باب دیلن با نام کامل رابرت آلن زیمرمن، آوازخوان، آهنگ‌ساز، شاعر و نویسنده‌ی امریکایی است که در در بیست‌وچهارم می 1941 دردولوس در ایالت «مینه سوتا» به‌دنیا آمد. وی در پنج دهه‌ی اخیر در موسیقی امریکا به عنوان یک پدیده مطرح بوده‌است.ا

باب نخستین فرزند «آبراهام زيمرمان» و«بئاتريس زيمرمان»  بود که در نوجوانی زادگاه خود را ترک کرد و برای این‌که دیگر با گذشته‌اش ارتباطی نداشته‌باشد نام خود را نیز تغییر داد. معروف است که او نام هنری خود را از نام شاعر انگلیسی‌زبان «دیلان تامس»  گرفته‌است. خودش می‌گوید: ا«اين نام فقط يك روز به ذهنم رسيد و انتخابش كردم...»

باب هيچ وقت از پدر و مادرش راضی نبود و اصلن از دوران كودكي‌اش خوشش نمی‌آيد و دوست ندارد درباره‌ی آن زمان حرف بزند. خودش می‌گويد: ا«من هيچ وقت يادم نمياد كه بچه بودم، همیشه فكر مي‌كنم يک نفر ديگر بوده كه بچه بوده!!»ا

از شش ساله‌گی نواختن سازدهنی و گیتار وپيانو را آغاز كرد. از همان دوران كودكی علاقه شديدی به موسيقی داشت. خواننده‌گانی چون هنك ويليامز جيمی روجوز، الويس و به خصوص وودی گاتری. «گاتری» برای «باب دیلن» تبديل به يك بت شده بود. سال 1960 ديلن متوجه شد كه گاتری چهل‌وهشت ساله به‌دلیل حمله‌ی بيماری ارثي‌اش، در حال مرگ است. باب به بيمارستان «گری استون» در نيوجرسی تلفن زد و خواست كه با ا«وودی» صحبت كند. اما به او گفتند كه آقای «گاتری» تلفن جواب نمی‌دهد ولی دوست دارد كه عيادت‌كننده داشته باشد. او برای ديدن وودی با يك چمدان و يك گيتار و ده دلار به سمت نيوجرسی رفت. هنگامی كه به نيويورك رسيد، به محله «گرينويچ ويلج» رفت، محله‌ای در جنوب منهتن كه در آن زمان پاتوق هنرمندان بود. در آن‌جا به كافه «وآ» رفت و با هنرمندانی چون ديويد ون رونك و رامبلينگ جك اليوت آشنا شد. در آن شب در كافه وآ ترانه‌های وودی را نواخت. ا

هنگامی كه وودی را ديد ترانه ‌ی«سانگ تو وودی» را برايش زد، نخستین ترانه‌ی ساخته‌ی ديلن كه بعدها اجرای عمومی شد. وودی گاتری سرانجام در سوم اكتبر 1967 درگذشت.ا

ا«باب دیلن» در سال 1959 یعنی زمانی که هجده ساله بود، بعد از پایان دبيرستان در «فارگو» به‌عنوان پيش‌خدمت آغاز به كار كرده بود. در آن‌جا با ا«بابی وی» خواننده‌‌ای که گروهی به نام دِشادوز را رهبری می‌كرد، آشنا شد. «بابی وی» برای ترانه‌ای به نام سوزی بيبی، به دنبال يك نوازنده‌ی پيانو می‌گشت  ورابرت جوان برای او در چند اجرا پيانو زد.ا

بعد از آن «باب» به زادگاهش برگشت و به دانشگاه مينه‌سوتا رفت، اما سر كلاس‌های درس دانشگاه نمی‌رفت و سرانجام نیز پس از شش ماه، درس را رها كرد. خودش می‌گوید: شب‌ها تا صبح ساز می‌زديم و می‌خوانديم... صبح‌ها هم مي‌خوابيديم و وقتی برای درس خواندن نبود.ا

ا«باب دیلن» از دیدگاه بسیارانی، تاثیر گذارترین چهره در تاریخ موسیقی امریکا بوده‌است. چنان‌که ترانه معروف او «مثل یک خانه‌به‌دوش» توسط مجله‌ی «رولینگ استون» به عنوان بزرگ‌ترین ترانه تمام زمان‌ها انتخاب شد.ا

ا«باب دیلن» کار رسمی‌اش را به شکل آلبوم موسیقی از سال 1961 آغاز کرد. در این سال او نخستین آلبوم خود را با عنوان«باب دیلن»  توسط كولمبيا ريكوردز منتشر کرد.اما این آلبوم فروش خوبی نداشت.ا

باب در همان سال با دختری به نام سوز آشنا شد. سوز در بیستم نوامبر 1943 در نيويورك متولد شده بود. او كه يك خانواده امريكايی- ايتاليايی داشت، به همراه مادر و خواهرش در امريكا زنده‌گی می‌كرد. او ديلن را در انتشار آلبوم

The freewheelin’ bob Dylan

یاری کرد. تاثیر عمیقی که «سو» بر روی «دیلن» گذاشت، سبب خلق  ترانه‌های زیبایی شد چون:ا

Don’t think twice its allright و  ballad in pain D

درتابستان 1963 هنگامی كه باب از «سوز» جدا شده بود، با آوازخوانی به نام «جون بائز» آشنا شد.«جون بائز» که از خانواده‌ای مکزیکی - اسکاتلندی بود،  دو ماه از باب بزرگ‌تر بود. او به ديلن و ترانه‌هايش علاقه‌مند بود. در جولای آن سال آن‌ها در فستيوال نيوپورت فولك با هم برنامه اجرا کردند. بعد آن، «جون بائز» ديلن را با خود به تور برد و او را مهمان خيلی مخصوص معرفی كرد. در آن سال به ديلن و بائز لقب «شاه و ملكه فولك» دادند... ديلن در مورد جون بائز می‌گويد: «او يك گيتاريست فوق‌العاده است. هنگامی كه او را در تلويزيون می‌ديدم احساس می‌كردم كه به يك خواننده همراه خودش نیاز دارد و از زاويه‌ای ديگر رويم تأثير گذاشت.» ا

هنگامی كه بائز در تور انگليس ِديلن در 1965 به او ملحق شد. او در آن‌جا كمتر شناخته شده بود واز ديلن انتظار داشت كه او را در برنامه‌هايش معرفی كند. اما باب چنين کاری نکرد و در سفرش به او اعتنا نمی‌كرد، و سرانجام بائر را به خانه فرستاد.  بعد از آن هنگامی كه ديلن در اثر مسموميت غذايی بستری شده بود، بائز تصميم گرفت به ديدن او برود. آن‌ها تا ده سال ديگر نیز با هم نخواندند تا این‌که در اواسط دهه‌ی هفتاد در تور رولينگ تاندر برنامه اجرا کردند.ا

بائز در سال 1969 آلبومی منتشر کرد از ترانه‌های دیلن به نام:ا

Any day now

و در 1975 نیز درباره او ترانه‌ای سرود به‌نام:ا

Diamond & Rust

در مارچ 1965 ديلن با اولين گروه الكتريك خود آلبوم پنجم‌اش را ضبط كرد. آلبومی به نام:ا

Bringing it all back home

باب دیلن به «همراه مايك بلوم فيلد» گيتاريست، «ساملی» درامر، «الكوپر» اورگان، «بری گلدبری» پيانو، در نيوپورت فستيوال در سال 1965 شرکت کرد. او هنگامی كه گيتار الكتريك به دست گرفت، با فريادها و هو كردن‌های طرفداران‌اش و همين‌طور طرفداران موسيقی فولك مواجه شد. «پت سيگر» هنگام اجرای ديلن به خاطر اجرای راك‌اندرول او در جشنواره‌ی موسيقی فولك و استفاده از گيتار الكتريك ناراحت شد و تصميم داشت كه با تبرش كابل‌ها را قطع كند. او می‌گفت: «صدای ديلن را نمی‌شنوم.»... ا

ديلن بعد از اجرای فقط سه ترانه از سن پايين آمد. ولی بعد از چند دقيقه دوباره روی سن رفت، اين بار تنها و با گيتار آكوستيك خود. اجرای خشم‌برانگيز او باعث واكنش منفی از طرف تشكيلات موسيقی فولك شد. چهار روز بعد از حضور جنجال آميزش در فستيوال نيوپورت، او دوباره به استوديو در نيويورك برگشت و ترانه‌ی «پزتيولی برای خيابان» را ضبط كرد كه پر بود از ايجاد جنون سوءظن وكينه‌جويی. «من دليلش رو می‌دونم/ كه تو پشت من حرف می‌زنی/ يكی رو لای جمعيت داشتم/ كه كنار تو بود»..؟

درسال 1966 در كنسرت او در «رويال آلبرت هال» يكی از طرفداران‌اش به خاطر عصبانيت از موسيقی الكتريك ديلن، از میان جمعيت فرياد زد: يهودا. و ديلن در جواب‌اش گفت: من تو را قبول ندارم... تو يك دروغگويی!... باب ديلن به خاطر خيانت به موسيقی فولك و ورود به دنيای راك‌اندرول و موسيقی راك، بسياری از طرفداران‌اش را از دست داد. اما طولی نكشيد كه دوباره آن‌ها را به دست آورد...ا

بعد از تور اروپا، او به نيويورك برگشت. مدير برنامه‌ريزی او، كنسرتی بزرگ در تابستان و پاييز برای او برنامه‌ريزی كرده بود. اما در بیست‌ونهم جولای 1966 هنگامی كه او در حال راندن موتورسيكلت‌اش بود، ترمزهايش قفل كرد و او به زمين خورد. خبر دقيقی از مقدار جراحت او منتشر نشد، هيچ كس آمبولانس خبر نكرد، هيچ گزارشی هم توسط پليس از تصادف وجود ندارد، وسعت جراحت هيچ وقت كاملن اعلام نشد، ولی تأييد شد كه گردن‌اش شكسته شده بود. او بعد از تصادف شروع به نوشتن و ضبط كردن ترانه‌هايش كرد. اما تا هشت سال كنسرتی اجرا نکرد..

او در طول چهل و شش سال تجربه در موسيقی كه تا كنون بيش از چهل‌وپنج آلبوم ثمرهاش بوده، با هنرمندان مختلفی همكاری كرد و كنسرت‌های مختلفی اجرا كرد او همچنين چندين جايزه‌ی گرمی را به خود اختصاص داد. نمی‌توان يك سبك را برای باب ديلن انتخاب كرد. او اوايل دهه‌ی 60 در موسيقی فولك بود كه به يك رهبر برای جوانان آن زمان تبديل شده بود و با زبانی تلخ و رك به انتقاد و اعتراض می‌پرداخت. ترانه‌های ضد جنگ و حمايت از حقوق بشر او، حرف همه‌ی مردمان آن زمان بود كه ديلن آن‌ها را فریاد ميزد. از این میان می‌توان به ترانه‌هایی اشاره کرد مانند:ا

Masters of war ، Blowin' in the wind ، Hard rain gonna fall

باب بعد از چند سال، با انتشار آلبوم «روی ديگر باب ديلن» فرم ترانه‌هایش را به سبك عاشقانه تغيير داد. در سال 1965 از گيتار الكتريك در آهنگ‌هايش استفاده كرد كه موجب خشم طرفداران‌اش شد. اما او شجاعانه سد بين سبك‌ها را از بين برد. و آلبوم‌هايی را منتشر کرد که با استفاده از گيتار الكتريك ضبط کرده بود. آلبوم‌هایی مانند:ا

Blonde on blonde   و  Highway 61 revisited

 

هم‌چنین او بعد از تصادف‌اش، در اواخر دهه‌ی شصت آلبومی را منتشر كرد كه در آن از گيتار الكتريك استفاده نكرده بود و متن اشعارش را از كتاب‌های مذهبی گرفته بود. منتقدان، تغيير فرم اشعار ديلن را تاثيری از تصادف‌اش می‌دانستند. این آلبوم ، آلبومی بود با نام:ا

 John wesley harding

او در دهه‌ی 70 نيز آلبوم‌هايی را منتشر کرد كه اشعاری مذهبی داشتند، آلبوم‌هایی با نام‌های:ا

 Slow train coming   و  Saved

و سرانجام آلبومی به‌نام «دوران مدرن» را در بیست‌ونهم آگست 2006 منتشر کرد كه توانست جايزه‌ی گرمی بهترين اثر فولك امريكايی را دريافت كند.ا

باب دیلن آلبوم «مدرن تایمز » رادر ادامه آلبوم های

 Time Out of Mind -  1997

 Love and Theft -  2001

منتشر کرد وبسیاری از علاقمندان و مشتاقان آثار دیلن - به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و پرکارترین خواننده‌گان راک معاصر - در انتظار شنیدن ترانه های جدید این آلبوم لحظه شماری می‌کردند. همه‌ی اشعار آهنگ‌های این آلبوم توسط خود باب دیلن نوشته شده است. این آلبوم نخستین اثر او پس از پنج سال سکوت بود و شامل ترانه‌هایی درباره‌ی حملات یازدهم سپتامبر و توفان کاترینا . دیلن شخصن کار تهیه این آلبوم را برعهده گرفته بود و معتقد بود که هیچ کس بهتر از خودش نمی‌داند که موسیقی‌اش باید چه‌گونه باشد.ا

باب دیلن تاكنون جوايز متعددی از گرمی و گلدن گلاب تا اُسكار را دريافت كرده است. در سال 1999 جزو صد چهره‌ی تاثيرگذار از نظر مجله‌ی تايمز در قرن بيستم شد. و در سال 2004 در ليست بهترين هنرمندان كل تاريخ در مجله‌ی رولينگ‌استون رتبه‌ی دوم را به دست آورد. او همچنين بارها نامزد دريافت جايزه‌ی نوبل شد.ا

برخی از ترانه‌های او توسط بسیاری از آوازخوانان مشهور دوباره‌خوانی شده‌است که از جمله آن‌ها می‌توان به «از فراز برج دیده بانی» اشاره کرد که توسط جیمی هندریکس کاور شد. هم‌چنین آوازخوانانی دیگری چون:  جانی كش، جان بائز، جان لنون، استيوی واندر، اريك كلاپتون و وايت استرايپ و... نیز ترانه‌های او راخوانده‌اند.ا

باب در سال 1972 با ساخت موسيقی متن برای فيلم

Pat garret and billy the kid

ساخته‌ی « سام پكينپا» و با اجرای نقش كوچكی در آن، وارد سينما شد كه ترانه‌ی معروف

Knockin' on heaven's door

برای اين فيلم ساخته شد كه آوازخوانان بسياری آن را خواندند.ا

او در سال 1977 فيلمی را کارگردانی کرد با نام:ا

 Renaldo & Clara

 در باره‌ی او چندين فيلم و مستند ساخته شده است. مانند مستند«دونت لوک بک» كه در باره‌ی تورانگليس او در سال 1965 است كه جان بائز و دونوان در آن حضور دارند.ا

  و هم‌چنین مستندی كه ديلن و پنبكر آن را ساخته‌اند كه در باره‌ی تور اروپايی ديگری از ديلن است با نام:ا

  eat the document 

مارتین اسکورسیزی، فیلم مستند«راهی به خانه نیست» را در مورد باب دیلن در سال 2005  ساخت كه  زنده‌گی ديلن و شرح اتفاقات توسط باب ديلن و كسانی ديگر چون: آلن جيمزبرگ، دپو وان رونك، جان بائز و...از تولد او تا سال 1966 كه در دو قسمت ساخته شد.ا

 همچنین فیلم «من آن‌جا نیستم» ساخته‌ی «تاد هاینس» برگرفته از زندگانی باب دیلن است كه در اين فيلم شش بازيگر در نقش ديلن در دوره‌های مختلف زندگی‌اش بازی می‌كنند و جالب‌تر از همه اين است كه يكی از اين شش بازيگر خانم «كيت بلانشت» است كه او حدود سال‌های 65-66 از زندگی باب ديلن را بازی می‌كند.ا

باب دیلن پیش از انتشار آلبوم«مدرن تایمز»  در گفت‌وگویی که «جوناتون لیتم» رمان نویس، با او انجام داده بود، ضبط مدرن موسیقی را افتضاح توصیف کرد و گفت:«واقعن یک نفر را هم سراغ ندارم که در طی بیست سال گذشته یک موسیقی با ضبط درست و حسابی تولید کرده باشد.»ا

او اعتقاد دارد که در این روش جدید ضبط موسیقی، «همه جا پر از سرو صدا است، هیچ عنصرتعریف شده و واضحی در آن وجود ندارد، نه آواز نه هیچ چیز دیگر، همه چیز بی حرکت و ساکن است. بدون شک حتا همین ترانه ها هم در استودیو و زمان ضبط به مراتب از کیفیتی بهتر برخوردار بوده اند. سی‌دی‌ها کوچک‌اند و حجم ندارند. به یاد دارم هنگامی که آن جوان مبتکر«نپستر» را گیر انداختند دست اندرکاران نگران شده بودند که موسیقی مجانی در اختیار همه قرار گرفته است، من فکر کردم، خوب چرا این‌طور نباشد؟ این موسیقی اصولن بی‌ارزش است.»ا

او می‌گفت:«همه‌ی ما نوارهایی  که در دستگاه پخش صوت‌مان می‌شنیدیم را دوست داشتیم، اما قبول کنید، آن دوران گذشته است.»ا
  

 - منابع:

 دانش‌نامه‌ی ویکی‌پدیا

 مجله‌ی چهل‌چراغ

پایگاه اینترنتی گفت‌وگوی هارمونیک

 نوشته‌های«محمرضا علیمراد» درباره‌ی باب دیلن

 

آنسه امیری - مجله اپیزود - شماره‌ی سی‌وهفت

بیست‌وچهارم اسفندماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved