ا- بدترین دشمن شما

بسیاری از ما متوجه نیستیم که وقتی در آینه نگاه می‌کنیم، چه باوری داریم. بسیاری از ما تصویر خود را نمی‌بینیم، به‌جای آن تصویر شخص دیگری را می‌بینیم که احساس می‌کنیم باید او را راضی کنیم و فکر می‌کنیم که باید در این کار ارزشی وجود داشته باشد. اما وقتی وفاداری ما نسبت به خودمان از درجه‌ی دوم اهمیت برخوردار است، ارزشی در کار نیست.ا

نمی‌توانید با تصویر ذهنی دیگران زنده‌گی کنید، این کار به معنای نابود ساختن خویشتن است. با این کار شما بدترین دشمن خود می‌شوید. از اشتباه کردن می‌ترسید و در نتیجه ابراز وجود نمی‌کنید و بنابراین در زنده‌گی به خوش‌بختی نمی‌رسید. این گونه، یا به هر شیوه‌ی منفی دیگر، نمی‌توانید دوستی کسی را به‌دست آورید. با راه رفتن روی زانو، با تلاش برای راضی کردن دیگران نمی‌توانید خوش‌بخت شوید.ا

دوستی با خود شما شروع می‌شود، بی‌آن‌که دوست خود باشید، نمی‌توانید دوست دیگران باشید و مطلب مهم دیگر آن‌که نمی‌توانید دوست همه باشید. هر کدام از ما برای خود نگرشی داریم. هر کدام از ما، امور و اشیا را به شیوه‌ی خود می‌بینیم و همین‌طور هم باید باشد. به همین دلیل است با کسانی که شرایط را بر خلاف ما می‌بینند، دشمن می‌شویم.اگر صادقانه احساس کنیم که حق با ماست، نباید از دشمنی ورزیدن دیگران بترسیم و با این حال باید هماهنگی را حفظ کنیم.ا

یک ضرب‌المثل قدیمی چینی می‌گوید:«درست به همان شکلی که درختان بلند را از سایه‌هاشان می‌شناسیم، انسان‌های خوب را هم باید از طریق دشمن‌شان بشناسیم.» ا

وقتی از روی ترس و تردید و بی‌عزمی می‌خواهید دیگران را راضی کنید، یکی از بزرگ‌ترین دشمنان خود می‌شوید، وقتی از ترس اشتباه کردن نمی‌توانید به معنای واقع کلمه زنده‌گی کنید، دشمن بزرگ خود هستید.ا

 

 

ا- غبطه خوردن

در این دوران نمادهای حیثیتی بسیاری از اشخاص به‌جای این‌که برای ایجاد حرمت نفس خود، کاری صورت دهند، از دیگران تقلید می‌کنند و وقتی از کسی تقلید می‌کنید، نسبت به خود، وفاداری و صمیمیت از درجه‌ی دوم دارید و در نتیجه هرگز نمی‌توانید ارزش واقعی خود را به‌دست آورید. تصویر ذهنی خود را واگذار می‌کنید و در تصویر ذهنی شخص دیگری زنده‌گی می‌کنید و معنای این، شاد و خوش‌بخت نبودن است.ا

در مورد حسادت کردن و غبطه خوردن نیز همین مطلب صدق می‌کند. غبطه خوردن و حسد بردن ویژه‌گی مخربی است که شما را از خودتان دور می‌کند و مانع از آن می‌شود که به خویش بزرگ و عظیم خود برسید. به‌جای بزرگی و عظمت ترجیح می‌دهید که خُرد و حقیر باقی بمانید، حتا در آن لحظه تقلید هم نمی‌کنید. احساس استدلال و منطق خود را برای پرداختن به یک بازی منصفانه از دست می‌دهید، به گونه‌ای مخرب می‌اندیشید و به سعادت و خوش‌بیاری دیگران با رنجش نگاه می‌کنید.ا

این امکان وجود دارد کسی که به او غبطه می‌خورید از زنده بودن شما آگاه نباشد، وقتی غبطه می‌خورید زنده نیستید، تنها وجود خارجی دارید، سایه‌ی تاریک کوچکی از خویش واقعی خود هستید.ا

غبطه خوردن در حکم فشار خون بالای ذهن است که شما را فلج می‌کند و مانع از آن می‌شود که به خویش بزرگ خود دسترسی پیدا کنید.ا

آیا غبطه خوردن درمانی دارد؟

بله، به‌نظر من دارد. اگر قرار می‌شد در آینه‌ای به خود نگاه کنید و دریابید که این ویژه‌گی شما را رنج می‌دهد و به شما آسیب می‌زند، بی‌درنگ برای رفع معضل موجود اقدامی صورت می‌دادید، چه‌گونه؟ با استفاده از محبت برای برخورد با خویشتن. این شروع درایت و تواضع است، شروع بخشیدن خود، به‌خاطر اشتباه و رفتن به فراسوی آن است. شاید بتوانید با به‌خاطر آوردن سخنان«اوید» روز جدیدی را برای خود بیافرینید:ا

ا«غبطه خوردن و حسد بردن از جمله بدترین شررهاست که چون ماری بزرگ روی زمین می‌خزد.»ا

 

رها ماندگار - مجله اپیزود ، شماره‌ی سی‌وهفت

بیست‌وچهارم اسفندماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved