|
ماجرای غریب بنجامین باتن The Curious Case of Benjamin Button کارگردان: دیوید فینچر فیلمنامه: اریک راث، رابین سویکورد [ بر اساس داستان کوتاهی به همین نام، نوشتهی اف. اسکات فیتزجرالد] مدیر فیلمبرداری: کلودیو میراندا / تدوین: کرک بکستر، آنگوس وال موسیقی متن: الکساندر دیسپلات بازیگران: براد پیت، کیت بلانشت ، جولیا آرموند ، تیلدا سوئینتون ، الیاس کوتیاس ، ژاکوب تولانو ، جیسون فلمینگ ، دونا دو پلانتر ، فائون ای. چامبرز محصول: 2008،امریکا / مدت زمان: 159 دقیقه گزیده جوایز: نامزد جایزهی گلدن گلوب بهترین فیلم درام بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین موسیقی متن و بهترین بازیگر نقش اول مرد [براد پیت] نامزد جایزهی بهترین بازیگر نقش مکمل زن [تیلدا سوئینتون] از انجمن منتقدین لندن نامزد جایزهی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامهی اقتباسی، بهترین موسیقی متن و بهترین فیلمبرداری از انجمن منتقدین شیکاگو
گذر عمر در تطاول ایام «ماجرای غریب بنجامین باتن» شاهکار بیزمانی است که آن را میتوان ثمرهی یک عمر فعالیت هنری سازندهاش، دیوید فینچر، به شمار آورد که پیش از این نبوغ و بلاغت خود را در شیوهی روایت و نمایش داستانهای غیرمتعارف، در آثاری چون، «هفت»، «بازی»، «باشگاه مشتزنی» و «زودیاک» به رخ همگان کشیده بود و اینک در هفتمین تجربهی سینمایی خود داستانی غریب و خیالی را دستمایه قرار داده و توانسته تا از سویی با اتکا به سبک روایی «واقعگرایی جادویی» یا همان «Magic Realism» که نمونهاش را در آثار برخی از نویسندگان معاصر امریکای لاتین نظیر «گابریل گارسیا مارکز» می بینیم، و از سوی دیگر با فراهم کردن نوعی پسزمینهی تاریخی از طریق اشاره به وقایع تاریخی مانند جنگ جهانی دوم و توفان کاترینا، تصویری حقیقی و قابل درک را از کنار هم قرار دادن شماری حوادث خیالی ارایه نماید. از این حیث میتوان این فیلم را تا حدودی با اثر دیگری که اریک راث در مقام فیلمنامهنویس آن حضور داشته، یعنی «فارست گامپ»، مورد قیاس قرار داد. از این رو که در هر دو فیلم شاهد قرار گرفتن یک انسان غیرعادی در جریان ادیسهای در قرن بیستم از تاریخ امریکا هستیم، با این تفاوت که در «ماجرای غریب بنجامین باتن»، فینچر قهرمان خود را در عین غرابت و شگفتی، حایز هیچیک از ویژگیهای کاراکتر اصلی «فارست گامپ» نظیر کمرویی و یا بوالهوسی نمی کند. «ماجرای غریب بنجامین باتن» فیلمی ازلی و ابدی است و داستان مردی را روایت میکند که در سال 1918 و در روز پیروزی اروپا، به دنیا می آید، اما تفاوتش با سایر نوزادان در این است که او در زمان تولد همچون پیرمردی هشتاد ساله با چشمانی بسیار ضعیف، انگشتانی شکننده و پوستی چروکیده، زاده میشود. مادرش در زمان تولد او از دنیا میرود و پدرش (با بازی جیسون فلمینگ)، او را در خانهی سالمندانی رها میکند و از آن پس زن سیاهپوستی به نام کوئین (با بازی تاراج پی. هنسون) از او مادرانه مراقبت میکند تا بزرگ شود و بدین ترتیب شخصیت بنجامین در میان آفریقایی-امریکاییها و همچنین سالمندانی که گویی به دست فراموشی سپرده شدهاند، شکل میگیرد. چندی بعد و در حالی که بنجامین هفت سال به جوانی نزدیکتر شده است با دختر بچهای به نام دیزی (با بازی ال فانینگ) آشنا میشود و خیلی زود میان آن ها عشق و علاقهای عمیق و جاودانه پدید میآید و این در حالیست که یکی از آن ها به سمت پیر شدن حرکت میکند و دیگری با گذشت ایام از پیری به جوانی رجعت میکند. تا این که زمانی میرسد که بنجامین (با بازی براد پیت) و دیزی (با بازی کیت بلانشت)، قادر به برقراری رابطهی عاشقانه خود در فضایی ملموس و باورپذیر میشوند. فیلم در طول مدت نسبتن طولانی خود، ضمن بررسی وقایعی که زمانی قریب به یک قرن را در بر میگیرد، به تشریح رابطه ی عاشقانه میان بنجامین و دیزی میپردازد. «ماجرای غریب بنجامین باتن» با این که از روی داستان کوتاهی نوشتهی اف. اسکات فیتزجرالد ساخته شده است اما کمتر شباهتی میان ایندو اثر میتوان پیدا کرد و تأثیر داستان فیتزجرالد در فیلم فینچر تنها در حد یک طرح باقی می ماند. چراکه داستان فیتزجرالد درباره پیری جسمانی نیست، بلکه به این موضوع میپردازد که اگر انسان در سنین جوانی صاحب عقل پیری باشد، چه اتفاقی می افتد و این در حالی است که فیلمی که فینچر آن را کارگردانی کرده با تمرکز بر روی تحول معکوس جسمانی شخصیت بنجامین باتن سعی دارد تا مخاطب را متوجه ی زوال و همچنین تأثیری که تطاول ایام بر جسم و جان انسان میگذارد، نماید و از این راه به بیان نکاتی دربارهی زندگی و درسی که انسان از برخورد با دیگران در زندگی میگیرد، بپردازد.
«ماجرای غریب بنجامین باتن» علاوه بر کارگردانی بی عیب و نقص، باید از سویی موفقیت و درخشش خود را مدیون بازیهای قوی و بینقص بازیگرانش باشد و از سوی دیگر آن را مرهون مهارت عوامل فنی فیلم بداند. براد پیت در یکی از بهترین و تأثیرگذارترین نقشهایی که تا به حال بازی کرده، توانسته تصویر درستی از شخصیت آرام و فلسفی بنجامین و همچنین سیر و سلوکی که در طول عمر عجیب خود طی میکند، ارایه نماید. کیت بلانشت با همان اثرگذاری همیشگیاش در نهایت زیبایی و نبوغ در قالب نقش دیزی فرورفته است. در این میان باید به مهارت فیلمبردار فیلم، کلودیو میراندا، در نمایش درخشان و بینقص سکانسهای فیلم اشاره کرد و همچنین از طراح جلوههای ویژه، اریک باربا، که سهم به سزایی در تصویر واقعی نماهای فیلم در طی دوران مختلف تاریخی ایفا کرده و به خصوص طراح گریم، کارلا برنهوتز، که با پیر کردن استادانهی چهره براد پیت، تصویری طبیعی از دوران پیری بنجامین ارایه داده است، نام برد. در نهایت باید بار دیگر از استعداد و هوش سرشار فینچر در مقام کارگردان سخن گفت که تسلطش در کار تا اندازهای است که تماشاگر را علیرغم مدت زمان طولانی و صد و شصت دقیقهای فیلم، تا انتها با خود همراه میکند بیآن که ذرهای خستگی و ملال را با خود داشته باشد.
- پایگاه اینترنتی پرش های بلند، پایگاه تحلیلی خبری سینما
مجله اپیزود ، شماره سی پنجم بهمن ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |