«تعصب»

متعصب کسی است که کورکورانه به آرا و عقاید خود پایبند باقی می‌ماند و در قلب و ذهن خود جایی برای دیگران پیدا نمی‌کند. کسانی که تعصب به‌خرج می‌دهند وسرسختانه به آرا و نظرات خود می‌چسبند، نمی‌دانند و متوجه نیستند که تعصب نشانه‌ی خصومت درونی است که ضمیر و نفس شخص را تخریب می‌کند.

اکنون «آناتومی تعصب» را بررسی می‌کنیم، شاید بتوان گفت که تعصب از نکات زیر شکل می‌گیرد:

 1 - خصمانه.  قبل از این‌که نسبت به دیگران رفتار خصمانه داشته باشید، نسبت به خود خصومت می‌ورزید.

 2 - متناقض.  قبل از این‌که در نظر دیگران متناقض برسید، در برخورد با خود متناقض هستید.

 3 - خودرای. تنها رای و عقیده‌ی شما مهم است و آرای دیگران مطرح نیست. شما رای خود را به دیگران تحمیل می‌کنید.

 4 - وحشت. خود را به وحشت می‌اندازید و این وحشت را روی دیگران فرافکن می‌کنید.

 5 - انتقام. در درون شما احساسی از خودتخریبی وجود دارد و می‌خواهید که دیگران را نابود کنید.

انسان متعصب با خود و با دیگران رفتار غیرمنطقی می‌کند. خود و دیگران را عذاب می‌دهد، با خود تعاون و همکاری ندارید و با دیگران هم چنین نمی‌کنید. از تنش عذاب می‌کشید و می‌خواهید دیگران را نیز گرفتار عذاب تنش کنید. رنجش به دل دارید و از این که دیگران را عذاب بدهید، لذت می‌برید. خود را از شادی و سعادت محروم کرده‌اید و بنابراین دیگران را لعن و نفرین می‌کنید.

تعصب، نداشتن شکیبایی با خویشتن است که به جراحت زدن به دیگران منجر می‌شود. تعصب، انکار خویشتن است. تنها وقتی بدانید که تعصب چه بلایی بر سر شما می‌آورد و چه‌گونه آرامش ذهن شما را به هم می‌ریزد، به این دشمن مهار پشت می‌کنید.

  

 «غرور کاذب»

به گفته‌های «کارل سندبرگ» Carl Sandburg توجه کنیم:

 - نگاه کن چه‌گونه کلمات مغرورانه را به‌کار می بری،

 - وقتی کلمات غرورآمیز را به زبان جاری می‌کنی،

 - بازگردانیدن‌شان آسان نیست،

 - آن‌ها چکمه‌هایی بلند و سخت برپا دارند،

 - نگاه کن که چه‌گونه کلمات مغرورانه را به‌کار می‌بری.

غرورگاه خصوصیتی مخرب است - وقتی توام با خشم، تعصب و رنجش باشد، وقتی از محبت، عشق یا دوستی بری باشد. غرور کاذب به معنای ناشکیبایی، گردن‌فرازی و جهل است - جهل از واقعیت‌های مربوط به زنده‌گی خلاق، ساده‌گی، فروتنی و دلگرمی.

هدف بزرگ انسان برای پیشرفت کردن و از خود و از دیگران چیزی آفریدن در قوه‌ی تصور اوست. قوه‌ی تصور او برای یافتن ارزش واقعی خود خلاصه است. غرور بی‌جا و کاذب تنها بدین معناست که شما از تصور خود برای آسیب رساندن به دیگران و بی‌آن‌که بدانید برای آسیب رساندن به خودتان استفاده‌ی مخرب می‌کنید.

غرور کاذب شما را از واقعیت‌ها دور نگه می‌سازد، از زیبایی‌های زنده‌گی فاصله می‌گیرید و در شرایطی قرار می‌گیرید که نمی‌توانید خوش‌بختی را برای خود بیابید.

تراژدی غرور ناسالم، غیراخلاقی و گناه‌آلود بودن آن است که مانع می‌شود انسان به وحدت و یک‌پارچه‌گی برسد. آیا می‌توان در آن ِواحد غرور ناسالم داشته باشید و ببخشایید؟ هرگز.

غرور و افتخار واقعی مربوط به زمانی است که به خود محبت می‌کنید، ترکیبی شاد و سالم از موفقیت و فروتنی.

بازگردانیدن کلمات غرورآمیز ناسالم، راحت نیست، اما شما می‌توانید از غرور ناسالم فاصله بگیرید و خویشتن بزرگ خود را با محبت کردن و مهر ورزیدن به خود بازیابید.

 

رها ماندگار - مجله اپیزود ، شماره‌ی سی‌وچهار

سوم اسفند ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved