|
نخستین فیلم ناطق ایران به نام «دختر لُر» در فروردین ماه 1312 ساخته شد. این فیلم در هندوستان و در کمپانی «امپریال» بمبئی کلید خورد و از امکانات فیلم سازی هندوستان بهره گرفت. فیلم «دختر لُر» بر گرفته از داستان عامیانه ی «جعفر و گلنار» بود و به شرح زنده گی دختری می پرداخت که از کودکی توسط راهزنان ربوده شده و در قهوه خانه ای مشغول به کار بود که مورد توجه راهزنی به نام «قلی خان» قرار گرفت. «گلنار» با یکی از ماموران دولتی به نام«جعفر» آشنا می شود. جعفر و گلنار به هم دل می بندند و جعفر با «قلی خان» گلاویز می شود و پس از طی حوادثی ، گلنار را از دست قلی خان نجات می دهد و با او ازدواج می کند. کارگردان فیلم دختر لُر «عبدالحسین سپنتا» بود و یکی از مشکلات «سپنتا» یافتن بازیگر مناسب برای نقش «گلنار» بود.
«سپنتا» برای یافتن بازیگر نقش «گلنار» کوشش زیادی کرد. بسیاری از زنان ایرانی حاضر به بازی در فیلم های سینمایی نبودند و یا این که استعداد بازیگری نداشتند. «سپنتا» در جست و جوهایش به نتیجه نرسید و سرانجام «روح انگیز سامی نژاد» که همسر یکی از کارکنان استودیو «امپریال» بود به کمک او آمد و حاضر شد که در این فلیم ایفای نقش کند. «روح انگیز سامی نژاد» لهجه ی غلیظ کرمانی داشت و «سپنتا» ناچار شد که تغییراتی در فیلم نامه به وجود بیاورد تا لهجه ی «روح انگیز» در این فیلم توجیه شود. اتفاقن او در نقش گلنار حسابی گل کرد و حتا لهجه ی غلیظ کرمانی، به شیرینی و جذابیت بازی اش افزود.
«روح انگیز سامی نژاد» قبل از این که در فیلم بازی کند از اسب به زمین افتاد و کفش پاشنه بلندش جراحت عمیقی در بدن او ایجاد کرد که در «بمبئی» زیر عمل جراحی قرار گرفت و همین حادثه سبب شد که هرگز بچه دار نشود. «روح انگیز» به همراه گروه فیلم برداری در هندوستان در محلی به نام «چمود» رفت و در شرایط سخت محیطی ، در این فیلم بازی کرد. نقش مقابل او را خود کارگردان یعنی «عبدالحسین سپنتا» بر عهده داشت. «سپنتا» در بازیگردانی ، بیش تر متاثر از بازیگری در سینمای هند بود که مبالغه در حرکات دست و چهره از ویژه گی های این نوع بازیگری است. این شیوه به بازی «روح انگیز» نیز راه یافته بود و به بازی او ، شکلی کارتونی و کاریکاتوری بخشیده بود. اما با این همه ، تماشاگران روح انگیز را در نقش گلنار، کاملن باور کردند و چهره ی او در قالب «گلنار» برای همیشه در تاریخ سینمای ایران جاودانه شده است. «روح انگیز» در نقش گلنار با وجود شیطنت هایی که نشان می داد ، در نهایت ، بیش تر تیپ زن معصوم و فرشته گون را ترسیم می کرد. او عفیف بود و هرگز پا از دایره ی اخلاقیات بیرون نمی گذاشت. سرانجام فیلم «دختر لُر» به مدت صد و پنجاه و پنج دقیقه آماده شد و در سی آبان سال 1312 در سینماهای «مایاک» و «سپه» به نمایش عمومی در آمد.
«روح انگیز سامی نژاد» پس از فیلم «دختر لُر» ، یکی از نقش های فیلم «شیرین و فرهاد» را در سال 1314 بازی کرد. این فیلم نیز ساخته ی «عبدالحسین سپنتا» بود و روح انگیز در این فیلم در نقش «شکر» ظاهر شد. روح انگیز پس از فیلم «شیرین و فرهاد» از همسرش «دماوندی» جدا شد و با «نصرت الله محتشم» از بازیگران سرشناس تئاتر ازدواج کرد. این ازدواج مدت زیادی به طول نکشید و «محتشم» در بازگشت به ایران ، روح انگیز سامی نژاد را غیابی طلاق داد. روح انگیز پس از هیجده سال اقامت در هندوستان به ایران بازگشت. او پس از بازگشت به ایران ، برای ادامه ی کارش در سینما با مخالفت خانواده رو به رو شد. جامعه ی سنّتی ایران ، روح انگیز را به عنوان بازیگر سینما نمی پذیرفت . او به دلیل آزارهایی که از خویشان و آشنایان و مردم دید، بعد از دو فیلم ، دیگر حاضر نشد در فیلمی ایفای نقش کند. «روح انگیز سامی نژاد» خود در این باره می گفت: « به خاطر ناراحتی هایی که در موقع فیلم برداری و بعد از آن، چه از طرف فامیل و چه از طرف مردم کشیدم ، هرگز راضی نشدم در فیلم دیگری بازی کنم ... هر موقع که از در شرکت می آمدیم بیرون ، مجبور بودیم سه نفر مستحفظ داشته باشیم ، یک شوفر و دو نفر کمک شوفر که کسی اتومبیل مان را چیز نکنن ، شیشه پرت نکنن . هر جایی هم که می رفتیم باید یه چیزی سرمان می انداختیم که کسی ما را نشناسه. اگر همین جوری می رفتیم بهمون سی توَن (کانادادرای) پرت می کردن ، چی بگم والله؟!! من که برای همین از آرتیستی دست کشیدم. وقتی سر کار فیلم برداری وارد می شدیم ، تکلیفی نداشتیم ، برای همین دست کشیدم... بعضی وقت ها به فکرم می رسید که دومرتبه برم و یه کاری را شروع کنم ، چون هم در هندوستان و هم در ایران ، منو می خواستند. اما همین سختی ها و ناراحتی هایی که ایرانی ها و مردم به من دادند، ترک کردم و چند ساله که گوشه نشینم و میل ندارم کسی بدونه من کجا هستم... از روزی که این هیجده سال اومدم همین سختی را دارم می کشم ...» (خانم سامی نژاد با دستمال اشک هایش را می زداید)
روح انگیز سامی نژاد در سال 1339 با برادر ِ «ماشاالله عمرانی» ازدواج کرد که این ازدواج ده سال ادامه یافت. در سال 1349 وقتی که شوهر او زن دیگری گرفت ، روح انگیز از او جدا شد و تا سال 1364 در یک خانه ی دو طبقه زنده گی می کرد و در این سن به دلیل کهولت و احتیاج به ارتباط بیش تر با خانواده ، خانه اش را فروخت و به طبقه ی پایین خانه ی خواهرزداه اش در خیابان پاسداران، سروستان ششم ، نقل مکان کرد. در این خانه ، همه ی کارهایش را خودش انجام می داد و از نظر مالی نیز مستقل بود.در سال 1374 چشم هایش به بیماری آب مروارید دچار شد و ناچار شد که چشم هایش را جراحی کند. پس از جراحی نیز خانه نشین بود و دیگر نمی توانست خودش خریدهایش را انجام بدهد و خواهر زاده اش به او رسیده گی می کرد. روح انگیز سامی نژاد در بعداز ظهر روز دهم اردیبهشت ماه 1376 در سن هشتاد و یک ساله گی درگذشت. آنسه امیری - مجله اپیزود بیست و نهم تیرماه 1387 خورشیدی
*در گردآوری مطالب از منابع زیر با تلخیص و تغییر استفاده شده است: ---------------------------------------------------------------------------------- فرهنگ جامع زنان بازیگر فرهنگ فیلم های سینمای ایران کتاب سال سینمای ایران 1379 نوشته های "بهزاد عشقی" در مجله ی فیلم ماهنامه سینمایی فیلم گزارش فیلم مجله های سینمایی و غیر سینمایی پیش از انقلاب
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |