|
خوشه خوشه عشق شد زینت دست و دامنام نیست درخت ارغوان آه منم، آه منم، آه منم بُرده توان و تاب را از دل کودکانهام قلقلکی که میدود از پر عشق بر تنم مانده به زیر پرنیان، باغ شکوفهام نهان فاش چرا نمیکنم، جامه چرا نمیکنم زردی جان گرفتهام، سرخی شرم را بگو محفظهی سپیده را نوک زدهام که بشکنم سوی تو آمدم دوان، کرده گذر زهفت خوان هفت سفر تباه شد، کفش و عصای آهنام روی به آب شستهام، تن به گلاب شستهام شانه به مو کشیدهام، سرمه به چشم روشنام در بگشا که سرخوشام، شور و شتاب آتشام شعله ولی نمیکشم، باادبام، فروتنام گفتی اگر منی درآ، تو نشدم، مران مرا با تو خوشام به یک سرا، زانکه تو مرد و من زنام دم نزن از من و تویی، شکوه مکن از این دویی آنکه بهجاست خود تویی، وان چه سزاست خود منم
خواهم شبی دریا شوم، غوغا کنم، غوغا کنم بر هر کران سربرکشم، شاید تو را پیدا کنم از موج خیز قهر تو سربرکشم طغیان کنم هر هفت اقلیم تو را در خود کشم دریا کنم در دست توفان غمات غوطه خورم غلطان شوم تا سر نهم در پای تو، سر را رها در پا کنم از نشئهی باران الطاف تو گوهرزا شوم هر قطره را در قعر جان دُردانهای والا کنم از شوق گرد خود تنم، سر در درون خود برم آنگه برون آرم سر و هوهو زنم هیها کنم گر با سرانگشت جنون در کوبم و نگشاییام آنقدر سر کوبم به در تا رخنه در خارا کنم چون گسترم دامان خود بر ساحل آغوش تو تردامن بیمایه را رسوا کنم رسوا کنم بر پرنیان جامهام خون شفق ریزد اگر با هفت آباش شویم و چون مریم عذرا کنم در پیچ و تاب زلف خود الماسها افشان کنم صد کهکشان آبگون را زورق جوزا کنم دل را بپالایم ز غم، ابروی بگشایم زهم تا لایق عشقات شوم هر زشت را زیبا کنم پشمینه برگیرم ز تن، عریان شوم از خویشتن فارغ ز فکر ما و من، امروز را فردا کنم چشمام شود آینهات، سر برنهم بر سینهات تو شاهد مجنون شوی، من خویش را لیلا کنم در خلوت میثاق تو خورشید را دربرکنم گرمی بگیرد جان من شورآفرینیها کنم
شب ظلم بس بلند است و سحر خیال واهی همه جا دژی ز ظلمت، به سپیده نیست راهی ز کویر شورهزاری، که عطش زخون نشاند چه برویدش به دوران بهجز از غم و تباهی سرشانههای زخمی، نه نشان تازیانه که به دوش مانده باری ز حضور این سیاهی بهشتاب رفته عمر و به برش نمانده حاصل همه لحظههای خالی، گذر سبک چو آهی که از این حصار شاید، گذری کند طلوعی شکند طلسم دیو و برسد به دادخواهی ا«همه شب در این امیدم که پیام آشنایی بنوازد آشنا را، به نسیم صبحگاهی»ا
مجله اپیزود ، شمارهی سیوشش هفدهم اسفند ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |