|
ملکه آرتمیس اول
آرتمیس یکی از بزرگبانوان مشرق زمین در سدههای پیش از میلاد است که نویسندهگان آن زمان به او لقب «دریادار» داده بودند. اما آرتمیس فقط دریادار نبود، بلکه بر سرزمین «هالیکارناس» و بخشهای تابعهی آن نیز که از مستملکات ایران بزرگ بود، فرمانروایی میکرد.ا آرتمیس پس از مرگ شوهرش که شهربان «هالیکارناس» بود، زمام امور را بهدست گرفت و به حکومت نشست و به هنگام بروز جنگ بین ایران و یونان، پیوستهگی خود را با خشایارشاه اعلام کرد و با کشتیهای بزرگ جنگی خود به لشکریان ایران پیوست و در لشکرکشی ایرانیان به تنگهی ترموپیل در سمت فرماندهی دریایی ایران، دلاوریهای بسیاری از خود نشان داد.ا آرتمیس در جنگ «سالامین» نیز بسیار خوش درخشید و پس از شکافتن حلقهی محاصرهی چندین کشتی یونانی، خود به آنان حمله کرد و چنان دلیرانه جنگید که خشایارشاه خیره به جنگاوریهای او گفت: اکنون مردان من زن و زنان من، مرد شده اند.ا این بانوی باشهامت که بیشک یکی از دریاداران برجستهی زمان خود بود، بهجز شرکت در جنگهای ایران و یونان، درجنگ های دیگرایرانیان نیز شرکت داشت و پیروزیهای بسیاری بهدست آورد. آرتمیس گذشته از خصلت جنگاوری، به دانش و خرد و تدبیر نیز ممتاز بود، چنانکه خشایارشاه در بیشتر امور با او مشورت میکرد و نصیحتهای او را بهکار میگرفت و سرانجام نیز پسران خود را برای تربیت به او سپرد.ا
ملکه آرتمیس دوم
آرتمیس دوم، ملکهی مشهور«هالیکارناس» در آسیای کوچک در سدهی سوم پیش از میلاد و همسر«موزول» پادشاه «کاریه» بود. او در تمام مدتیکه با لقب ملکه در دربار میزیست، در کنار همسرش به کارهای اجتماعی بزرگی دست زد و پس از مرگ شوهر محبوباش، او را در آرامگاه باشکوهی بهنام خود او«موزول» به خاک سپرد.ا این نام پس از آن بر روی تمامی آرامگاههای قدیمی باشکوه گذاشته شد و واژهی رایج«موزول - موسول» با همین معنا از آن برآمد.ا آرتمیس دوم به پاس خدمات ارزندهای که برای سرزمیناش انجام داد پس از مرگ، در آرامگاه شوهرش دفن شد و گور او تا دیرزمانی زیارتگاه زنان هالیکارناس بود.ا
ملکه آرتیستن آرتیستن دختر کوروش کبیر، از زنان ممتاز دوران خود بود و چون به شیوهی پارسیان تربیت شده بود، کمتر زنی نظیر او یافت میشد. آرتیستن که در عقد داریوش بزرگ هخامنشی بود، برای او پسری بهنام «آرسام» بهدنیا آورد که این پسر در شمار فرماندهان دلیر ارتش هخامنشی قرار گرفت. به گفتهی تاریخنویسان، داریوش بزرگ «آرتیستن» را بهاندازهای دوست میداشت که دستور داد از چهرهی او نقابی از طلا بسازند که یادش از خاطرها نرود.ا
ملکه آرسینوئهی اول آرسینوئهی اول ملکهی مصر در پیش از میلاد، دختر«لیسی ماخوس» از بزرگان «تراسی»، در آغاز جوانی با بطلمیوس دوم ، فرمانروای فیلادلفی ازدواج کرد، اما با تمام هوش و ذکاوتی که داشت، نتوانست توجه نامادری حسود و بددل خویش را جلب کند و ناامید از همهجا، در دام دسیسهای گرفتار آمد و محروم از تمامی نعمتهای درباری، به تبعیدی دشوار و جانگزا محکوم شد و سرانجام زندهگی او در «کوپتوس» به پایان رسید.ا
ملکه آرسینوئهی دوم آرسینوئهی دوم، شاهزاده بانوی مصری در پیش از میلاد که در همه جا به زیبایی و تدبیرمندی و فرهیحتهگی مشهور بود، با یکی از بزرگان ا«تراسی» ازدواج کرد و پس از جدایی از او، به همسری بطلمیوس فیلادلفی که تازه از تبعید همسرش آرسینوئهی اول، فارع شده بود، درآمد و در آنجا چنان شهرتی یافت که با خدایان اساطیری همردیف شد و بدین گونه بود که نام او بر سر چند شهر کوچک و بزرگ آن ناحیه، پایدار ماند.ا
ملکه آرسینوئهی سوم آرسینوئهی سوم، دختر بطلمیوس ناحیهی «اورگت» و همسر بطلمیوس چهارم در سدهی پیش از میلاد، بانویی جنگاور و دلیر و باتدبیر بود که با او ا«فیلوپاتر» میگفتند. او در کنار شوهرش در نبرد بزرگ« رافیا» شرکت کرد و در شکست دادن آنتوخیوس کبیر، بسیار موثر بود. شاید بههمین دلیل توجهی دربار «اگاتوکله» را بهشدت جلب کرد و چون بهاشتباه در دسیسهای برضد شوهرش شرکت کرد، به فرمان او دستگیر و کشته شد.ا
ملکه آرسینوئهی چهارم آرسینوئهی چهارم، دختر بطلمیوس هشتم از اهالی«اولته» و خواهر «کلئوپاترا» بود. سردار رومی سزار که نقش قیّم آنها را داشت، سرزمین مصر را به کلئوپاترا و سرزمین قبرس را به آرسینوئه داد. اما آرسینوئه که از این تقسیم ناراضی بود، به خواهرش ملکه کلئوپاترا در خاک مصر حمله کرد، اما با وجود دلیریهای بیاندازه و زیادهخواهیهای بسیاری که داشت، از لشکریان خواهرش شکست خورد و به خاور تبعید شد . اما در آنجا هم آرام نگرفت و سرانجام در یکی از نبردها بهدست سردارآنتوان از پای درآمد و زندهگی پرماجرایش خاتمه یافت.ا
آنسه امیری- مجله اپیزود ، شمارهی سیوهفت بیستوچهارم اسفندماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |