«سه تابلو مریم» یا «ایده آل» از آثار منظوم اواخر عمر میرزاده  عشقی ( 1273 - 1303 خورشیدی) است. میرزاده عشقی شاعری بود که به طور صریح تاکید می کرد که در صدد نوآوری است. از جمله در مقدمه ی «سه تابلو مریم» به عنوان «دیباچه ی انقلاب ادبیات ایران» و نیز خطاب به فارسی زبان ها نوشته است:

«من گمان می کنم که آن چه معاصرین برای انقلاب شعری زبان فارسی کوشش کرده اند، تاکنون نتیجه ی مطلوبی به دست نیامده است و نیز خیال می کنم که در تابلو اول و دوم این منظومه، سراینده ی موفق به ایجاد یک طرز نو و مرغوبی  در اشعار زبان فارسی شده است. چه اگر خوانندگان به دقت مطالعه فرمایند، تصدیق خواهند فرمود که طرز فکر کردن و به کار انداختن  قریحه در پرورش افکار شاعرانه به کلی با طرز فکر کردن سایر شعرای متقدم و یا معاصر زبان فارسی تفاوت کلی دارد. در عین حال هر فارسی زبانی ... این طرز انشای نظمی را می پسندد، در صورتی که سایر معاصرین ( که یکی از آن ها حاج میرزا یحیا دولت آبادی است) هر وقت به ایجاد یک طرز نوی در سرودن اشعار فارسی مبادرت نمودند، کسی را پسند نیفتاد...  غرضم این است که این سه تابلو بهترین نمونه ی انقلاب شعری این عصرست... چه تاکنون نظیر این منظومه در زبان فارسی تهیه نشده است ... من شروع کردم به یک شکل نوظهوری افکار شاعرانه را به نظم درآورم و پیش خود خیال کرده ام که انقلاب ادبیات زبان فارسی با این اقدام انجام خواهد گرفت. سه تابلو ایده آل مرا که به مرور در جریده ی شریفه ی شفق سرخ منتشر می شود، به دقت بخوانید، اگر نواقصی در آن دیدید، چون در آغاز کار است مرا معذور بدارید. انشاالله شعرای آینده دنباله ی این طرز گفتار را گرفته، تکمیل خواند کرد.»

«محمد ضیاء هشترودی» در باره ی عشقی نوشته است: « عشقی اول کسی است که از طرز نوین نیما تقلید کرده و اسلوب افسانه ی نیما را در تابلوهای ایده آل تطبیق نموده است.»

«یحیا آرین پور» در کتاب از صبا تا نیما می نویسد: « این نظر درست نیست و عشقی در سبک خود مستقل و مبتکر است و اسلوبی که در تابلوهای ایده آل انتخاب کرده، همان است که رد بعضی اشعار قدیمی تر او نیز به کار رفته است.»

ایده آل شامل سه تابلو است :

 - تابلوی اول شب مهتاب نام دارد که توصیفی زیبا از شبی دل انگیز است که جوانی از عشرت جویان تهران، دختری ساده و روستایی منش به نام مریم را از راه به در می برد.

 - تابلوی دوم روز مرگ مریم است که به دلیل فریب خوردن، با تریاک خودکشی می کند.

 - تابلوی سوم سرگذشت پدر مریم و ایده آل او است.

قهرمان داستان مرد ایرانی میهن پرستی است که دو فرزند خود را در جنگ های مشروطه از دست داده ، زنش دق مرگ شده و یگانه دخترش «مریم» به وسیله ی جوانی اشراف زاده گمراه و بدبخت شده و با خوردن تریاک خودکشی کرده است.

شاعر در دو تابلوی نخست، صحنه های زنده و زیبایی از یک شب مهتاب بهاری و یک روز سرد و غمناک پاییزی را به تصویر می کشد و در تابلوی سوم اوضاع اجتماعی کشور را در دوران زمامداری آخرین سلطان سلسله ی قاجار، از زبان پدر«مریم» شرح می دهد و آرزوی همیشگی و انتقام جویانه و اندیشه ی افراطی شاعر به صورت ایده آل مرد دهقان با لحنی تند و پرخاش آمیز به قلم آمده است که راه چاره، زیر و رو شدن مملکت و کیفر دادن خیانت کاران است به شکلی که «بسیط خاک از خون پلیدشان رنگین» شود.

تمام مملکت آن روز زیر و رو گردد

که قهر ملت با زور روبرو گردد

به خائنین زمین، آسمان عدو گردد

زمان کشتن افواج مرده شو گردد

بسیط خاک ز خون پلیدشان رنگین

عشقی در بند آخر تصریح می کند:

عجب مدار اگر شاعری جنون دارد / به دل همیشه تقاضای عید خون دارد / چه گونه شرح دهم ایده آل خود را به از این؟

استقلال نظر و شهامت عشقی از آن چه خود در مقدمه ی ایده آل نوشته است ، معلوم می شود:

« باید دانست که در اواسط سنه ی 1342 هجری قمری، دبیر اعظم ( فرج الله بهرامی) ، رییس کابینه ی وزارت جنگ، به نام مسابقه ی مهم، از عموم متفکرین ایران سوال کرد که هر کسی ایده آل خود را خوب است بنویسد و در جریده ی شفق سرخ که معتبرترین روزنامه ی آن عهد بود چاپ نماید. از قراری که بعضی ها حدس می زدند نظر آقای دبیر اعظم این بود که غالب نویسندگان ایده آل خودشان را برای ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر به دست سردار سپه بیان نمایند و بعد هم در روزنامه ی شفق سرخ تحت عنوان ایده آل، مقالاتی به همین مضمون ها دیده شد. از بنده هم خواستند و بنده سه تابلو ایده آل ذیل را که مطالعه می فرمایید، ساختم و البته تصدیق خواهید کرد که مفاد ایده آل بنده با منظور آن ها مخالفت دارد. همه ی نویسندگان به نثر نوشتند، تنها این گوینده به نظم سرودم و در روزنامه ی شفق سرخ سال سوم درج گردید.»

یحیا آرین پور در کتاب«از صبا تا نیما» می نویسد: « منظومه ی ایده آل در میان اشعار رئالیستی فارسی از حیث سبک نقلی و روایی و طرز بیان و اصالت مضمون مقام بسیار مهمی دارد. در ادبیات کلاسیک ایران، شعر روایی معمولن یا مانند یوسف و زلیخا منسوب به فردوسی بر قصه و افسانه مبتنی بود، و یا مثل داستان های نظامی بر سرگذشت های عاشقانه ای که از دیرباز در میان مردم شهرت و معروفیت داشته اند و یا چون سلامان و ابسال جامی، بر موضوعات تمثیلی و عرفانی پایه گذاری می شد و ما در ادبیات حجیم فارسی به شعر روایی که از چارچوبه ی این انواع بیرون باشد، کمتر برمی خوریم. اما در این منظومه عشق از نمونه های بالا پافراتر نهاده و مضمون واقعه را از سرگذشت جاری مردم زنده و صفات و حالات و سجایای قهرمانانش را از اشخاص عادی و معمولی گرفته است.»

دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب«چشمه ی روشن» می نویسد: «مثنوی که قالب مناسب و رایج داستان های طولانی بود و به واسطه ی تغییر قافیه در هر بیت و اوزان نرم تر و ورزیده شدن برای این نوع ادبی، سرمشق رایج و مطلوب به شمار می آمد، در سه تابلوی مریم به کار نرفته بلکه میرزاده عشقی به تجربه ای تازه دست زده: سرودن داستان در قالب مسمط و در بحر مجتث

 در تابلوی اول توصیف یک شب مهتابی بهاری و کام جویی دو جوان عاشق است در فضایی زیبا و دلکش متناسب با موضوع. این توصیف به زبانی ساده و تصویرهایی عینی و واقعی و زیبا است در حالی که حضور شاعر که نظاره گر و نگارگر صحنه است نیز به سادگی و به دقت به قلم آمده است.

اوایل گل سرخ است و انتهای بهار

نشسته ام سر سنگی کنار یک دیوار

جوار دره ی دربند و دام کُهسار

فضای شمران اندک ز قرب مغرب تار

                                                                          هنوز بُد اثر روز بر فراز اوین    

نموده در پس کُه آفتاب تازه غروب

سواد شهر ری از دور نیست پیدا خوب

جهان نه روز بود در شمر، نه شب محسوس

شفق ز سرخی نیمیش بیرق آشوب

                                                                        سپس ز زردی نیمیش پرده ی زرین...

و همچنین توصیف شب نورانی و بازتاب آن نور و روشنایی در اندیشه های شاعر و انگیزش خیالات و آرزوی پرواز، وصف دقیق از سایه روشن  حاصل از نور ماه بر چمن زار و جویبار و منظره ی باغ سرسبز در شب مهتاب که به تابش نور از پس ِ حبابی سبز رنگ را می ماند.

 تابلوی دوم با مقدمه ای متناسب و صحنه ای هماهنگ رُخ می دهد. خبر از جوانمرگ شدن مریم است و تابلو ی پاییز سرد و غم انگیز، بهترین زمینه برای آن است. تصویری ساده و با زبانی لطیف و همگانی با اشاره به جوانی و پیری همان گونه که خزان ناگزیر چندی پس از بهاران فرامی رسد. توصیف منظره ی یک روز پاییزی و سایه ی درختان و برگ ریزان و بیان روحیه ی غمزده ی شاعر و افسردگی مظاهر گوناگون طبیعت، حالات پرندگان، پژمردگی طبیعت و مقایسه ی  این حالات  با طراوت و سرسبزی بهار اندیشه ی شاعر و این که همه چیز در دنیا ناپایدار است از آن جمله مرگ زودرس «مریم» که زیبا و جوان بود.

دو ماه رفته ز پاییز و برگ ها همه زرد

فضای شمران از باد مهرگان پرگرد

هوای دربند از قرب ماه آذر سرد

پس از جوانی پیری بود چه باید کرد؟

                                                                             بهار سبز به پاییز زرد شد منجر

به تازه اول روزست و آفتاب به ناز

فکنده در بن اشجار سایه های دراز

روان به روی زمین برگ ها زباد ایاز

به جای آن شبیم، بر فراز سنگی باز

                                                                                   به سان بیرق غم سرو آیدم به نظر...

 تابلوی سوم را هم از زبان پدر«مریم» شرح می دهد:

بساط بی شرفی زان پس خورد برهم

رسد به کیفر خود نیز قاتل مریم

سپس چو گشت خریدار مرده شویان کم

دگر نماند در این مُلک از این قبیل آدم

                                                                                          همی شود دگر ایران زمین بهشت برین

دگر در آنگه، وجدان کُشی هنر نبود

شرف به اشرفی و سکه های زر نبود

شرف به دزدی کف رنج رنجبر نبود

شرف به داشتن قصر معتبر نبود

                                                                                          شرف نه هست درشکه نه چرخ های رزین...

زبان شعر «عشقی» ساده و نرم و حاوی لغات و ترکیبات زبان گفتاری و کم و بیش متاثر از روش بیان روزنامه نویسی بود. به همین دلیل برخی از بخش های دیگر این منظومه دارای مسامحه های لغوی و ادبی و در هم بافتگی جمله ها است که با شعر تناسب چندانی ندارد.

 «عشقی» در وطن خواهی صادق و در بیان اندیشه ها و عواطف خویش نیز با شهامت و صریح گوی بود، بنابراین شعر او نیز شعری صادقانه و برآمده از دل است.

 

 - منابع:

 - از صبا تا نیما ، یحیا آرین پور

 - چشمه ی روشن ، دکتر غلامحسین یوسفی

 - کلیات مصور عشقی ، علی اکبر مشیر سلیمی

 

 

آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره سی و دو

نوزدهم بهمن ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved