|
وبلاگی که در این شماره ی مجله، معرفی می شود، وبلاگی است به نام «بهمن آقا» در بلاگ اسپات، که نویسنده ی وبلاگ خود را«آق بهمن» معرفی می کند و عنوان سردر وبلاگ را نیز «آق بهمن» گذاشته است. آق بهمن مترجم کتاب است و کتابی را نیز از«دیوید میلر» ترجمه و منتشر کرده است. تازه ترین مطلب وبلاگ آق بهمن، در باره ی سرود «بهاران خجسته باد» است که در باره ی آن چنین نوشته: این سرود ماجرای جالبی دارد که میتوانید مفصلش را اینجا( دانشنامه ی ویکی پدیا) بخوانید. اما خلاصهاش این است که در سال 1339 علی بهزادی، که تودهای بوده، در سوگ پاتریس لومومبا شعری میگوید. چند سال بعد کرامتالله دانشیان، که او هم چپ اما نه تودهای بوده، با چند بیت این شعر سرودی میسازد که آن را برای این و آن میخوانده و ظاهرن به شاگردانش هم یاد میداده. در فاصله ی بیست و دوم بهمن 1357 تا بیست و نهم بهمن 1357 که قرار بوده مراسم سالگرد «دانشیان» و «گلسرخی» برگزار شود، اسفندیار منفردزاده این آهنگ را تنظیم میکند و در خانه و به گفته ی خودش با ابتداییترین وسایل میزند و ضبط میکند و بعد هم با چند نفر از رفقا سرود را میخوانند و روی آن میکس میکنند و در آخرین لحظه میرسانند به مراسم سالگرد و این سرود که به گفته ی منفردزاده به ابتداییترین شکل ممکن ضبط شده بود، برای اولین بار از تلویزیون پخش میشود و از همان موقع میشود یکی از اصلیترین (و بهنظر من اصلیترین) سرود انقلاب ایران. پس نتیجه این شد: ولی واقعن دست منفردزاده درد نکند که این سرود را حفظ کرد (بالاخره رفیق فرهاد بوده دیگر). یادم است جای دیگری هم خوانده بودم که «وحدت» فرهاد هم در همان روزهای بهمن 1357 و در زیرزمینی، جایی ضبط شده. خاطره ی شخصی: بچه که بودیم، عمو فرهاد (بابای کاوه) این سرود را برای مان میخواند و وقتی به آن تکه ی معروف ترومپتش میرسید، لپش را باد میکرد و خیلی بیست صدای ترومپت درمیآورد و تفریح من و کاوه هم این بود که هر جور شده خودمان را به لپش برسانیم و بزنیم و بادش را خالی کنیم. متن سرود: bahmanagha.blogspot
آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره سی و دو نوزدهم بهمن ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |