|
موزیک ویدیویی تازه پخش شد گویا از چندین شبکهی ماهوارهای، البته من فقط از طریق یک شبکه شاهدش بودم آن هم به شکلی کاملن اتفاقی. موزیک ویدویی ساختهی«سیروس کردونی». با متن و آهنگ ترانه فعلن کاری ندارم زیرا که چندین وچند بار شنیدن میخواهد. آن چه مرا وادار به نوشتن کرد، موزیک ویدیو و سبک چهره و آرایش قدیمی آوازخوان در نمایی تازه بود!! خانم گوگوش را همواره به عنوان هنرمندی نوآور می شناختیم، منظورم فقط درشیوهی ترانه خوانی نیست که آن بحثی جداگانه دارد، منظور نوآوری درشیوهی روایت تصویری ترانه است. اگر خانم گوگوش در حین اجرای ترانه میرقصید، متفاوت با رقصهای رایج بود، اگر جنب و جوش و حرکات تصویری در اجرای ترانه داشت، این نیز متفاوت بود. اگر به شیوهی لباس پوشیدن و مدل موها نگاه میکردیم، نوآوری میدیدیم. اما موزیک ویدیوی تازه، نه که نوآوری نبود بلکه سیری قهقرایی بود. در موزیک ویدیوی تازه، خانم گوگوش از منظر دید من ِ مخاطب، به قلب دههی پنجاه ایرانی بازگشته بود، یعنی سال 1355، که صدالبته بازگشت باشکوهی هم نمیتواند باشد. با دیدن تصویر خانم گوگوش در این موزیک ویدیو، بلافاصله به یاد فیلم «ماه عسل» و موزیک ویدیوی ترانهی «پل» افتادم. یعنی این که یک جادهی مستقیم و هموار مرا به سرعت، از این موزیک ویدیو به موزیک ویدیوی ترانهی«پل» و فیلم«ماه عسل» برد، به همین راحتی. حتا به نظر میرسید موزیک ویدیو را به این دلیل که تداعی کننده ی گذشتهی هنرمند باشد، سیاه و سفید ساخته اند با کمی چاشنی یک سبز کسل کننده!! آیا نوآوری هنرمند به پایان رسیده که می خواهد با استفاده از خاطرات تصویری قلب دههی پنجاه، خود را بنمایاند؟ چه کسانی به هنرمند گفته اند که دوستدارانات تو را در کسوت و شمایل دههی پنجاه دوست می دارند؟ با این بازگشت تصویری، آیا گذشت زمانی سی ساله و تغییر چهرهی هنرمند به جبر گذشت زمان، خود را بیش تر نمایان نمیسازد؟ و اصلن چنین بازگشتی، چه مزیتی میتواند داشته باشد؟
بنابرآن چه که خودم از طریق تصویرهای ویدویی دههی پنجاه از ایشان دیدهام و بنابر آن چه که دیگران نقل میکنند، بیش از پنجاه درصد موفقیت خانم گوگوش در کارش، نوآوری او در ارایهی نوع روایت تصویری اجراهایش بوده است. زمانی که این نوآوری به انتها برسد و هنرمند به گذشته بازگردد و خود را تکرار کند، زمان افول آن هنرمند است. تکرار گذشته یعنی تمام شدن ِاکنون. یعنی این که دیگر چیزی برای ارایه ندارم.ر هنرمندی که همواره با زمان به جلو میرفته، اکنون چه بر او میگذرد که خود را با اصرار به گذشته پیوند میزند؟ چه می شود که از گذشتهاش وام میگیرد؟ «میشل شی» Michele Shea می گوید: «خلاقیت یعنی دیدن چیزی که پیشاپیش وجود ندارد.» و آن چه من در این موزیک ویدیو دیدم، پیشاپیش وجود داشت، آیا خلاقیت این هنرمند در ارایهی تصویری تازه از اجراهایش به پایان رسیده است؟ و اما ساخت این موزیک ویدیو نیز چنگی به دل نمی زند، با دیدن آن، به یاد همه چیز افتادم به جز این که خانم گوگوش کاری تازه ارایه داده. فضای موضوعی موزیک ویدیو، دقیقن تداعی کنندهی موزیک ویدیوی«ماه من» لیلافروهر است و نگاه خیره و محو شدن مرد به آوازخوان، در فضایی شبیه به ویدوی«ماه من»، کار تازه ای نیست. فضاسازی مکانی موزیک ویدیو نیز تداعی کنندهی فضای موزیک ویدیوی«با تو بد نیستم» اجرای مارتیک است. بخش آخر موزیک ویدیو که تکهیی از موزیک را به همراه تیتراژ پایانی نمایش میدهد، برگرفته از موزیک ویدیوی دلکوک ساختهی «واهیک» است. الهام گرفتن از کار دیگران در شرایط مطلوب خوب است، به شرط آن که غلظت الهام، آن چنان نباشد که مخاطب را به همین راحتی به منبع الهام وصل کند، اگر چنین باشد نام الهام به «تقلید» تغییر خواهد کرد و شاید به نامی دیگر... اگر چنین کاری از هنرمندی دیگر سر میزد، شاید این چنین به چشم نمیآمد، اما چون سوژهی موزیک ویدیو، گوگوش است، همهی این مسایل، به راحتی دیده میشود. هنرمندی که دوست میدارد همچون گذشته خلاق باشد و شبیه هیچکس نباشد، باید در ارایه ی کار تازه و نوآوری توقف نکند. بازگشت به گذشته و تکرار خود، امتیاز محسوب نمیشود، فقط برای هنرمند نمره منفی به ارمغان میآورد.ر «اِما گلدمن» Emma Goldman می گوید:«به عنوان هنرمند باید سیری ناپذیر بود، این حریص بودن نیست، اگرچه شاید اشتها باشد.»
آنسه امیری - مجله اپیزود ، شمارهی سیوسه بیستوششم بهمن ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |