|
رییس آکادمی اسکار در ایران: هیچ مسئلهی پشت پردهای وجود ندارد
«سيد گانيس» رييس آكادمی اسكار كه هماكنون در تهران حضور دارد، اعلام كرد: «سفر به ايران تنها برای ارتباط با همتايان فيلمساز ايرانی و تبادل ايدههایمان در رابطه با ساخت و پخش فيلم انجام شده است.» به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، «سيد گانيس»، رييس آكادمی اسكار كه در صدر هياتی بلندپايه از آكادمی اسكار به ايران سفر كرده است، روزگذشته دربارهی علت سفرش به تهران به روزنامهی امريكايی لسانجلس تايمز گفت: «ما برای گفتوگو و ارتباط با همكاران فيلمساز ايرانی به تهران آمدهایم.» وی افزود: «اين بخشی از برنامه آكادمی اسكار است كه سال گذشته ما را به ويتنام برد و امسال به تهران آمديم تا ديدارهايی داشته باشيم و نشستهايی برگزار كنيم تا در جريان مشكلات فيلمسازان ايرانی قراربگيريم و همچنين معضلات فيلمسازی در عرصهی جهانی را به آنها بشناسانيم و درمجموع، تبادل ايده داشته باشيم. علاوهبر آن، ما فيلمهایمان را در خانهی سينما نمايش میدهيم و فيلمهای ايرانی را نيز تماشا خواهيم کرد.» «سيد گانيس» در پاسخ به اينكه آيا هيچ فشاری در پشت پرده برای سفر به ايران وجود داشت گفت: «هيچ مسئلهی پشتپردهای وجود نداشته است. ما به محض اينكه متوجه شديم از طريق خانهی سينمای ايران اين سفر امكانپذير است، سريعن موافقت كرديم؛ چراكه سفر بسيار مفيدی میتوانست باشد. بالاخره فيلمساز، يك فيلمساز است با مشكلات، نيازها، دشواریها و هدفهای هنری مشابه ومشترک.» رييس آكادمی اسكار دربارهی پياماش برای ايرانيها وامريكا گفت: «پيام من اين است كه ما در اينجا هنری داريم كه جهانی است و در سراسر دنيا دستيافتنی است. از اين هنر میتوان بهخوبی برای ابراز عقايد استفاده کرد.» وی دربارهی اينكه از زمان ورود به ايران چهچيز جالب و قابلتوجهی را مشاهده كرده، گفت: «تهران شهر بزرگی است. ما از لسانجلس میآييم كه در آنجا هم ترافيك برخی مواقع غيرقابل تحمل است. پس اين موضوع برای ما عادی است. ما لحظات عالی را در تهران داشتهايم. بهخصوص در ديدار با فيلمسازان؛ اينكه از آنها سوالاتی كنيم و بگذاريم آنها از ما سوال کنند.» «گانيس» دربارهی ارزيابیاش از صنعت سينمای ايران گفت: «من دربارهی وضعيت فيلمسازی در ايران چيز زيادی نمیدانم، جز اينكه صنعت فيلم در ايران بسيار پويا است و همواره فيلمسازی در ايران در جريان بوده است.» وی درباره احتمال همكاریهای بيشتر ميان صنعت فيلم ايران و امريكا گفت: «ما آمادهايم تا با همهی فيلمسازان ديدار كنيم و برای همين امر هم به ايران آمدهايم. ما و طرف ايرانی آمادهی گفتوگوهای دوجانبهی بيشتر هستیم.» رييس آكادمی اسكار در پايان اظهار كرد: «آنت بنينگ» و «آلفر وودارد» نيز كه به همراه آنها به ايران سفر كردهاند، از حضور در تهران بسيار شادند و لحظات خوشی دارند. سمينار «تهيه، توليد، پخش، بازاريابی و توزيع» با حضور اهالی سينمای ايران و اعضای آكادمی اسكار برگزار شد و در اين سمينار، تجربه سالها فعاليت در سيستم استوديوی فيلمساز خارج از کشور مورد بررسی قرار گرفت. در اين سمينار كه غلامرضا موسوی و ايرج تقیپور مديريت آنرا به عهده داشتند، وظايف تهيهکننده، مراحل انتخاب فيلمنامه و مواد داستانی، استخدام و چگونهگی همکاری دستاندرکاران يک پروژهی سينمايی و مناسبات موجود در توليد و پس از توليد، مخاطب آزمايی و نقش تهيهکننده در بازاريابی و تبليغات و همچنين نحوهی ايجاد برنامههای بازاريابی برای فيلمها، راهبردهای تبليغاتی در رسانهها، انتخاب پخشکننده، الگوهای مختلف پخش، مذاکره با پخشکنندهگان و صاحبان سينماها، بازارهايی پس از اکران فيلمها و همچنين مسايل مربوط به حق پخش و حقوق معنوی آثار مورد تحليل و بررسی قرار گرفت. سيد گانيس در اين سمينار در پاسخ به سوال مهرداد فريد نويسنده و کارگردان در مورد فيلم ضد ايرانی 300 اظهار داشت: اين فيلم براساس يک کميک استريپ ساخته شده و هيچکس هم به درستی يا نادرستی آن اهميت نداد. وی با ستايش از تمدن ايران، تاکيد کرد که؛ نگران نباشيد من مطمئنم که هيچ فيلمی قدرت ضربه زدن به فرهنگ و تمدن شما ايرانیها را ندارد. تام پولاک نيز در اين سمينار گفت: گمان من اين است که کسانی که به تماشای فيلم 300 آمده بود فقط آنرا به عنوان يک فيلم فانتزی و کميک ديدند و کسی در مورد آن تحقيق نکرده بود.ای کاش اين کار را میکردند که اينگونه برخورنده نباشد. ويليام هوربرگ اظهار اميدواری كرد: فيلمهای ايرانی بيشتری در امريکا نشان داده شود و از اين راه سينمای ايران محبوبتر شود. او همچنين خواستار گسترش و توزيع مناسبتر توليدات سينمايی شد و همچنين آرزو کرد امکان ساخت و توليدات مشترک فراهم شود. به گزارش ايسنا، پوران درخشنده، فريال بهزاد، بيتا منصوری، ابوالحسن داوودی، عليرضا رئيسيان، عليرضا شجاع نوری، هارون يشايايی، مهدی صباغ زاده، سيامک شايقی، ابراهيم وحيدزاده، اميرشهاب رضويان، منوچهر مصيری، علی واجد سميعی، قاسم قلی پور، امير حسين شريفی، مهدی کريمی، غلامرضا آزادی، داوود توحيدپرست، حسن يکتاپناه، رحمان رضايی، رامين محسنی، مهرداد فريد، محمد اطبايی، جعفر صانعی مقدم، امير حسين علم الهدی و ..... از جمله افرادی بودند که در اين دو سمينار حضور داشتند.
فیلم«یک گزارش واقعی» تدوین همزمان میشود
فیلم سینمایی «یک گزارش واقعی» به کارگردانی داریوش فرهنگ که اکنون در مرحلهی فیلمبرداری قرار دارد، همزمان در حال تدوین است. به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری این فیلم از نیمه گذشته و گروه این روزها مشغول گرفتن سکانس نهایی در منطقهی کن هستند که تمام بازیگران اصلی نیز در آن حضور دارند. سعید شاهسواری نیز همزمان «یک گزارش واقعی» را تدوین میکند. این تجربهی سینمایی داریوش فرهنگ پس از فیلم «رز زرد» است و در آن بهجز خود او بازیگرانی چون کامبیز دیرباز، مهرداد ضیایی، کورش سلیمانی، گلاره عباسی، رحیم نوروزی و جمشید مشایخی حضور دارند. «یک گزارش واقعی» وقایعنگاری سه سال از زندگی دو رفیق قدیمی است که به دور از انتظار رو در روی هم قرار میگیرند.
عوامل فیلم
عبارتند از نویسنده و تدوینگر: سعید شاهسواری، تهیهکننده: منوچهر
شاهسواری، مدیر فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی، صدابردار: ناصر شکوهینیا، طراح
صحنه و لباس: فاضل ژیان، طراح گریم: الهام صالحی، آهنگساز: کیوان
جهانشاهی، مدیر تولید: محمدحسین شهباززاده، عکاس: مهدی دلخواسته و روابط
عمومی: علی ظهوری راد. «یک گزارش واقعی» دهمین فیلم بلند سینمایی «داریوش فرهنگ» در مقام کارگردان است و وی پیش از این آثاری چون«تکیه برباد»، «روانی»، «شبهای تهران»، «دیپلمات» و... را در کارنامهی خود ثبت کرده است.
یادمان «رسول ملاقلی پور» حرف من بماند با تاریخ
دو سال از نبود رسول ملاقلیپور گذشت. پانزدهم اسفند ماه سال 1385 در سن پنجاه و يك سالهگی، كارگردان «بلمی به سوی ساحل»، «ميم مثل مادر»، «سفر به چزابه» با سينما خداحافظی كرد و از دنيا رفت. به گزارش خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، ملاقلی پور سينما را حرفهاش میدانست و میگفت: «از اين طريق دارم زندگي میكنم و ديگر اينكه میخواهم دغدغههای فردی خودم را با ذهنيتی كه دنبالاش هستم در آستانهی نيم قرن زندهگی در سينمايی كه انتخابش كردم بياورم.» «شاه كوچك» را در سال 1361 با حسين منزه كه به قول خودش «اگر با مرحوم منزه آشنا نمیشدم نه عكاس خوب، نه مستندساز جنگ و نه اصلن فيلمساز میشدم.» ساخت و «سقای تشنه لب» 1362، «نينوا» 1363، «بلمی به سوی ساحل» 1364 ،«پرواز در شب» 1365 ، «افق» 1366 ، «مجنون» 1368، «خسوف» 1370، «نجات يافتهگان» و «سفر به چزابه» 1374 ، «كمكم كن» 1376 ، «هيوا» 1377 ، «نسل سوخته» 1378 ، «قارچ سمی» 1380، «مزرعه پدری» 1382 و «ميم مثل مادر» را ساخت و همزمان با اكران آخرين ساختهی سينمايیاش »ميممثل مادر» در ايسنا گفت: «از نسل ما گذشته است كه نگاهی ديگر و متفاوت به جنگ ارايه کنيم که از جنس نگاه نسل امروز باشد. نسل ما قدرت ريسك و توانایی ريسك را از دست داده است، ولی اگر يك فرد جوان يك سينماگر جوان با استعداد پيدا شود، میتواند با خلاقيتهای كه دارد از ادبيات جنگ به بهترين شكل استفاده کند.» او در آخرين مصاحبههايش میگفت: «من همان آدم گذشته هستم، اما محتاط تر شدهام. يك واقعيت اين است كه ملاقلی پور در سينما سركوب شد، نه از جانب مميزی ارشاد بلكه متاسفانه از جانب منتقدين بیسواد اين اتفاق افتاد. وقتی منتقدين بیسواد مواردی را به فيلم نسبت دادند طبيعتن مسئولين فرهنگی نسبت به كارهای من حساسيت پيدا کردند. هر چه ساختم و نوشتم آنها فكر كردند، منظورم مسئلهی ديگری است. مثلن در دورانی كه فيلمهاي «سفر به چزابه» ، «نسل سوخته» و.... را ساختم بسياری از اين فيلمهای من را برخی منتقدين بیسواد به مسخره گرفتند. ولی الان نقد همان آدمها را در رابطه با «ميم مثل مادر» میخوانم و میبينم از آن فيلمهای قبلیام همچون «نسل سوخته» و «هيوا» به عنون آثاری زيبا و شاعرانه ياد میکنند، در حالیكه اين فيلمها را در زمان اکران قبول نداشتند.» «ملاقلیپور» چند سال قبل در گفتوگويی دربارهی دوران كودكیاش و آشنايی با تصوير گفته بود: «اولين كارهای تصويریام مربوط به سالهای دبستان و دبيرستان است كه نقاشی میكردم. دوست نقاشی داشتم به نام»فرهمند». بعدها نوازندهی خوبی شد مرا با كار نقاشی آشنا كرد. بعد هم كه به رسم بچههای پايين شهر يا لب خط میرفتم، سينما فيلمی میديدم و میآمدم برای بچهها تعريف میكردم. بعضی وقتها پولهایمان را جمع میكرديم هفتتر پلاستيكی و كلاه وسترن میخريديم تا عكاسهايی كه میآمدند به محلهها از ما عكس بگيرند. كم كم يك دوربين عكاسی گيرم آمد و شروع كردم به سبك فيلمهای آن دوران از دوستانم عكس گرفتن. با شروع زمان انقلاب به طور جدی به كار عكاسی علاقهمند شدم. در آن دوران بعضی مساجد عكسها را جمعآوری میكردند و مثل نمايشگاه روی تابلو میزدند. بعد از انقلاب در چند نشريه به عنوان خبرنگار و عكاس مشغول به كار شدم و با تاسيس حوزهی هنری رفتم آنجا كه كار عكاسی و لابراتوار بكنم. هفت هشت نفری آنجا جمع شده بودند كه من رفتم. نفر هفتم يا هشتم در خيابان فلسطين شمالی ساختمان دو طبقهای بود و من آنجا كار عكاسی و چاپ عكس رنگی وسياه و سفيد میكردم كه كمكم چشمم افتاد به كشوی يكی از فايلها كه در آن يك دوربين هجده فريم بولكس بود. آن موقع بسياری از تكنيكهای عكاسی را تا حدی كه اشباع میشوم میدانستم، نه آنقدر كه اشباع شوم. نه آن حد كه كامل باشم؛ چون عكاسی خودش دنيايی است، بهخصوص لابراتوارش. ولی احساس میكردم كه يك چيزهايی من را به آن دوربين وسوسه میكردم. نه میدانستم بولكس چيست و نه میدانستم هجده فريم يعنی چه. به آقايی كه مسئول بخش بود گفتم اگر میشود به من اجازه بدهيد تا برای خودم يك حلقه فيلم بخرم و از اين دوربين استفاده كنم. گفت نمیشود، بايد تحصيلات آكادميك داشته باشی. بايد بروی ياد بگيری تا بتوانی از اين استفاده كنی و من هرچه اصرار كردم او موافقت نكرد. نتوانستم تحمل كنم جذبهی اين دوربين برايم به حدی بود كه يك شب از ديوار حوزه بالا رفتم، شيشهی لابراتوار را شكستم و دوربين را برداشتم، يك حلقه فيلم سوپر هشت هم از خيابان بلوار خریدم و...» «ملاقلیپور» در نامهای تحت عنوان«خداحافظ سينما» كه در پی حذف دو صحنه از فيلم «مزرعهی پدری» در سال 1383 در اختيار ايسنا گذاشته بود، نوشته:« چه حاصل از اينكه كی بودم و چه كردم؟ منتی هم نيست و صد البته كه طلبكار هم نيستم حرف من بماند با تاريخ. روزگاری نه چندان دور به گوشهای از اين ديار عشق و ميراث تعرضی شده بود. جوانانی بودند، مردانی بزرگ، زمينی بودند و روحشان آسمانی، دوربين عكاسی و سوپرهشت من شرمنده بود از معرفتشان. هر چند كوتاه ولی مردانه زيستن را ديدم و بیدليل نيست كه هر روز دورتر و تنهاتر شدم. جرم من ساختن «پرواز در شب» و دعوت «سفر به چزابه» برای ديدن «نجاتيافتهگان» و ملاقات با بانوی عشق خانم «هيوا» بود. البته اين جرم كمی نبود همزمان با نمايش تحقيرشان كردند و درگوشی و علنی نجوا كردند ، برو، فراموش كن، و اين زمانه را آنطور كه ما میگوييم ببين. از نگاه مجنون، «نسل سوخته» را نبين. در همان خوابگردی بمان تا خوابگرد را نسازی، مگر نمیبينی با «مزرعهی پدری» اين سرزمين پدريت چه میكنيم؟ اگر راه پيروزی فرهنگی عدهای در گرو اين است كه من ديگر فيلم نسازم، به همه دوستداران و ارزش پيشهگان و همراهان اين قافله مژده میدهم كه اين پيروزی گوارایتان باد. رسول ملاقلیپور ديگر فيلمی نخواهد ساخت تا ... زهی خجسته زمانی كه يار باز آيد بهكام غمزدهگان غمگسار بازآيد به پيش خيالاش كشيدم ابلق چشم بدان اميد كه آن شهسوار باز آيد بخشی از مطالب بالا با برداشتی از كتاب«برداشت دو»؛ گفتوگوی اكبر نبوی با ملاقلیپور ذكر شده است.
سیصد فيلم تاريخ سينما در جشنوارهی پويانمايی انيميشن «فيلم تند» در بخش ديگر گونه ديدن ششمين جشنوارهی فيلم پويانمايی تهران به نمايش درآمد. به گزارش خبرنگار سينمايی ايسنا، اين انيميشن با بهكارگيری شصتوپنج هزار تصوير از بيش از سیصد فيلم تاريخ سينما يكی از آثار قابل توجه اين بخش بود. «فيلم تند» به كارگردانی ويل جيل ويدريش در چهارده دقيقه با استفاده از تكنيك افكت، داستان چند قطار و اتفاقات داخل آنها را نمايش میدهد. اين فيلم مجموعهای از فيلمهايی است كه به انتخاب دكتر مارين فرينس مدرس دانشگاههای امريكا در جشنوارهی پويانمايی به نمايش درمیآيد.
«بازتاب سينمای ايران» چهارده روز در فرانسه برپا میشود
برنامهی «بازتاب سينمای ايران» با نمايش فيلمهايی از رخشان بنیاعتماد، عباس كيارستمی، بهرام بيضايی، محسن مخملباف، داريوش مهرجويی، بهمن قبادی، ابراهيم حاتمیكيا، رسول ملاقلیپور، كمال تبريزی، ابراهيم مختاری، اميرنادری و.... در شهر «لاول-ماين» فرانسه برپا میشود. به گزارش خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين جشنواره از دهم تا بیستوچهارم مارس ـ بیست اسفند تا چهارم فروردين ماه ـ با نمايش فيلم «نيوهمانگ» بهمن قبادی آغاز میشود و طبق اعلام برگزاركنندگان فيلمهايی از كارگردانان نسلهای مختلف سينمای ايران در اين برنامه به نمايش درمیآيد. اسامی فيلمهايی كه قرار است در اين هفتهی فيلم به نمايش دربيايد عبارتند از: «خونبازی» رخشان بنیاعتماد، «دو فرشته» محمد حقيقت،«آن سه» نقی نعمتی، «بچههای نفت» ابراهيم فروزش، «آژانس شيشهای» ابراهيم حاتمیكيا، «خواب تلخ» محسن اميريوسفی، «باشوغريبه كوچك» بهرام بيضايی، «زينت يك روز بهخصوص» ابراهيم مختاری، «فرزند خاك» محمدعلی باشهآهنگر، «ميم مثل مادر» رسول ملاقلیپور، «دونده» امير نادری، «كافه ترانزيت» كامبوزيا پرتوی، «جزيرهی آهنی» محمد رسولاف، «چهارشنبهسوری» اصغر فرهادی، «گاو» داريوش مهرجويی، «ليلی با من است» كمال تبريزی، «طبيعت بیجان» سهراب شهيد ثالث، «كلوزآپ»، «شيرين»، «ده»، «تجربه»، «زنگ تفريح»، «نان و كوچه»، «خانه دوست كجاست» عباس كيارستمی، «آفسايد»، «طلای سرخ»، «دايره» جعفر پناهی، «گبه»، «سكوت» محسن مخملباف، «چند كيلو خرما برای مراسم تدفين»، «ترانه تنهايی تهران» سامان سالور ، «يكشب» نيكی كريمی، «لاكپشتها هم پرواز میكنند» بهمن قبادی، «عصر جمعه» مونا زندی، «سياهبازی»، «شادی» مريم خاكپور، «سيب» سميرا مخملباف، «بودا از شرم فرو ريخت» حنا مخملباف، «روزی كه زن شدم» مرضيه مشكينی، «روسری آبی» رخشان بنیاعتماد، فيلم كوتاه «آسانسور» علی كريم، انيميشن «تنهايی» مهران شيخان، «خانه سياه است» فروغ فرخزاد، «يك آتش» ابراهيم گلستان، «فرشتهگان در خاك میميرند» بابك امينی، «زير پوست شهر» رخشان بنیاعتماد و فيلمهای كارگاه عباس كيارستمی از جمله فيلمهای به نمايش درآمده در اين برنامه است. طبق اعلام پيشين برگزاركنندهگان، بزرگداشت محمود كلاری فيلمبردار سينمای ايران نيز در اين برنامه قرار است برپا شود. گفتنی است: طبق اعلام مژ فيلم قرار است بهمن قبادی به همراه گلشيفته فراهانی دربرنامهی افتتاحيهی اين جشنواره در فرانسه حضور داشته باشند.
نمايش دو فيلم ايرانی در جشنوارهی «سينما دوريل» فرانسه
جشنوارهی «سينما دوريل» فرانسه از پنجممارس (پانزدهم اسفند)، ميزبان دو فيلم از سينمای ايران خواهد بود. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم نود دقيقهای «مردمی در سايه» به كارگردانی «بنی خوشنودی» و فيلم كوتاه «بمبهای پرتقالی» با مدت زمان نوزده دقيقه ساختهی«ماجد نيستی» محصول مركز گسترش سينمای مستند و تجربی در كنار آثاری از كشورهای فرانسه، امريكا، چين، اسپانيا، ايتاليا، ژاپن و ... به رقابت میپردازند. بنا براعلام پايگاه اطلاعرسانی جشنوارهی فيلم سينما دوريل، در بخش چشماندازی بر سينمای فرانسه حدود بیست فيلم داستانی اين كشور اروپايی، نخستين نمايش خود را در اين فستيوال تجربه خواهند كرد. بزرگداشت «پير پرولت» مستندساز فقيد اهل «كبك» كانادا و نمايش آثار مستند اكتشافی، مطرح از ديگر برنامههای اين رويداد سينمايی خواهد بود. در بخش «هزاران فضا» سيويكمين دورهی جشنوارهی سينما دوريل نيز بیست فيلم از فيلمسازان مطرح سينما از جمله «پير پائولو پازولينی»، «رابرت كريمر» و «آندرهی تاركوفسكی» در معرض تماشای مخاطبان جشنواره قرار میگيرد. بنا براعلام«خاوير پاكر كومين» كارگردان هنری جشنوارهی فيلم سينما دوريل، در بخش جنبی اين فستيوال چند اثر مطرح تلويزيونی نيز به روی پرده میروند. فيلم «شادي» با مدت زمان 57 دقيقه به كارگرداني «مريم خاكيپور» فيلمساز ايرانيالاصل مقيم فرانسه از ديگر آثاري است كه در اين فستيوال سينمايي به نمايش درخواهد آمد.
هفدهم اسفند ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |