|
«اشتباه کردن» یکی از تراژدیهای زندهگی بسیاری ازما این است که میخواهیم کامل باشیم. از اشتباه کردن میترسیم و وقتی اشتباه میکنیم در مقام سرزنش خود برمیآییم و نمیتوانیم با خود از در صلح و آشتی درآییم. پُر از تنش هستیم، قدرت تمرکز را از دست میدهیم، خواب از چشمانمان میگریزد و از رسیدن به آرامش ذهن محروم میمانیم. به این دلیل ترس از اشتباه کردن از همه بدتر است زیرا خود، اسباب ترس، عدم اطمینان و احساس حقارت میشود و تصویر ذهنی ما را تا حد یک سیبزمینی ناقابل تخفیف میدهد. اما اشتباه قابل اصلاح است و در این شرایط چرا به شکنجه و عذاب بیپایان تن میدهیم؟ چرا امید از دست میدهیم؟ چرا قبل از اینکه ببینیم که کیستیم و چه توان بالقوهای داریم، باور به خویشتن را از دست میدهیم؟ چرا اجازه میدهیم که ذهن و جسم ما تحت تاثیر یک اشتباه، یک خطا و یک لغزش آسیب ببیند؟ عظمت انسان در تلاش او برای رسیدن به عظمت خلاصه میشود. کسیکه توقع داشته باشد هرگز خطا و اشتباهی از او سرنزند، هرگز به عظمت نمیرسد. این توقع بیجا و مسخره منجر به انزوا و احساس تهیبودن میشود. عظمت واقعی هر انسان به اشتباه نکردن او نیست، بهجای آن، انسان زمانی به عظمت میرسد که به فراسوی اشتباه برود. همهی ما اشتباه میکنیم اما به لطف خداوند میتوانیم اشتباهات خود را جبران کنیم، میتوانیم اشتباهات خود را اصلاح کنیم. توانایی رفتن به فراسوی اشتباه شروع موفقیت در سه دنیای جسم، ذهن و روح است. خدا را بهخاطر یک اشتباه، یک لغزش، یک بدبیاری و یک خطا شکر بگذارید. اشتباه کردن بهما فرصت میدهد تا از خود، کاری صورت دهیم و به ارزش واقعی خود و به ارزش بزرگ خود پی ببریم. موفقیت معنایی جز این ندارد. سخن فیلسوف چینی«وانگ یانگ مینگ»Wang Yang Ming میگوید: «در نظر خردمند، اشتباه نکردن و لغزش نداشتن آمرزش نیست، در نظر او فضیلت بزرگ انسان در اصلاح اشتباهات خویشتن و از خود انسانی جدید ساختن است.»
«بخشودن» اشتباه کردن نامطلوب است. قبل از اینکه کسی به قطع دستاش رضایت دهد باید به این نتیجه برسد که آن دست، دیگر برایاش مطلوب نیست، اندامی نامطلوب است که به او لطمه میزند. در کارجراحی صورت معیارهای نسبی، امتحانی یا نیمهکاره وجود ندارد. بافت جراحت دیده، بهطور کامل برداشته شده به زخم فرصت کافی داده میشود تا التیام پیدا کند. دقت میشود که تا حد امکان صورت بیمار، حالت قبل از جراحت را پیدا کند. بخشودن درمان دشواری نیست. کافیست که روحیهی «محکوم کردن» را کنار بگذارید. برای ما بخشودن از آن جهت دشوار است که با محکوم کردن دیگران احساس آرامش میکنیم. تا زمانی که دیگران را محکوم کنیم، میتوانیم نسبت به آنها احساس برتری داشته باشیم. هیچکس نمیتواند مدعی آن شود که وقتی بهحال خود تاسف میخوریم، به شکلی احساس رضایت به ما دست میدهد. در بخشودن درمانکننده، بدهی دیگران را حذف میکنیم، نه به این دلیل که تصمیم گرفتهایم سخاوتمند باشیم یا در حق دیگران لطف کنیم و یا اینکه به لحاظ اخلاقی از آنها برتر هستیم. بدهیهای دیگران را میبخشیم زیرا به این نتیجه میرسیم که این بدهی درست و معتبر نیست. بخشودن واقعی تنها زمانی مصداق پیدا میکند که ببینیم و بپذیریم که چیزی برای بخشودن ما وجود نداشته و ندارد. اصولن از همان ابتدا نباید کسی را محکوم میکردیم و از او متنفر میشدیم. بخشودن درمان بخش، عملی پویاست که افکار خوب شما را به عملکردی خلاق مبدل میسازد.
- شش نکتهی زیر را بهخاطر بسپارید: یک) از روشنبینی و روشناندیشی استفاده کنید. در لحظهی حال زندهگی کنید، اما به هدفتان چشم بدوزید. دو) مترصد فرصت شوید تا خود را بهبود بخشید. سه) احساسات منفی خود را شناسایی کنید و به فراسوی آنها بروید. چهار) روی محبت نسبت به خود و دیگران تمرکز کنید. پنج) اشکالات دیروز را فراموش کنید، جنبههای مثبت را بهخاطر بسپارید. شش) سعی کنید که در حالت آرام قرار بگیرید. در صورتی میتوانید به این مهم نایل شوید که اصول پیشنهادی در این کتاب را بهخوبی بیاموزید. اگر خود را در بهترین شکلی که ممکن است ببینید و اگر با خود همراه شوید، میتوانید به حالت رلاکس برسید. «رابرت براونینگ» Robert Browningمیگوید:«بخشودن خوب است، بهتر از آن فراموش کردن است.»
رها ماندگار - مجله اپیزود ، شمارهی سیوشش هفدهم اسفند ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |