‌داشتنی هستند. بازی‌های گروهی، ترانه‌ها و رقص‌های دسته‌جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراك‌پزی‌های عمومی، بادبادك‌پرانی، سواركاری، نمایش‌های شاد، هماوردجویی‌های جوانان و آب‌پاشی و آب‌بازی (كه این آخری در میان «پارسیوان»‌های پاكستان سخت رایج است) بخشی از آن آیین‌هاست.

همان‌گونه كه شباهتی بین چهارشنبه‌سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه‌های اصیل و كهن آن وجود ندارد، سیزده‌به‌در امروزی نیز تنها نامی از یك جشن كهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین كهن و یادگار نیاكان ما ندارد. نحوه‌ی اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیین‌های ایرانی، از شیوه‌ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شكل فعلی آن، دارای سابقه‌ی تاریخی در ایران نیست.

در باره‌ی خجسته‌‌بودن عدد سیزده و روز سیزده و یا نحس بودن آن، نوشتارهای متفاوتی وجود دارد.

رضا مرادی غیاث‌آبادی در باره‌ی نحس بودن عدد سیزده می‌نویسد:

«در باورهای ایرانی هر یك از روزهای ماه خورشیدی از آنِ یكی از ایزدان و مینویان است و تمامی روزهای سال خجسته و فرخنده هستند. نحس بودن عدد سیزده، ارتباطی با فرهنگ ایرانی ندارد و متعلق به جوامع غربی و اروپایی است و پس از آشنایی و گسترش روابط ایرانیان با اروپاییان از عصر صفوی به بعد، به ایران راه یافته است. می‌دانیم كه باور به نحس بودن عدد سیزده، علیرغم پیشرفت‌های همه‌جانبه‌ی علمی و تكنولوژیكی هنوز هم عمیقن در غرب متداول است و ایرانیان با این‌كه سخنان فراوانی در باره‌ی نحس بودن عدد سیزده را شنیده‌اند، اما می‌دانیم كه چنین باوری در نزد عموم مردم رواج گسترده ندارد و اگر دایمن در رسانه‌ها تبلیغ نشود، خواهیم دید كه چنین اعتقادی كمتر از زبان مردم شنیده می‌شود.

اما از سوی دیگر، عدد سیزده در نزد ایرانیان و جوامع كهن، به‌خاطر خاصیت بخش‌ناپذیری آن، عددی «بد قلق» دانسته می‌شده است. در حالی‌كه عدد دوازده از قابلیت بخش‌پذیری بسیار بالایی برخوردار بوده و به پنج مقسوم كامل و چهار مقسوم با خارج قسمت غیر گنگ، قابل تقسیم است.

اما انتخاب سیزده برای این جشن ایرانیان، نه به دلیل نحس بودن آن، بلكه از آن روی است كه روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه‌شماری‌های ایرانی، از آن ایزد «تیشتَـر»، ایزد آورنده باران و سال خوب، است. (در گاهشماری سیستانی «تیركیانوا»، در سغدی «تیشیج»، در خوارزمی «چیریج») ایرانیان این روز را برای خجسته‌گی بسیار آن انتخاب كرده‌اند و این‌كه در برخی نواحی نیز كه سیزده‌به‌در را در روز چهارشنبه برگزار می‌كنند هم به همین سبب بوده است. چرا كه روز چهارشنبه‌ در ایران باستان با نام «تیشتَر شید» شناخته می‌شده و در نتیجه پیوندی میان چهارشنبه و روز سیزدهم وجود دارد.»

درباره‌ی منشا جشن سيزده‌ی نوروز، نظرها و عقايد گوناگونی ابراز كرده‌اند. علی بلوك‌باشی می‌گويد: «در دين مزديسنا روز سيزده هر ماه به «تير»، ايزد باران، متعلق دارد و به نام او خوانده و مقدس شمرده می‌شود. در زمان‌های قديم، ايرانيان ايزد باران را در روزهای سيزده هر ماه، به ويژه سيزده تير ماه، نيايش می‌كردند و مناسك دعا به جا می‌آوردند تا باران ببارد و سبزه و گياه برويد و نعمت‌های روی زمين افزون شود و زنده‌گی، تازه‌گی و شادابی بيابد.»

ذبيح بهروز اين جشن را جشنی كهن و آريايی می‌داند و روز سيزده‌ی نخستين نوروز را سال مبدا گاهشماری ايرانی شمرده است.

 زنده ياد دکتر بهرام فره‌وشی روز سيزده را تمثيلی از هزاره‌ی سيزده عمر جهان می‌داند و احتمال می‌دهد كه جشن سيزده‌ی نوروز برگرفته از اعتقاد هند و اروپايی باشد.

دكتر فره‌وشی ناخجسته‌گی اين روز را ناشی از حوادث بزرگ كيهانی و واقعه‌های سهمگين و ناگواری همراه با زمين لرزه و ويرانی می‌داند كه در دوران اساطيری و تاريخی در روز سيزدهم سال نو، در جهان رخ داده بود و اين باور را در انديشه‌ی مردم به وجود آورده بود كه در هر چند هزار سال يك بار در همين هنگام سال، بلايی آسمانی فرا خواهد رسيد.

دكتر بهرام فره‌وشی در این مورد می‌گوید:

«در اساطير ايرانی عمر جهان هستی دوازده هزار سال است و عدد دوازده هم از بروج دوازده گانه گرفته شده است. پس از اين دوازده هزار سال عمر جهان بسته می‌شود و انسان‌هايی كه در جهان هستی وظيفه شان جنگ با اهريمن بوده است به پيروزی نهايی می‌رسند. از آن پس ديگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آ دميان به جايگاه ابدی خويش ، به عالم مينو باز می‌گردند. با دانستن اين موضوع می‌توان گفت كه اولين دوازده روز فروردين تمثيلی از اين دوازده هزار سال است و روز سيزدهم تمثيلی از هزاره‌ی سيزدهم می‌تواند باشد كه آغاز رهايش از جهان مادی است و از اين رو روز سيزدهم می‌تواند روز باز گشت ارواح به جهان مينوی و روز رهايش كيهانی باشد.»

برخی از پژوهشگران نيز عقيده دارند كه مفهوم ناخجسته‌گی روز سيزده فروردين در نخستين سال رصد زرتشت پديد آمد كه سيزده فروردين با روز سيزدهم ماه قمری همان سال شد گرديد و آفتاب و ماه در مقابل يك‌ديگر قرار گرفتند. منجمان اين روز خاص استثنايی را نحس خواندند و گفتند مردم از خانه‌ها خارج شوند و به صحرا بروند تا نحوست اين روز را در بيابان به در كنند.

دكترصادق رضازاده شفق منشا اين عقيده را يونانی می‌داند و می‌گويد: «به موجب عقيده‌ی يونانيان قديم، انجمنی مركب از خدايان دوازده‌گانه منعقد بود، نفر سيزدهمی وارد می‌شود و يكی از آن‌ها را می‌كشد و مجلس را بر هم می‌زند. از آن زمان عدد سيزده منحوس و بدشگون شد.

زنده‌ياد دكترمهرداد بهار سيزده‌ به‌در را نمادی از آشوب ازلی می‌داند. جشن‌های نوروزی درواقع جشن‌های پايان يافتن سال گذشته و آغاز سال جديد و سيزدهمين روز نماد آخرين روزهای سال است.ا

دكتر مهرداد بهار در مورد عدد سيزده و روز سيزده می‌گوید:

«گاهی از خود می‌پرسيم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سيزدهم عيد چيست؟ چرا كار كردن و پرداختن به امور جاری در اين روز نحس است؟ بايد گفت زير تاثير نجوم بين‌النهرينی، اساطير نجومی در ايران شكل می‌گيرد كه بنابر آن هر يك از دوازده اختر كه خود بر يكی از برج‌های دوازده‌گانه حاكم است، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد. از اين رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال، آسمان و زمين در هم خواهد شد. محتملن ، اين اسطوره خود نيز ريشه‌ای بابلی دارد و ظاهرن باور بر آن بوده است كه در اصل، پس از دوازده هزار سال، آشفته‌گی آغازين باز می‌گردد.

 به گمان انسان اعصار كهن، آن چه در كيهان بزرگ (هستی) رخ می‌داد ، در كيهان ُخرد (در جهان انسانی) نيز رخ می‌داد، اين عقيده ريشه از همان‌جا دارد كه گفتيم انسان كه تنها قادر به شناخت نسبی خود بود، جهان را قياس از خويش می‌گرفت و گمان می‌كرد كيهان بزرگ هم‌چون اوست. با اين باور بود كه سال دوازده ماهه را را توجيه می‌كردند. طبعن عوامل نجومی ديگری چون گردش ماه در اين امر و پديد آمدن سا ل دوازده ماهه موثر بوده است، اما توجيه اساطيری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله‌ی هستی، بهترين توجيهی به نظر می‌رسيد كه در چار چوب اعتقادات كهن می‌گنجيد.

 جشن‌های دوازده روزه‌ی آغاز سال نيز با اين سال دوازده ماهه و دوره‌ی دوازده هزار ساله‌ی عمر جهان مربوط است. انسان آن‌چه را در اين دوازده روز پيش می‌آمد، سرنوشت سال خود می‌انگاشت و گمان می‌كرد اگر روز‌های نوروزی به اندوه بگذرد، همه‌ی سال به اندوه خواهد گذشت. بسياری از اين باورها هنوز برجاست، مختصر آن كه دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه‌ی سال بود.

اما اگر در پايان دوازده هزار سال جهان درهم می‌شد و آشفته‌گی نخستين، بازمی‌گشت واگر به نشان آن، در پايان هر سال قانون از ميان بر می‌خاست، پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفته‌گی نهايی و پايان سال را بر خود داشت. در اين روز كار كردن و نظام عمومی را رعايت كردن نيز از ميان برمی‌خاست و شايد عياشی‌ها و «ارجی» باری ديگر برای يك روز باز می‌گشت. نحسی سيزدهم عيد نشان فرو ريختن واپسين جهان و نظام آن بود.»

دكترمحمود روح‌الا‌مينی ضمن تاييد نظر دكتر«بهار»، عقيده دارد كه سيزده به‌در گرچه يادآور آشوب ازلی است اما نحس نيست و نحوست عدد سيزده كه اين چنين در فرهنگ ما ريشه دوانيده است، تفكری مسيحی است. در شام آخر، حضرت عيسی  با دوازده تن از حواريون خود، جمعن سيزده نفر شركت داشتند و سيزدهمين نفر به آنان خيانت كرد كه منجر به مصلوب شدن مسيح شد. اين تفكر چنان در باورهای مسيحيان جهان رسوخ كرده كه در كشورهای اروپايی وامريكايی، سيزده نفر بر سر سفره نمی‌نشينند، ساختمان‌ها طبقه سيزدهم و هواپيماها رديف سيزده ندارند. نحسی سيزده در ميان مسلمانان نيز سابقه دارد و از امام صادق نقل است كه روزهای سيزدهم در تمام ماه‌ها نحس است.

رضامرادی غیاث‌آبادی می‌نویسد:

«شواهد مردم‌نگاری و منابع مكتوب در یكی دو سده‌ی پیشین، جای تردید کمی در این باره می‌گذارد. ادوارد پولاك، پزشك اتریشی ناصرالدین‌شاه و معلم مدرسه دارالفنون در سفرنامه خود به سال 1243 خورشیدی (1865 میلادی) گزارش كرده است كه زنان تهرانی در روز سیزده‌بدر به آیینی كهن به دشت و صحرا می‌روند و دولت وقت برای جلوگیری از این‌كار، عوارضی وضع كرده و مبلغی از زنان دریافت می‌كند. ماری شیل، همسر وزیر مختار بریتانیا در ایران، در سفرنامه‌ی خود به سال 1228 خورشیدی (1850 میلادی) نقل كرده است كه زنان برای سیزده‌به‌در به سنت قدیم به باغ سفارت‌خانه‌ی بریتانیا می‌آیند و به‌جز باغبان‌ها، هیچ مرد دیگری در آن‌جا نیست. هم‌چنین قهرمان میرزا عین‌السلطنه در روزنامه‌ی خاطرات خود شرح می‌دهد كه هنگام عزیمت به شمیران در سال 1287 خورشیدی (1326 قمری) دیده است كه زنان به سیزده‌به‌در آمده بودند و سبزی‌های صحرایی را می‌چیدند در حالی‌كه مردان به زراعت رفته بودند.

به‌جز اسناد مكتوب، توجه به باورهای مردم‌شناختی نیز از زنانه بودن سیزده‌به‌در حكایت می‌كند. در افغانستان، روز سوم و یا سیزدهم فروردین را «نوروز زنان» می‌نامند. در آسیای میانه و نواحی ورارود، برخی از روزهای نوروزی به «هوروزا» ایزدبانوی سغدی آب‌ها وابسته است و زنان برای بزرگ‌داشت او به دشت و طبیعت می‌روند. در بسیاری نواحی، مراسم فال‌گیری سیزده‌به‌در، منحصرن به‌دست زنان انجام می‌شود. در سنگسرِ سمنان، زنان آش مخصوصی به مناسبت این روز می‌پزند. در میان ارامنه فریدن، تازه‌عروسان با جامه اَروسی (عروسی) خود در مراسم حاضر می‌شوند. در سنگسر و نیز در تبرستان و مازندران، پسران جوان به نامزدها و دلداده‌های خود هدیه‌هایی پیشكش می‌كنند. همه این شواهد كه به‌طور خلاصه گفته آمد، بر زنانه بودن جشن سیزده‌به‌در دلالت می‌كنند كه بعدها مردان نیز خود را از آن بی‌بهره نكرده‌اند.

 برای بررسی دیرینگی جشن سیزده‌بدر، ما با یك خلا درازمدت در منابع و اسناد مكتوب روبه‌رو هستیم. از همین روی، برخی پژوهشگران بر این گمان‌اند كه این جشن دیرینه‌گی‌ بیش از یك یا دو سده ندارد. تمامی منابع مكتوبی كه به گزارش صریح سیزده‌به‌در (در فروردین یا صفر) پرداخته‌اند، متعلق به عصر قاجاریه هستند. اما دو شاهد دیگر، نشان‌دهنده‌ی دیرینگی بسیار زیاد این جشن است. یكی آیین‌های بسیار گسترش‌یافته و متنوع و گوناگون سیزده‌به‌در است كه بر پایه قواعد مردم‌شناسانه و فرهنگ عامه، هر چه‌قدر دامنه‌ی گسترش باوری فراخ‌تر و شیوه‌های برگزاری آن متفاوت‌تر باشد، نشان‌دهنده‌ی دیرینه‌گی بیش‌تر آن است و دیگری، مراسم مشابه‌ای است كه به‌موجب كتیبه‌های باستانی سومری و بابلی (اكدی) از آن آگاهی داریم. به‌موجب این گزارش‌های مكتوب، آیین‌های سال نو در سومر با نام «زَگموگ» و در بابل با نام «اَكیتو»، دوازده روز به درازا می‌كشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت می‌آراسته‌اند.»
 

دكتر ميرجلال‌الدين كزازی نيز در مورد عدد سيزده و روز سيزده به‌در می‌گويد:

«يك ديدگاه فرهنگی است كه ما می‌توانيم با كندوكاو در باو شناسی و نماد شناسی كهن ايرانی، ريشه‌ها و خاستگاه‌ها‌ی بی شگونی سیزده را به در كشيم و بررسيم. در اين باور شناسی پاره‌ای از شمار (اعداد) ارزش نمادين داشته است.

عدد يك در باورشناسی باستانی ايران نشانه‌ی راز آلود خداوند است. عدد دو ارزش آيينی دارد: آسمان و زمين ، نرينه و مادينه و... دو بدين سان ساختار و سرشت آفرينش را برما روشن می‌دارد. كاربردهای نمادين عدد سه اين است كه اين شمار به گونه‌ای راز آلود، آفرينش و پديده‌ی هستی را نشان می‌دهد. در باورهای ايران از زادگان سه گانه و يا مواليد ثلاث سخن به ميان رفته، زادگان سه گانه كانی و يا جاندار است. عدد چهار، چهار گوهر را نشان می‌دهد. در پنج می‌توانيم از پنج حس سخن بگوييم. در شش به شيوه‌ی نمادين جهان آشكار می‌شود و ما معتقديم پديده‌های گِتی شش سويه هستند. اما هفت در ميان يكان از كارآ يی و ارزش و باور شناختی افزون‌تری برخوردار است. عدد هشت با بهشت در پيوند است. عدد ُنه باز شماری است كه در فرهنگ ايرانی ارزش آيينی ويژه‌ای دارد و از شمار سپند (مقدس، پاك) است. عدد دوازده در نماد شناسی نشانه‌ی كمال است. دوازده در گروه خودش ارزش بسيار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داريم. هفت در عدد دوازده گردان است، پس اگر دوازده را نشانه‌ی كما ل بدانيم، اين عدد خجسته‌ترين خواهد بود، زيرا آرمان آفرينش رسيدن به سرآمدگی و كمال است. پس اگر به شمار سيزده رسيديد، اين همه از ميان خواهد رفت و زمانی كه به چهارده می‌رسيم، دوباره گجسته‌گی روی می‌دهد. ايرانيان از دير زمان روز سیزده را از خانه بيرون می‌رفتند كه بی شگونی اين روز را از خود دور بدارند. شايد يكی از دلايلی كه عدد سیزده نزد ايرانيان نحس است و مردم برای فرار از اين نحسی، روز سيزده به‌در را در دامان طبيعت به‌سر می‌برند، ترويج فرهنگ بد شگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است.»

دكتر كزازی در مورد كسانی كه سخت به نحوست اين روز اعتقاد دارند و از آن زيان می‌بينند ، می‌گويد: «اين زيان در گجسته‌گی عدد سیزده نيست، بلكه در باوری است كه آن‌ها به اين گجسته‌گی دارند. باور به گجسته‌گی آن نيروهای درونی و بيرونی باور را با او هم‌سو و هم‌گرا و كانونی می‌كند و نيروها اثری بر پيرامون می‌گذارد.»

علامه عباس‌علی كيوان در خاطرات هفتاد ساله‌اش از باور مردم شهر خود«قزوين» در اين باره در كتاب خود كيوان نامه می‌نويسد:

«روز سيزده به‌در جايز نبود برای ديد و باز ديد، به خانه‌ای رفت، هم صاحب‌خانه به فال بد می‌گرفت و می‌گفت نحوست را به خانه‌ی من آورده‌اند و هم رونده نمی‌خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آن چه بلا در اين سال بيايد ، آن روز مقدر وتقسيم می‌شود. پس خوب است ما درشهر و خانه‌ی خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيافتيم.»

بسياری از مراسمی كه در جشن سيزده در ايران برگزاز می‌شود، معانی اساطيری و تمثيلی دارد. شادی و خنده به معنای فرو ريختن پليدی و انديشه‌های تيره، مهربانی و روبوسی، نماد آشتی و استحكام دوستی و پاكيزه‌گی از دشمنی و عداوت،  به آب افكندن سبزه‌های هفت سين به آب رونده نماد فديه به ايزد بانوی آب (آناهيتا)، خوردن غذا در دشت نماد فديه‌ی گوسفند بريان، گره زدن سبزه برای باز شدن بخت، تمثيلی از پيوند زن و مرد و ادامه‌ی نسل است.

از رسم‌های ديگر جشن سيزده به‌در كه در گذشته بسيار معمول بوده، شركت در مسابقات بُرد و باختی به ويژه اسب‌دوانی بود كه ياد آور نبرد ايزد باران با ديو خشك‌سالی است.

از ديگر رسم‌های شوخی آميز روز سيزده كه مشخص نيست نخست از كجا آغاز شده، دروغ روز سيزده است. چنان كه اروپاييان نيز روز اول آپريل كه به روز سيزده‌ی فروردين ما بسيار نزديك است، (هر چهار سال يك بار سيزده‌ی فروردين و اول آپريل برابر می‌شوند) اين رسم را دارند. به‌طوری‌كه روز اول آپريل سال، راديو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود كه امروز برج ايفل خراب خواهد شد. با شنيدن اين خبر عده‌ی زيادی حيران و هيجان‌زده به محل برج رفتند و در آن‌جا با اعلاميه‌ی دروغ اول آپريل روبرو شدند.

منابع:

 نوشته‌های رضا مرادی غیاث‌آبادی

نوروز، جشن نوزايی آفرينش،علی بلوک‌باشی

کتاب از اسطوره تا تاريخ

در گستره‌ی فرهنگ، محمود روح‌الامینی

وبلاگ سخایی 2004

پایگاه اینترنتی تبیان

 

 فرید ستوده - مجله اپیزود ، شماره‌ی سی‌ونُه

پانزدهم فروردین ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved