|
همیشه من دراین خانه نخواهم ماند دمی خواهد رسید و واپسیندم نام خواهد داشت کسی دیگر فشار دکمه را آغاز خواهد کرد به روی چهرههای تازهای در باز خواهد شد.
چرا اندوه سیم و زر؟ چرا اندوه مهر و کین؟ که دارایی تهیدستی است مهر و کین: دو واژه: بهر یک معنا.
در آن خاکی که میافتند دانایان و بینایان ما در چاه چرا اندوهگین گردم؟ که پیشم یا پسم در راه؟
توانگر کیست؟ یک حمال پول و جاه خری با بار سنگینی پُر از تنگ بلور و کاسهی چینی که میلنگد سرکوهی میان برف کنار پرتگاه ژرف!ا
چرا اندوهگین گردم؟ بهجز این نیست راهی زیر پاهایم روانم، هر چه بادا باد روانم تا زمین را چالهای دیگر بیفزایم!ا برای تخته سنگی تا خزه نامام بپوشاند!ا
«خون سپید آینه در من جاری است هرگز، کس این صفا و سلامت را باور نمیکند»ا میخواند آب و میرفت
انگار، سایهها در او نمینشستند انگار باد دامان پُرغبارش را در او نمیتکاند!ا
میرفت آب و میخواند:ا آن دوردست، دریا آغوش اشتیاق گشوده است آن دوردست، دریا پهنای بیکران شگفتی است از جنبش و صلابت و غوغا
میخواند آب و میرفت انگار آفتاب آن قطرههای پاک طراوت را در خود نمیکشید انگار ریگزار ذرات ناتوان وجودش را درخود فرو نمیبرد...ا میکاست آب و میماند،ا میماند آب و میمرد!ا
روایت است غرور سبز سپیدار حضور آبی آب عبور شاد پرستو قبیلهی شمشاد
هجوم همهمهی کاج بلوغ شاخهی افرا رسالت باران ظهور تیرهی گل بر حدیثها جاری...ا
نشست اوج صدا راوی از نفس افتاده...ا بگو که بر کتیبهی باد دبیر یاد نویسد حکایت این باغ!...ا
مجله اپیزود ، شمارهی سیوچهار سوم اسفند ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |