از سال 2000 میلادی تا به اکنون که تلویزیون‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای، یکی پس از دیگری متولد شدند و از این بابت خیلی خوش به‌حال من و شما شد!! تعداد زیادی از این تلویزیون‌ها، از نوع «نی‌ناش‌ناش» هستند که هیچ چیز و هیچکس به ‌جز کسب درآمد بیش‌تر، برای‌شان اهمیت ندارد. نه مردم مهم‌اند، نه وطن مهم است و نه هیچ چیز دیگر. تنها عنصر مهم برای اینان که برایش سرو دست می‌شکنند و برای رسیدن به آن به هر کاری تن در می‌دهند، پول است، فقط پول.

در این مدت شاهد فراز و نشیب‌های بسیاری در این شبکه‌های تلویزیونی بوده‌ایم، از برگزاری کمک‌های مالی یا به‌قول خودشان«تله‌تان» گرفته تا گشاده‌رویی و تعظیم کردن در برابر بازار دوبی و عوامل آن که خود ناگفته، داستانی تکراری‌ست تا قهرو آشتی‌های پول‌جویانه با این هنرمند و آن هنرمند، تا پشت سر یکدیگر در برابر مردم صفحه گذاشتن ، تا به یک‌باره حرف‌های سابق را تغییر صدوهشتاد درجه‌ای دادن و صدها «تا»ی هزارتوی دیگر.

اما آن‌چه بیش از سایر موارد مورد اشاره، توجه من یک نفر را به خود جلب کرده، کم‌سوادی بیش‌تراین تلویزیون‌ها است. تلویزیون، ارگانی‌ست فرهنگی ومهم که نهایت هدف آن باید فرهنگ‌سازی مثبت در جامعه و هدایت مردم به سمت و سوی آگاهی باشد. اما تلویزیون‌هایی که از بام تا شام فقط به دنبال پول بیش‌تر، مسابقه‌ی دو گذاشته‌اند، در زمینه‌ی فرهنگ‌سازی چه کاری می‌توانند انجام بدهند؟ این تلویزیون‌ها به مخاطبان خود چه آموخته‌اند؟

آن‌چه روشن است این‌که هیچ چیز به مخاطبان یاد نداده‌اند، زیرا که خود برای یاددادن، چیزی در چنته ندارند. فقط به آگهی‌های این تلویزیون‌ها نگاه کنید، ببینید درنوشتار و گفتار آگهی‌ها چند غلط گفتاری و دستوری و نوشتاری می‌یابید!!!

به تازه‌گی آگهی کنسرت «ابرهاوزن» را از یکی از این بیست‌وچهار ساعته‌های نی‌ناش‌ناش می‌دیدم. گوینده‌ی این آگهی با هیجان، اسم چندین آوازخوان را با آب و تاب می‌گفت و بعد با خوش‌حالی زایدالوصفی مژده می‌داد که نوروز امسال تک ستاره‌های موسیقی در این کنسرت برنامه دارند!!! تک ستاره‌های موسیقی؟؟؟؟ تک ستاره‌ها؟؟؟

مگر امکان دارد که چیزی«تک» باشد، اما علامت جمع«ها» در آخر آن بیاید؟؟؟ «تک» یعنی مفرد، یعنی «یکی»، چه گونه است که کلمه‌ای که معنای مفرد دارد، علامت جمع می‌گیرد؟؟ چه کسی این متن را با این اشتباه فاحش نوشته است؟؟

در زبان فارسی کلماتی داریم که در ظاهر مفرد هستند و علامت جمع ندارند، اما در معنا جمع به حساب می‌آیند که در دستور زبان فارسی به این نوع کلمات«اسم جمع» گفته می‌شود، مثل مردم یا گلّه ...

ولی هرگز به کلمه‌ای که معنای مفرد دارد، علامت جمع اضافه نمی‌کنند. به خود کلمه‌ی مفرد می ‌توان علامت جمع افزود واز آن به‌شکل جمع استفاده کرد، مثل «گلدان» و «گلدان‌ها» ... ولی کلمه‌ی «تک» که معنای مفرد دارد را چه گونه می‌توان جمع بست؟؟ تک‌ها؟؟؟!!!؟؟

برای این متن می‌شد از ترکیب «ستاره‌های موسیقی» استفاده شود، اگر مثلن می‌گفتند «ستاره‌ها» چه اتفاقی می‌افتاد؟ از مقام و منزلت آوازخوانان کم می‌شد؟

حرف من این است که وقتی کسی سواد نوشتن به اندازه‌ی کافی ندارد و یا زبان مادری‌اش را به هر دلیلی از یاد برده، چه اصراری است که متن بنویسد؟ آن هم متن آگهی که روزی بیست بار از چندین تلویزیون پخش می‌شود؟ یعنی حساب کنید که مردم بینوا، این اشتباه فاحش را چندبار در روز می‌شنوند؟

از آگهی‌های ریز و درشت و بعضن خنده‌دار و انواع و اقسام داروهای ترک اعتیاد و قرص‌های لاغری و چاقی، تقویت قوای ج.ن.س.ی و آژانس‌های خرید مسکن در دوبی که بگذریم، به نوعی آگهی مجهول الهویه (از نظر نوع آگهی سازی) در یکی از تلویزیون‌ها برخوردم که اصلن متوجه نشدم این آگهی است یا یک گفت‌وگوی تلفنی؟؟

آقایی با صدایی نه‌چندان خوشایند از پشت خط تلفن، یک متن بسیار طولانی وخسته‌کننده را می‌خواند و صد البته سوژه هم قرص‌های لاغری است!!! این مثلن آگهی در روز چندصد بار هم پخش می‌شود. شک ندارم که خیلی از مخاطبان به این آگهی آلرژی دارند و حتمن عده‌ی زیادی به حد کهیرزدن هم رسیده‌اند!!!

اصلن حیرت‌انگیز است که صاحبان این تلویزیون‌ها، صرفن برای رسیدن به پول بیش‌تر، چه کارها که نمی‌کنند. آگهی  باید جذاب و خوش تصویر و خوش‌صدا و درست باشد که بیننده را به سمت آن‌چه آگهی می‌شود جلب کند و میل خریدن کالای مزبور را در او به‌وجود بیاورد، نه این‌که از شدت طولانی بودن و خسته کننده‌گی، بیننده را بیزار کند و آلرژی به وجود آورد. بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که این تلویزیون‌ها هنوز معنای آگهی را هم نمی‌دانند و هر بنجلی را به عنوان آگهی برای پخش کردن می‌پذیرند، فقط به این دلیل که از صاحب آن پول می‌گیرند.

همه‌ی صاحبان تلویزیون‌ها هم بی‌وقفه به‌ مردم گوشزد می‌کنند که ما داریم زحمت می‌کشیم و این کار، کار دشواری‌ست، خُب، این درست، و همه می‌دانند که کار رسانه‌ای، دشواری‌های زیادی دارد، اما پرسش اساسی این است که حاصل این زحمت‌ها چیست؟ در اصل چه باید می‌بود و در حال حاضر چه نتیجه‌ای داده است؟

حرف در باره‌ی نحوه‌ی عملکرد تلویزیون‌های نی‌ناش‌ناش زیاد است. به سایر موارد نیز خواهیم رسید.    

 

 آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره‌ی سی‌وچهار

سوم اسفند ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved