انگاری کوچ خودخواسته‌ی عده‌ای هنرمند هم‌میهن، آن‌ها را از ما که در «جهان سوم» زیست و گذران می‌کنیم، دور نکرده و از ما هم به «جهان سوم» نزدیک‌ترهستند، اخلاق و آداب اجتماعی‌شان در مواجهه با آن‌چه در همان سرزمین‌هایی که زیست می‌کنند، اتفاق می‌افتد.

منظور مواجه شدن با انتقاد و سیل خواسته‌های به حق و گاهی نابه‌حق هواداران‌شان است. هنوز نیاموخته‌اند چه‌گونه باید با این انتقادات مواجه شد! نمونه‌ی اخیرش برخورد آوازخوان‌مان «ابی» با سایت هواداران‌اش است! سایت «خاکستری» حدود دو سال فعالیت داشت و عده‌ای از هواداران «ابی» و «جنتی‌عطایی» که پیش از این سایت، دارای وبلاگ‌هایی با موضوع هواداری ازاین دو هنرمند بودند، با یاری هم، توانستند از ترانه‌ها و آثار این دو هنرمند در این سایت قلم بزنند با هر آن‌چه در وسع‌شان بود و حاصل‌اش 29 شماره بود.

اما از آن‌جایی که هنرمندان هم‌میهن هنوز معنا و مفهوم هواداری را نمی‌دانند و فکر می‌کنند هوادار غلام حلقه‌به‌گوش آن‌هاست و جز بَه‌بَه و چَه‌چَه نباید چیزی دیگر داشته باشد و اصولن مرور کارنامه و کارهایی از این دست با عرض معذرت کشک است و اگر روزی به هنرمند مربوطه انتقادی شد و گفته شد آقاجان بالای چشم شما انگاری ابروست و... به تریج قباشان بدفُرم برخورده و زمین و زمان را به هم می‌آورند!

با خبر شدیم که در برنامه‌ی هفته‌ی گذشته‌ی جناب «شهیار قنبری» (قدغن‌ها در رادیو صدای ایران)  بیانیه‌ی «ابی» در خصوص سایت هواداران‌اش خوانده شد و در کنار این بیانیه آقای «قنبری» هم از فرصت استفاده کردند و برای دیگران از جمله «داریوش» و «گوگوش» نسخه پیچیدند که باید چون «ابی» عمل کنند و ... نخست متن برنامه‌ی هفته‌ی گذشته را بخوانید:

ابی، ابراهیم حامدی، خواننده‌ی سرشناس سرزمین‌مان هم در رابطه با سایتی به نام «خاکستری» که سال‌هاست همه‌ی خُردی‌اش را خط به خط و پُست به پُست برمی‌گرداند، برای‌شان پیامی فرستاده است و رونوشت‌اش را به این برنامه که برای‌تان می‌خوانم:

 

جناب آقای (اسم مستعار) پویان

متاسف‌ام که باید به عرض‌تان برسانم مسائلی که در سایت «خاکستری» بیان می‌شود به هیچ‌وجه با حقایق منطبق نیست و تحت هیچ شرایطی با عقاید «ابی» منطبق نمی‌باشد! در مدتی که در لوس‌آنجلس بودیم متوجه شدیم «ابی» تنها کسی نیست که از نوشته‌های این سایت راضی نیست بلکه تمامی هم‌کاران قدیمی «ابی» هم از طریق سایت «خاکستری» مورد حمله  و نامهربانی قرار گرفته‌اند. بدین‌وسیله از شما خواهش می‌کنم عکس «ابی» را از بالای سایت بردارید، زیرا که «ابی» به هیچ‌وجه دخل و تصرفی در نوشته‌های این سایت ندارد. یعنی که نقشی ندارد.

ابراهیم حامدی

مهشید حامدی برومند

 

این‌ها هم مثل چند دکان دیگر تصویری را بالا می‌برند، تصویر یک آوازخوان تا پشت‌اش پنهان شوند! و دیگران را ناسزاباران کنند! در اکثر موارد هم این دیگران کسانی هستند که سرویس‌های امنیتی دل‌خوشی ازشان ندارند! بنابراین در خط سرویس‌های امنیتی حرکت می‌کنند! من بارها در این رابطه با شما سخن گفته‌ام! این کار درستی‌ست! کاری که «ابی» کرده است! امیدوارم که دیگران هم از او پیروی کنند. و از این سایت‌های مشکوک بخواهند که دست‌کم تصویرشان را از پیشانی سایت بردارند تا مردم فکر نکنند که مثلن فلان سایت، سایت رسمی هنرمند است! هنرمند محبوب‌شان است!

گمان می‌کنم «داریوش» عزیز باید چنین کند، گمان می‌کنم خانم «گوگوش» باید چنین کند ... این‌جوری می‌شود این جهان آلوده، جهان اینترنتی آلوده، را تمیز کرد!

***

اما پرسش این است که جناب «ابی» در این دو سال‌و‌اندی که از عمر این سایت می‌گذرد، چرا حالا به فکر پیام فرستادن برای این سایت افتاده است؟ چرا در همان ماه‌های نخست که بچه‌های این سایت می‌نوشتند که ما تاییدیه‌ی بزرگان هنرمندمان را پشت سرمان داریم آقای «ابی» معترض نشد؟

 این‌جاست که آدم هوشیار به یک نکته می‌رسد و آن چیزی نیست مگر این‌که هنرمندان ما تا زمانی که مجیزگوشان باشی، لام تا کام سخن نمی‌گویند و سردرگریبان هستند! همین که به آن‌ها و کارهاشان خرده گرفتی، دیگر شما دشمن‌شان هستی و به بهانه‌های واهی و توهم‌زده از سرویس‌های امنیتی پول می‌گیرید تا آقایان و خانم‌های هنرمند را به دره‌ی نیستی ببرید!!ا

اما واقعیت این است که در شماره‌ی 28 سایت «خاکستری» نامه‌ای سرگشاده از طرف یکی از هواداران ایشان منتشر شده بود که «ابی» را به سبب کارهای نازل سرزنش کرده بود! از جمله همکاری با «کامران و هومن» و ریمیکس‌های بسیار سطح پایین و سپردن تنظیم آخرین اثرش که یادگار «بابک بیات» است به «شهرام آذر» در حالی که وراث معنوی «بابک بیات» از جمله «بامداد بیات» اگر چه جوان است اما بسیار تنظیم‌کننده‌ی خوبی است!

این‌که چرا آوازخوانی در سطح و اندازه‌های «ابی» چنین می‌کند، می‌تواند دلایل مالی هم داشته باشد که در این سال‌ها از مردم و هواداران‌اش پنهان نکرده است! اما برخوردی که با سایت هواداران‌اش کرده و آن‌چه در پیام‌اش برای این سایت آمده است، نشان می‌دهد او با هوادار صادق نیست!

در این پیام انگاری بحث بر سر این است که عده‌ای پشت او پنهان شده‌اند تا به دیگران توهین روا دارند و از این جمله کارهایی که این سال‌ها بسیار دیده شده است اما چرا این پیام زمانی به سایت هواداران(خاکستری) می‌رسد که از او به شکلی سرگشاده و بی‌سانسور گلایه و انتقاد شده است؟ او می‌توانست در همین پیام، سوالات و گلایه‌های هواداران خود را پاسخ دهد و نه این‌که میدان را خالی کرده و به شکل قهر و رنجیده‌گی از آنان بخواهد که نام و تصویرش را از سایت پایین بکشند!!

مدیران سایت هم جواب خوبی به «ابی» دادند و به طور کل سایت را تعطیل کردند! آن‌ها نشان دادند با زیرکی، هوادار جدی او هستند و با این حرکت گفتند که ما از «ابی» اعتبار گرفتیم و به خواست او هم احترام می‌گذاریم.

اما کاسه‌ی داغ‌تر از آش یعنی آقای «قنبری» و نسخه‌های او برای «داریوش» و «گوگوش» هم جای تامل دارد! آقای «قنبری» شاید اولین کسی بود که هواداران او، چهره‌ی واقعی او را و آن‌چه که بود را بر سر بازار نوشتند و البته تهمت ناروای «امنیتی» هم گرفتند!!

البته که از «ابی» انتظاری بیش از این نبوده و نیست! او هیچ‌گاه ادعای هنرمندی روشن‌فکر و هم‌گام با جهان را نداشته است و این برخورد او کسی را رنجیده‌خاطر نخواهد کرد. اما کسی چون «شهیار قنبری» که سال‌هاست در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی از هنرمندان ایرانی گفته و آنان را هم‌سطح جهان ندیده و بارها و بارها از خود به عنوان قطب عالم هنر یاد کرده و همیشه پُرگلایه بوده که حق من بیش از این‌هاست و چه و چه اما خود او به سان یک هنرمند دست چندم جهان سومی با هوادارش برخورد کرده و دیگران را اینک تشویق می‌کند که چون من باشید، نشان از این دارد که او فروتر از آن است که خود می‌پندارد!!

در جهان آزاد همه می‌دانیم که توهین روا داشتن و اصولن ترور شخصیت، چه هنری و چه غیر هنری پیگرد قانونی دارد! در همین جهان آزاد وبلاگ‌ها و سایت‌هایی هستند که از هنرمندان جهان می‌نویسند وگاهی هم از آنان به شدت انتقاد می‌شود و حتا مسایل شخصی آنان هم رو می‌شود ولی آیا دیده و شنیده‌اید که از کسی شکایت شود؟ هنرمندی از هواداران خود برنجد؟ به سبب این‌که از او انتقاد شده است؟

ظرفیت پایین هنرمندان ما در مواجهه با انتقاد و گلایه از جانب هواداران از آن‌جا نشات می‌گیرد که جامعه‌ی ایرانی یک جامعه‌ای است برآمده از هنجارهای غلط اجتماعی  که در طول سالیان در رفتار و کردار هنرمندان و مردم‌اش نشت کرده است! جامعه‌ای که هنرمندان آن خدایانی هم‌پای خدایان یونان و مصر باستان هستند و گاهی آن‌چنان مقدس می‌شوند که لقب «حضرت» هم می‌گیرند!!!! کافی‌ست در سایت «گوگل» در برابر نام یک آوازخوان واژه‌ی «حضرت» را سرچ بفرمایید تا هزاران وبلاگ را در چشم‌برهم‌زدنی مشاهده بفرمایید!

در چنین جامعه‌ای هنرمند روشن‌فکر ما به سان یک جامعه‌ی بسته و دیکتاتورمنش، دیگر همکاران خود را فرا می‌خواند تا برای این سایت و آن بلاگ بیانیه و پیام بدهند و نام و نشان‌شان را از آن‌ها طلب کنند! تا مبادا حقایقی در این سایت‌ها و بلاگ‌ها عنوان شود و آبروی هنرمند برباد شود!!

ای کاش هنرمند ما نگران توهین و ترور شخصیت دیگران و از جمله خود بود! ترس آن است که حقایقی رو شود و این همان جامعه‌ی نابالغ ایرانی در مواجهه با نقد و گلایه است و پیامدش رنجیده‌گی و قهر!

از نشستن در جامعه‌ی آزاد فقط و فقط دوستان هنرمند همین را آموخته‌اند که قهر کنند و ظرفیت انتقادپذیری را نداشته باشند. آقای «ابی» اولین نبوده و نیست! عده‌ای دیگر از هنرمندان هم شایسته‌ی هوادار خوب نیستند چرا که معنای هوادار برای آنان یعنی غلام حلقه‌به‌گوش که از صبح تا شب، مجیزگو باشد!! این‌گونه است که هنرمند به عرش می‌رود و نرسیده به عرش، به فرش می‌نشیند!!

اگر فرض را بر این بگیریم که هوادار هنرمند دچار لغزش و اشتباه شده است آیا با قهر و بیانیه صادر فرمودن و یک مُشت هوادار را متهم کردن که در مسیر سرویس‌های امنیتی حرکت کرده‌اند و... آیا این یک برخورد فرهنگی و اخلاقی آن‌هم از سوی یک هنرمند است؟؟؟؟ پس رسالت یک هنرمند همین است؟ آیا بهتر نیست هنرمند به مانند یک پدر با ذوق و با شعور، هوادار را راهنما باشد و با سخن و کلام درست و منطقی او را هدایت کند؟؟؟

بزرگ‌ترین امتیاز سرویس «اینترنت» در این سال‌ها نقاب برافکندن از چهره‌ی کسانی بوده است که تا پیش از این بسیار بزرگ و عاری از خطا و لغزش بودند! از جمله هنرمندانی که ادعای مردم‌دوستی و اخلاق داشتند. حال که سخن از اخلاق و رسالت یک هنرمند شد، بگذارید از یک هنرمند شایسته و بالیاقت هم نام ببریم!

 «داریوش اقبالی» امروزه چه در جمع هواداران‌اش و چه در جمع مردمی که به او به سبب مبارزه با بیماری‌ها و آسیب‌های اجتماعی  چشم دوخته‌اند، یک هنرمند با ظرفیت و کامل به نسبت دیگر همکاران خود است!

در طول یک سال‌و‌اندی که با ایشان در ارتباط بوده‌ام همیشه از انتقادات و پیشنهادات من به شدت استقبال کرده و این نشان‌دهنده‌ی ارزش نهادن به کار خود هنرمند است! در این برخوردها تواضع ایشان نمایان است و برخوردهایی منطقی که انتظاری هم جز این از فردی که الگوی مردم گرفتار در بند بیماری‌های اجتماعی هستند نیست!!

باشد دیگران کمی از او و رفتار شایسته‌ و ظرفیت نقدپذیری او بیاموزند!

 

محمود بی‌تا - مجله اپیزود، شماره‌ی سی‌وهشت

یکم فروردین ماه 1388 خورشیدی

 

Home

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved