|
Skin خواننده و ترانه سرای سابق گروه موفق دههی نود میلادی Skunk Anansis که با خشمی شاید بیش از Rage against the machine ترانههای سیاسی خود را میخواند، از اواخر سال 2001 گروه را ترک کرد و خود بهطور مستقل به فعالیت حرفهای ادامه داد. او مبدل به هنرمندی «سولو» شد و Fleshwounds آلبوم نخست او شامل قطعاتی عاشقانه است که به اندازهیی که از گذشتن آن سوگواری میکند، احساسات عاشقانه را جشن نمیگیرد. آلبوم در بلژیک با تهیه کنندهگی David kosten و سپس با میکس Ken Nelson همکار گروه Coldplay ضبط شد. او قطعات را با همکار قدیمیاش Len Arran به جز Lost که با همقلمی همراه پیشین «رابی ویلیامز» Guy Chambers نوشته شده بود. Fleshwounds آلبومی است که عمق جدیدی از Skin را در آن سال نمایان ساخت. تصریح روابط بشری که صراحتی مانند کارد جراحی دارد موجب میشود که قطعات، خام، باز، به آرامی بیرحمانه و با ظرافتی استادانه خواندهشود. این آلبوم بهترین اثری بود که تا آن زمان ارایه کرده بود. Skin می گفت: در ابتدای این پروژه قصدم این بود که قطعاتی بنویسم، ترانههای سنتی آرام که از ملودیهای زیبا و تیره ساخته شده و به به دنبال اشعار بگردم. حدس می زنم که بیشترین استعداد من در نوشتن شعر باشد و میخواستم این را واقعن در این آلبوم نشان دهم. ترانه های Shunk خیلی زیاد در بارهی جهان بود. این آلبوم کاملن در بارهی من است. به انرژی تمامن جدیدی متصل است و با هر چه تا بهحال انجام دادهام، بسیار متفاوت است. Skunk Anansie در سال 1994 در اوج دوران جنون Britpop (پاپ بریتانیایی) در لندن شکل گرفت. آن روزها درون صحنه indie - Rock جای گرفتند اما مانند پاهای چاقی که بخواهند در یک شلوار تنگ بروند. Skin همه چیزی که جلودارهای رنگ پریدهی سنتی نبودند، بود. برای کسی که می خواست کارش را شروع کند، او زن بود، کچل، سیاه و باهوش. دبیران نشریات میگفتند: «این جا بالاخره کسی پیدا شد که خوشبیان است و شمرده صحبت میکند و میتواند کُنج خود را نگه دارد و کاری بیشتر از تکان دادن خود بلد است. نخستین تکترانهی آن ها با نام Seiling Gesus به واقع نبردی موسیقایی بود. کج خلقییی پُرحرارت از قطعهیی که مصرانه دکهیی را برایشان در عرصهی موسیقی میگشود. طی شش سال بعد بسیار کوشیدند. میگفت: « ما بیش تر از هر گروه پاپ دیگری کار کردیم. اجراهای تمام ناشدنی داشتیم. تقریبن هر شب اجرا میکردیم و تور میگذاشتیم. این تصمیم ما بود و درست هم بود چون میدانستیم اگر میخواهیم به آن سطح مورد نظرمان برسیم باید با این روش جلو برویم. ارزشاش را داشت اما همچنین بسیار خستهکننده بود.» آن ها سه آلبوم منتشر کردند: Paranoid&Sunburnt , Atoosh , Post orgasmic chill که هر سه مورد توجه منتقدان قرار گرفت و در اروپا چهارمیلیون نسخه فروش کرد. Skin به خاطر میآورد که: من تمام دههی بیست سالهگی عمرم را با سه آدم فوقالعاده به دور دنیا سفر کردم و اوقات بسیار خوشی داشتم.» اما این کار سنگین زنگ خود را زد. آنها را بلعید و به بیرون تف کرد و آنها را برای همیشه تحلیل برد. Skinمیگفت: «هیچ چیزی نبود که بتواند جلوی جدایی را بگیرد، حدس میزنم مثل یک ازدواج بود. کارکردش تمام شده بود. دیگر از خودم لذت نمی- بردم و متاسفانه دیگر جالب نبود.»
بنابراین Skin گروه را ترک کرد و کاری کرد که در هفت سال گذشتهاش نکرده بود و مدتی را هیچ کاری نکرد، کله اش را دوباره جمع و جور کرد و دوباره به ترانهسرایی پرداخت و با خود گفت:« دیگر راه برگشتی نیست. دوباره شروع میکنم و مبارزه میکنم تا اثری با کیفیت ممتاز خلق کنم.» او اعتراف کرد: «رکورد بسیار سختی بود، تمامی آلبوم در بارهی بیمارییی ذهنی است که ما عشق میخوانیماش، با تمامی جنبهها و فضاهای خاکستریاش. برای خوشحال بودن در زندهگی، خود را در مخمصههایی جنونآمیز میاندازیم و من میخواستم تمام اینها را مجموعهبندی کنم. تمام قطعات پیرامون سه رابطهی مشخص در زندهگی من است. برای من آلبومی رهاییبخش است و به من کمک کرد تا بسیاری چیزها را از سینهام بیرون بریزم. حالا احساس بسیار بهتری دارم و میدانم که بهترین کاری است که تا به حال کردهام.» فلسفهاش این است که هیچ چیز را پشت سر نگه نداریم و او این کار را نکردهاست. Fleshwounds اثری صادقانه است. عنوان قطعاتاش به تنهایی این تصویر را نقش میزند که خیلی خوشحال و شاد نبوده: Trashed , Lost without you و Trouble with me با لبخندی میگوید: «دوستانم معتقدند که آدم پُر مسئلهای هستم.» جنبهی دروننگرانهاش آن را موضوعی چالشبرانگیز میسازد. آلبومی سیاه است، بله. صدایش مالامال از درد و اضطراب است. اما اینها ترانه های عاشقانهی عبوس زیبایی هستند که عشق از روی آنها قوس برداشته است. Listen to yourself با بیس تپندهاش به التهاب تب مالاریاست. Faithfulness خشک و مچگیرنده است و در قطعهی پایانی Skin مثل یک چینی شکننده است. Fleshwounds در دوم ژوئن سال 2003 میلادی توسط کمپانی EMI منتشر شد.
گمشده بدون تو در انتظار بودم؟ در انتظار ترکیدن یک حباب بر فراز مکثهای راکد تو
نمیتوان التیام بخشید آن چه اهریمنات نمیبیند یا این که آتشی روشن کنی به زیر مرگِ من بر تمام بهانههای مان شلیک کردیم
روزها درون قلبام در دَوراناند راهی یافتم که گذر کنم حالا سرپا هستم و میدوم بهحد کافی نیرومند تا دور شوم و تو را تنها ترک کنم گم نخواهم شد بدون تو گم نخواهم شد
در انتظار چه بودی؟ در انتظار پرکاهی که بشکند بر پشت راههای درمانده برایام یک رویا بودی حالا هیچ نیستی جز قلبی خونبار تو را از خود میشویم و ادامه میدهم
روزها درون قلبام در دَوراناند راهی یافتم که گذر کنم حالا سرپا هستم و میدوم به حد کافی نیرومند تا دور شوم تو را تنها ترک کنم گم نخواهم شد بدون تو گم نخواهم شد آنگاه که تو را باز ببینم دلیلی دیگر مییابم تا خود را دور نگاه دارم از گم شدن درون تو.
مجله اپیزود ، شمارهی سیوپنج دهم اسفند ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |