|
بهمن روز از بهمن ماه برابر با دوم بهمن در گاهشماری ایرانی جشن بهمنگان است. این روز در گاهنامه ی ایرانی 3746 جشنی در ستایش و گرامی داشت امشاسپند بهمن است. فرخی سیستانی می گوید: فرخش باد و خداوند فرخنده کناد عید فرخنده و بهمنجه و بهمن مه را روز دوم بهمن که بهمن روز نام دارد و متعلق به امشاسپند بهمن است جشن بهمن گان نام دارد در اين روز در ديگی به نام بهمنجه آشی به نام دانگو از گندم و ماش و عدس و نخود و باقلا و انواع گوشت می پزند و مهمانی می دهند اين آش را«هفت دانه» نيز می گويند. دکتر«رجبی» معتقد است که يکی از ويژگي های جشن بهمن گان تعاونی بودن آن است و به نظر می رسد هر يک از همسايگان برای پختن آش، دانگ خود را به خانه ای که آش در آن پخته می شد می داده است و به اين معنی نام آش را «دانگو» به کار می بردند و به اين ترتيب در آشی که فراهم می آمده است همه همسايگان سهيم بودند. انوری درباره جشن بهمن گان گويد: بعد ما کز سر عشرت همه روز افکندی سخن رفتن و نا رفتن ما در افواه اندر آمد ز در حجره ی من صبحدمی روز بهمنجه یعنی دوم بهمن ماه
بهمن در اوستایی «وُهومَنَه» و در پهلوی «وَهمَن» به معنی «اندیشه ی نیک» یا «بهترین اندیشه» است. بخش نخست این واژه «وُهُو» از «وَنـْگـْهو» اوستایی که صفت است به معنی خوب و نیک، که در فارسی هخامنشی «وَهۇ» و در سانسکریت «وَسۇ» خوانده میشود، در پهلوی «وِه» و در فارسی «بـِه» شده است. بخش دوم «مَنـَه» برابر است با واژه ی سانسکریت «مَنـَس» که در پهلوی «منیشن» ودر فارسی «منش» شده است. «وهمن» یکی از امشاسپندان نزدیک به درگاه اهورامزدا می باشد که اشوزرتشت برای دریافت پیام های اهورایی از او یاری می گیرد. پاسداری چهارپایان سودمند در جهان زمینی یا«گیتیگ» به این امشاسپند واگذار شده است از این رو زرتشتیان در این روز از کشتن حیوانات سودمند و خوردن گوشت آنان خودداری می کنند و همچنین برخی زرتشتیان، کشتار و خوردن را در همه ی روزهای بهمن ماه پرهیز می کنند. شاید بیش از پنجاه سال نیست که جهانیان به اندیشه ی پاسداری از پیرامون خود و حیوانات افتاده اند، ولی آیین زرتشت همواره از چندین هزار سال پیش، آدمیان را به پاسداری از ددزیست(حیات وحش) و دد زیان( حیوانات وحشی) و به ویژه نهاد(طبیعت) رهنمود می کرده است که این خود جای بسی شگفتی و سربلندی برای ایرانیان دارد. البته وارونه ی امروز ایران را می بینیم که در آن نهاد و ددزیان جایگاهی ندارند. در نوشته های پهلوی همچون بندهشن و دینکرد «بهمن» نخستین آفریده ی پروردگار است در جهان مینوی، وهومن امشاسپند در چهره ی نیک منشی وخرد و دانایی خداوند و از ویژگی های برجسته ی اهورایی است اما در جهان خاکی نگاهبان بشر و چارپایان است. جشن بهمن گان از زمان ساسانیان تا پیش از یورش مغول ها در ایران آیینی همگانی و رایج بوده است. در این روز آشی به نام «آش بهمن گان» یا «آش دانگو» به صورت گروهی پخته می شده است که نام «دانگو» یا «دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» درباره ی بهمنجه می نویسد: «بهمن ماه روز دوم آن روز بهمن، عید است که براى توافق دو نام آن را بهمنجه نامیده اند، بهمن نام فرشته ی موکل بر بهایم است که بشر به آن ها براى عمارت زمین و رفع حوایج نیازمند است و مردم فارس در دیگ هایى از جمیع دانه هاى ماکول با گوشت غذایى مى پزند و آن را با شیر خالص مى خورند و مى گویند که حافظه را این غذا زیاد مى کند و این روز را در چیدن گیاهان و کنار رودخانه ها و جوى ها و روغن گرفتن و تهیه ی بخور و سوزاندنى ها خاصیتى مخصوص است و بر این گمانند که جاماسب وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام مى داد و سود این اشیا در این روز بیشتر از دیگر روزهاست.» در ترجمه ی «خرده اوستا» نیز بر موکل بودن بهمن بر چهارپایان اشاره ای شده است بدین گونه که : «در جشن بهمنگان، برای این که امشاسپند بهمن در جهان مادى نگهبان چارپایان سودمند است، از خوردن گوشت پرهیز مى کنند.» شاعر نامدار ایرانی سده ی پنجم «على بن توسى»(اسدى توسى) در کتاب لغت نامه ی خود «لغت فرس» زیر کلمه ی بهمنجه مى نویسد: «بهمنجه رسم عجم است، چون دو روز از ماه بهمن مى گذشت بهمنجه مى کردند و این عیدى بود که در آن روز خوراک مى پختند و بهمن سرخ و زرد بر سر کاسه ها مى افشاندند.» چنان که از نوشتار ابوریحان و اسدی توسی برمی آید گیاهی هم به نام امشاسپند بهمن خوانده میشود که در بهمن ماه یا زمستان باز می شود و در پزشکی این گیاه معروف است و در تحفه ی حکیم مؤمن و بحرالجواهر، بیخی سفید یا سرخ رنگ مانند زردک و خوشبو با اندک صلابت و کجی و خارناک تعریف شده است. همین گیاه است که در فرانسه Behen خوانده می شود و در گذشته ریشه ی آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سفید در داروخانه های اروپا به کار می بردند.
این گیاه دارای ویژگی دارویی بوده و در روزگار ایران باستان این باور بوده که خوردن آن به تقویت حافظه کمک می کند آن را به گونه ی تازه در خوراک می پختند و خشک شده ی آن را دم کرده و می نوشیدند یا به گونه ی گرد روی خوراک می ریختند و یا با گرد قند ونبات آمیخته و می خوردند. یکی از دیگر آیین های این روز آن بوده که مردم در این روز به کوه می رفتند و گیاهان ویژه ای که ویژگی دارویی داشته را می کندند و در این یک سال استفاده می کردند گروهی از این آیین ها که در جشن بهمن گان انجام می شود را به جاماسپ وزیر خردمند ویشتاسب «گشتاسب» پادشاه دوران زرتشت نسبت می دهند. عثمان مختاری شاعر سده ی ششم نیز می گوید: بهمنجه است خیز و می آرای چراغ ری تا برچینیم گوهر شادی ز گنج می این یک دومه سپاه طرق را مدد کنیم تا بگذرد ز صحرا فوج سپاه دی در کتاب های مقدس زرتشتیان و در ترجمه ی خرده اوستا می نویسد: در جشن بهمن گان به مناسبت این که امشاسپند بهمن در جهان مادی نگهبان چهار پایان سودمند است از گوشت خوردن پرهیز می کنند. مقایسه کنید با عید قربان در فرهنگ امروزه که برگرفته از فرهنگ اعراب است. اصولن ایرانیان بر خلاف دیگر ملل، در جشن ها و مراسم خود از قربانی کردن و خونریزی پرهیز می کردند و این رسوم مخصوص رومیان و سامی نژادان می باشد. در هر صورت جشن بهمن گان بر تمامی ایرانیان فرخنده باد و به امید روزی که تمام ایرانیان هویت اصلی و پاک خود را باز شناسند.
منابع: - فرهنگ ایران باستان - استاد ابراهیم پورداوود - مجموعه مقالات دکتر محمد معین به کوشش دکتر مهدخت معین - راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی - جشن هاى باستانى ایران - على خوروش دیلمانى - تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - استاد عبدالعظیم رضایی - پایگاه پژوهشی«آریابوم» - پایگاه اینترنتی«اسوزرتشت» - پایگاه اینترنتی«سپندارمزد» - دانشنامه ی ویکی پدیا - پایگاه اینترنتی شعرنو
فرید ستوده - مجله اپیزود ، شماره سی پنجم بهمن ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |