بخش نخست

برای رسیدن به این که هنر چیست ؟ به تعاریفی که برای هنر شده ، بسیار مختصر اشاره می کنیم. در طول سالیان طولانی ، برای هنر تعریف های متعددی از سوی فلاسفه و ادیبان و متفکران شده است و سرانجام نیز به یک تعریف کلی و متفق در باره ی هنر نرسیدند. برای مثال :

 بیکن( Bicon) متفکر و فیلسوف انگلیسی می گوید «هنر عبارت از انسان است که بر طبیعیت اضافه شده باشد »

 «تولستوی»  درکتاب  «هنر چیست؟» می گوید: «هنر سرایت دادن و اشاعه ی احساس است . هنرمند راستین هم عاطفه را فرا می نماید و هم آن را بر می انگیزد. هنر مند از طریق هنرخود،  مخاطبانش را به احساس هایی مبتلا می کند که خود تجربه کرده است.»

اگر هدف «هنر برای هنر» و لذت‏ طلبی در هنر باشد، پس هنرمند مجاز است از هر نوع ابزار و وسیله و امکاناتی برای سرگرم کننده گی و افزودن بر جذابیت اثر خود بهره بگیرد و پروای هیچ چیز را نیز نداشته باشد و اگر هدف هنر در خدمت اجتماع است و برای اصلاح و تعلیم و تربیت و بازبینی مجدد قواعد و قوانین جامعه، با ذره‏بین عقل‏گرایی و اخلاق ، که در این صورت به قوانین بسیار زیادی نیاز است.

به طور کلی بر سر مفهوم هنر توافق وجود ندارد. انگیزه ی هنر اغلب  «خلاقیت» نامیده می شود. اما  مفهوم لغوی هنر صرف نظر از هر ارزش هنری خاصی ، دلالت بر درجاتی از ارزش زیبایی دارد و اصطلاح «هنر» نیز بیش تر برای توضیح دادن انواع خاصی از محصولات که به وسیله ی انسان تولید می شود ، استفاده می گردد.

هنرها را به سه گروه تقسیم بندی کرده اند:

هنر های تجسمی  (m(Visual arts
هنر های نمایشی (Performing arts) 
 
ادبیات  (Language arts)

 

- «هنرهای تجسمی » عبارتند از:

  نقاشی (p(Painting
 
عکاسی (p(Photography
 
چاپ    (Printmaking)
 
ساخت فیلم (Film making)
 
هنر های کامپیوتری (c(Computer arts
گرافیک  (Design)
هنر های حجمی (سه بُعدی  (Plastic arts)(

 

- هنرهای «حجمی» خود انواع مختلف دارد:

هنر معماری (a(Architecture
هنر سرامیک (c(Ceramics
هنر شیشه گری (g(Glass art
هنر کار روی زمین (l(Land art
هنر فلز کاری (l(Metal working
هنر کاغذ (l(Paper art
هنر پلاستیک (l(Plastic art
مجسمه سازی (l(Sculpchure
منسوجات (l(Textile art
هنر چوب (Wood work)

اما هنرهای نمایشی که در این دوران بیش از سایر انواع هنرها مورد توجه هستند و یا بهتر آن است که بگوییم توجه اصلی جامعه به سوی این نوع از هنر است ، عبارتند از :

موسیقی (l(Music
تاتر (Theate)

سینما (Cimema)
 
رقص (Dance)
 
هنر اجرا (Performance art)

 

- ادبیات شامل هنرهای زیر است:

ادبیات داستانی (l(Novel
 
شعر (l(Poetry
ترانه (Songs)

 در جامعه ی ایرانی ، مردم بیش از هر هنر دیگری با موسیقی ارتباط برقرار کرده اند.  موسیقی ایرانی از زمان های بسیار قدیم ، بیش تر  با ساز و آواز توام بوده است و در کـتاب های تاریخی نیز هـرجا به موسیقی اشاره شده ، بـیـش تر نام الحان و ترانه ها یاد شده است. ولی شکی نیست که موسیقی سازی نیز دارای اهـمیت بوده است.
در حدود صد سال پیش ،  موسیقی «سازی» به تـدریج راهـی مشخص در پـیش گـرفـت و در این رشته نوازنده گـان و آهـنگ سازانی به وجود آمده و نوآوری هایی در این زمینه انجام دادند.

موسیقی به شکل «تک نوازی» در موسیقی مشرق زمین از اعـتبار و اهـمیت فراوانی برخوردار است. به قولی آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ایجاد ارتـباط معـنوی با عالم بالا می دانند ، دلیل شان هم این است که نوازنده ی شرق با ساز و موسیقی خود به نوعی عبادت در کـنج خلوت و تـنهـایی خود می پـردازد.

باید دانست که از دوره ی «ناصرالدین شاه قاجار» کار «گـروه نوازی» چـه در زمینه ی موسیقی و سازهای سنتی و چه با رعایت اصول و قواعـد موسیقی ارکستر غربی که به وسیله «مسیو لومر» (1) در قالب موسیقی نظامی و سازهای غـربی به ایران آورده شد، رواج بیش تری گرفت. بعـدهـا کم کم کار گـروهی نیز پُر رونق شد و با اضافه شدن سازهای غـربی به جـمع سازهای ایرانی و اجرای قطعـات ایرانی بر روی آن هـا با فـرم تازه معـمول شد.

بعد از سقوط سلسله ی قاجار و آغاز دوران نوگرایی ، بسیاری از ایرانیان که در اروپا به تحصیل اشتغال داشتند، به ایران بازگشتند. در بین آن ها کلنل «علی نقی وزیری»  پس از مراجعت از اروپا در اسفند ماه 1302 خورشیدی ، «مدرسه ی عالی موسیقی» را تاسیس کرد و پس از آن نیز به تاسیس «کلاب موزیکال» در تهران همت گماشت.  با افتتاح این کانون ها ، هنر آوازخوانی اوج تازه ای گرفت.

در دوران سلطنت رضا شاه پهلوی ، همزمان با آزادی هایی که داده شد و البته جامعه ی ایرانی آن زمان ، ظرفیت چنین آزادی هایی را نداشتند از جمله رها شدن زن از قید حجاب و حضور زنان در اجتماع ، وضعیت موسیقی نیز دچار دگرگونی شد و به عبارتی رونق گرفت.

در این دوران و پس از آن به جز نوازنده گان و آهنگ سازان ، زنان و مردانی با عنوان آواز خوان یا ترانه خوان ، در زمینه ی هنر موسیقی فعالیت می کردند از جمله ، «عبدالعلی وزیری» ، «قمرالملوک وزیری» ، «روح انگیز» و ... که به دلیل صدای خوش و همچنین نبودن رقیب ، در دل مردم جای گرفتند. اما باید  گفت «قمرالملوک وزیری» نخستین زنی بود که توانست با شهامت اعجاب آور ، مرزهای ممنوع آوازخوانی زنان در ایران را درهم بشکند.

آن روزها به دلیل نبودن سرگرمی هایی مانند رادیو و تلویزیون ، مردم بیش تر به خریدن صفحات گرامافون و یا رفتن به کنسرت ها و نمایش ها علاقه نشان می دادند ، این کنسرت ها و نمایش ها به طور معمول سالی چند بار اجرا می شد.

نوع برخورد آوازخوان با مردم ، در آن زمان به گونه ای متفاوت با امروز بود. با این که رقیبان آنچنانی وجود نداشتند که آوازخوان برای جا باز کردن بیش تر در دل مردم و پس زدن رُقبا ، دست به کارهای خیر بزند یا اخلاق نیکویی از خود به نمایش بگذارد ، اما جوهر هنر، گویا در وجودشان بود چرا که با برخی رفتارهای هنرمندانه ، نشان می دادند که این جوهر را دارند ، درست بر خلاف امروز.  

«پرویز خطیبی»  در باره ی «قمرالملوک وزیری» (2) در کتاب خود می نویسد:

« در سالن گراند هتل (لاله زار)، کنسرتی با شرکت قمرالملوک وزیری داده شد که قیمت بلیت آن در بازار سیاه به سی و حتا چهل تومان رسید. توجه داشته باشید که در این سال ها ، پول ارزش داشت و یک کارمند عالی رتبه حقوقش در ماه ، پنجاه یا شصت تومان بود.

آن شب ، من قمرالملوک را برای اولین بار دیدم. وقتی پرده کنار رفت ، قمر در یک ماه مصنوعی نشسته بود و اعضای ارکستر در قسمت پایین بودند. این دکور جالب که بسیار مورد توجه قرار گرفت ، کار "تالبرگ" هنرمند آلمانی بود که بنا به دعوت "نکوئی" به ایران آمد و صحنه ی گردان را برای او ساخت.

لطف صحنه ی گردان در این بود که چهار دکور مختلف را قبلن آماده می کردند و همین که پرده بسته می شد در عرض چند دقیقه ، دکور بعدی را جلو می کشیدند.به این ترتیب فواصل برنامه ها خیلی کوتاه می شد و تماشاگران احساس خسته گی نمی کردند.

به هر حال، آن شب کنسرت قمر خیلی گل کرد و گویا این برنامه، یک بار دیگر هم تجدید شد. من دیگر قمر را ندیدم تا شبی که به اتفاق اعضای خانواده ام  به رستوران قصر شیرین واقع در خیابان نادری رفتیم. تا آن روز سابقه نداشت که قمر در کافه رستوران آواز بخواند ، اما ظاهرن احتیاجات مالی او را به این کار واداشته بود. قمرالملوک وزیری بی نهایت دست و دلباز و بخشنده بود. معروف است که وقتی شب ها در کافه رستوران جمشید آواز می خواند ، تمام پول هایش را صرف خرید گوشت  برای سگ های گرسنه ی خیابان منوچهری می کرد.

موسا خان نی داوود می گفت: من و برادرم مرتضا خان به اتفاق قمر برای اجرای یک کنسرت  به رشت و پهلوی رفتیم. با آن که بهای بلیت از پنج تا بیست تومان بود، اما هنگام بازگشت به تهران ، نه ما و نه قمر دیناری پول نداشتیم چون در بین راه قمرالملوک درآمد حاصله از کنسرت را به زن هایی که در شالیزارها برنج می کاشتند ، بخشیده بود.»

ادامه ی مطلب در شماره ی آینده...

آنسه امیری – مجله اپیزود

بیست و نهم تیرماه 1387 خورشیدی

 

    توضیحات:

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

      1 - معـلم موسیقی فرانسوی که برای تـدریس در دارالفـنون آن زمان و رشتـه موسیقی نظام به ایران دعـوت شده بود.

      2- قمرالملوک وزیری (1284 خورشیدی -  1338 خورشیدی)

     

    Home

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved