«جانی کش» در بیست و ششم فوریه ی 1933 در کینگزلندار کانزانس به دنیا آمد. نسب او به اسکاتلندی های قرن هفدهم باز می گردد و خود او اعتراف کرده که داستان هایی که پشت سرش ساخته شده، مثل این یکی که می گوید « او خون سرخ پوستان قبیله ی چروکی را در رگ ها  دارد» بیش ترشان جعلی است. پدر کش «ری» کارگر راه آهن بود. خانواده ی«ری» جزو ششصد خانواری بودند که در سال 1936 توسط حکومت فدرال به منطقه ای به نام Dyess کوچ داده شدند تا باتلاق های رود«می سی سی پی» را به زمین های حاصل خیز زراعی تبدیل کنند. اما طغیان رود«می سی سی پی» در 1937 این خانواده ها را مجبور به ترک همان تکه زمین های بایر کرد. «کش» شرایط دشوار زندگی اش در این روزها را با آهنگ مشهور خود به نام Five Foot High & Risin در  سال 1959 بیان کرده است. آهنگ های دیگری نیز از این روزها سربرآورده اند. همین طور «کارل پرکنیز» که بعدها در حد ستاره ای در موسیقی راک اندرول ارتقا یافت، آوازی به نام Deddy Sang Bass را  در باره ی خانواده ی «کش» و به خصوص برادر کوچک جانی «جک» نوشت. «جک کش» در دوران نوجوانی اش هنگام کار با اره ی برقی مخصوص الوار و بر اثر یک تصادف جان خود را از دست داد.

«جانی» دوران سربازی اش را در آلمان و به عنوان اپراتور یک ایستگاه رادیویی گذراند. خیلی ها فکر می کنند که زخم روی گونه اش رد چاقوست، اما این نشان ابدی در واقع نتیجه ی اشتباه و بی دقتی یک پزشک مست ارتش بود.  زمانی که «جانی» برای درمان گوش صدمه دیده اش از فرو رفتن یک مداد در آن توسط دختری آلمانی به دکتر مراجعه کرد، به قول معروف به بهانه ی ترمیم ابرو، جشم اش کور شد.

پس از پایان خدمت سربازی به سن آنتونیو رفت و با «ویویان لیبرتو» ازدواج کرد که چهار فرزند نتیجه ی این پیوند طولانی بود.

«کش» در همین ایام به «ممفیس» می رود و در دکان صفحه پُرکنی Sun Records ملاقات او با«سام فیلیپس» رییس تشکیلات برای شرکت درآزمون گزینش خواننده ای به سبک «گاسپل» اتفاق می افتد. «فیلیپس» به او نصیحت می کند که با سبکی پُرتحرک تر بازگردد. «جانی» به خانه بازمی گردد و به روی صدای دایمی «بوم چیکا بوم» خود، کار می کند. این ضرباهنگ تمامی آهنگ های «جانی» از این لحظه به بعد است.

او «لوترپرکینز» را برای نواختن گیتار و «مارشال گرانت» را به عنوان بیس نوازBass به همکاری می خواند و گروه دو نفره ی «تنسی» از آن ها تشکیل می شود. اولین صفحه ی آن ها Porter/cry cry cry نیزمنتشر می شود و در جدول بهترین های موسیقی کانتری امریکا، رتبه ی چهارم را کسب می کند.

به دنبال این موفقیت Folsom Prison Blues نیز منتشر می شود. «کش» این آهنگ افسانه ای کانتری را بعد از تماشای فیلم«پشت دیوارهای زندان فالسام» نوشته بود.

آن ها چند اجرای زنده ی تلویزیونی با«کارلپرکینز» ترتیب می دهند و از طبّال گروه او به نام «دبلیو.اس.هالند» نیز استفاده می کنند. «کش پرکینز» را تشویق می کند که آهنگ مشهور خود با عنوان Blue Suede Shoes را به پایان برساند و خودش بنا به اصرار پرکینز قطعه ی I Walk The Line را می سازد که هر دو قله ای رفیع در تاریخ موسیقی امریکا محسوب می شوند. I Walk The Line شماره ی هفدهم جدول پاپ امریکا را تسخیر می کند و این موفقیت در سال 1970 با آمدن آواز مذکور در عنوان بندی فیلمی از«گریگوری پک» تکرار می شود.

«جک کلمنت» تهیه کننده ی موسیقی، با افزودن پیانو و یک گروه کوچک کُر،«جانی» را به سوی تصنیف قطعاتی از نوعBallad ofa Teenage Queen هدایت می کند. در این ایام «کش » آهنگ You’ re My Baby و Rock n Roll Ruby را می نویسد که توسط «روی اربیسون» و «وارن اسمیت» اجرا می شود.

نخستین آلبوم کامل«جانی کش» و به عبارتی نخستین LP ( صفحه ی  سی و سه دور که در آن چیزی حدود چهل دقیقه موسیقی جای می گیرد) او در نوامبر 1957 در «نشویل» ضبط شده و «جانی کش و گیتار پُرشور و غمگین اش» نام دارد. با این که آلبوم نخست توسط «سام فیلیپس» تهیه شد، اما او از تهیه ی صفحه های بیش تر به صورت«اِل پی» بیزار بود و به همین دلیل«کش» از او جدا شد و به کمپانی «کلمبیا» ملحق شد. در بدو ورود به «کلمبیا» داستان هفت تیر کشی که به حرف مادرش گوش نمی دهد را در شاهکاری به نام Don’ t Take your gun to Town به واز درآورد و نیم میلیون نسخه از آن را فروخت و به جز این، جوابیه ای موسیقیایی نیز از سوی «چارلی ریچ» در آواز «چکامه ی بیلی جو» به او رسید که توسط «جری لی لوئیس» اجرا شد. طرف دوم این صفحه ی «جانی کش» آهنگ I Still Miss Someone را دارد که از بهترین قطعات تصنیف شده توسط «کش» است و با صدای «امیلیو هریس» نیز اجرا شده است.

در این دوران «کش» سالیانه بیش از سیصد اجرای زنده و برنامه ی تلویزیونی و رادیویی دارد و برای سرپا نگه داشتن خود در این ماراتن بی امان به مواد مخدر پنام می برد. جسم و روح او در این شرایط چنان به تحلیل می رود که یکی از ضعیف ترین آلبوم هایش به نام «صدای جانی کش» منتشر شده و توسط همه مورد انتقاد قرار می گیرد. «کش» با سماجت شروع به ضبط مجموعه یا از آلبوم ها می کند که آوازهایی در باره ی مردان عمل هستند:

کارگران در آلبوم Blood, Sweat a Tears گاوچرانان در آلبوم «چکامه ی غرب حقیقی» و سرخ پوستان در «اشک های تلخ». عده ای این آلبوم ها و گفتار«جانی» در آن ها را درس های ملال آور تاریخی خوانده اند، اما هیچ موسیقی شناس اصیلی نمی تواند شاهکاری چون «چکامه ی آیراهایز» را که همدردی «کش» با سرخ پوستان بود، نادیده بگیرد. «کش» به خاطر این آهنگ، بارها توسط «کوکلاس کلان» ها تهدید به مرگ شد.

«جانی»یاغی، دردسرآفرینی هایش را به خوراک روزنامه ها تبدیل کرد. او بارها به خاطر حمل اسلحه از سوی پلیس، مورد بازجویی قرار می گیرد. یک بار اتاق های هتل محل اقامت اش را خراب می کند، در جای دیگر باعث ایجاد حریق در جنگل می شود که جریمه ی سنگین هشتاد و پنج هزار دلاری را برایش به ارمغان می آورد، با رفیق کانتری خوان میخواره اش ، «کارل اسمیت» زیاده روی می کنند و مشترکن کادیلاک گران قیمت همسر «اسمیت» را نابود می کنند. «اسمیت» همراه «کش» در این دیوانه بازی ها، یکی دیگر از آثار برجسته ی «کش» به نام «حلقه ی آتش» را برای او می نویسد که در 1963 غوغایی به پا می کند.

بد نیست یادی بکنیم از دوستی کم نظیر «جانی کش» و «باب دیلن» جوان، که اگر حمایت او نبود، کمپانی «کلمبیا» هیچگاه تا بدین حد حامی«دیلن» نمی ماند، «کش» با اجرای آهنگ It Ain ‘t me babe که متعلق به «دیلن» بود، نخستین حضور عالی رتبه اش در جدول موسیقی انگلستان را رقم زد. عشاق موسیقی، همخوانی افسانه ای «کش» و «دیلن» در آلبوم Nashville Skyline را بر سر قطعه ی «دختری از سرزمین شمالی» به یاد دارند.

هم چنین «دیلن» چند آهنگ اجرا نشده ی خود مثل«مرد تحت تعقیب» را به نکش» داد. این دوستی تا زمان مرگ «جانی» همچنان پایدار بود و «دیلن» در مراسم ادای دین به او، آهنگی به نام «قطار عشق» را با یاد و نام رفیق قدیمی اش اجرا کرد که خود داستانی دیگر است.

در دهه ی 1960 «کش» با «کارل پرکنیز» و خانواده ی «کارتر» و برادران «استاتلر» در کنسرت ها ظاهر می شد. یکی از شب ها بر روی صحنه  از «جون کارتر» تقاضای ازدواج کرد و «جون» همان دم به او پاسخ مثبت داد. صدای این زن و شوهر را با هم در قطعاتی چون «جکسون» می- شنوید.

سال 1968 «جانی کش» در یکی از حرکات به تاریخ پیوسته و شگرف دوران کاری اش ترتیب کنسرتی را در زندان «فالسام» و برای زندانیان داد که در آلبوم «جانی کش در زندان فالسام» ثبت گردیده است. منتقدان بسیاری، این اثر را بهترین اجرای زنده ی تاریخ موسیقی کانتری می دانند و عده ای دیگر ارتباط میان موزیسین و شنوندگانش را در این آلبوم در بالاترین حد ممکن می شناسند.

شاید این آلبوم بهترین میراثی باشد که از «جانی کش» برای موسیقی کانتری، فرهنگ کشورش و انسان گرایی اصیل او باقی مانده است.

از آدم های دیگری که در راه سفر موسیقیایی «کش» سبز شدند باید یادی کرد از «شل سیلوراستاین» که شعری به نام «پسری به نام سو» را به «کش» هدیه داد و «کش» و «پرکنیز» بدون تمرین آن را اجرا و ضبط کردند و یک شبه به جدول ده تایی بهترین موسیقی های روز ایالات متحده راه یافتند. موفقیت آهنگ در انگلستان نیز جالب توجه است: رتبه ی چهارم در جدول موسیقی انگلستان.

«کش» صاحب برنامه ی تلویزیونی ثابتی بود که به مدت سه سال از سال 1969 تا سال 1971 ادامه یافت و میهمانان مهمی چون «باب دیلن» در این شوی تلویزیونی برای او آواز خواندند و به سوال هایش پاسخ گفتند.

«جانی » همیشه کنسرت هایش را با جمله ی«سلام، من جانی کش هستم» آغاز می کرد و این جمله چنان مشهور شده بود که کسی چون «الویس پریسلی» و گروه Kinks نیز در آغاز بعضی کنسرت ها، خود را همین گونه معرفی می کردند. هیچ موزیسینی بدش نمی آمد که یک «جانی کش» باشد. این «جانی» بود که «کریس کریستوفرسون» ستاره ی سینما و آوازخوان کانتری، را به دنیای موسیقی کشاند و یادداشت های پشت جلد نخستین آلبوم او را نوشت.

دیگر از بند مواد مخدر رسته بود و با ساخته شدن مستند«جانی کش مرد دنیا و موسیقی اش» در باره ی او و تهیه ی فیلم Gospel Road توسط شخص او در باره ی حضرت مسیح، شهرت اش مرزی نمی شناخت. او را می دیدند که همیشه با لباسی سیاه در مجامع عمومی از سازمان حقوق بشر تا زندان «سن کوئنتین» در حرکت است و لباس همیشه تیره اش، دهان کجی بود به آن چه که «بی عدالتی محض» در جهان می خواند.

«جانی کش» از سال 1960 بازی در فیلم های سینمایی را شروع کرد و در سال 1972 مشهورترین نقش سینمایی اش را در «شلیک» (مقابل کرک داگلاس) ایفا کرد.

در 1972 استودیوی موسیقی خصوصی اش با نام«خانه ی کش» راه اندازی شد و تمام خانواده ی اهل موسیقی او در آن با همکاری هم  به ادامه ی راه کانتری پدر، همت گذاردند.

در 1986 برای نخستین بار به کمپانی «مرکوری» رفت و آلبوم «آب از چاه خانه» را با همکاری «امیلیو هریس» برادران اورلی و پال مک کارتنی (گروه بیتلز) بیرون داد.

موفقیت خانواده ی «کش» در 1988 و بازخوانی آهنگ Tennessee Flat Top Box و توسط دخترش «روزان» تضمین شد، این آهنگ به شماره ی یکم جدول کانتری امریکا رسید. در همین سال عده ای از خوانندگان فولک مدرن بریتانیا، کارهای «کش» را در آلبومی به نام Till Things are brighter اجرا کردند و از تاثیر او بر اروپا خبر دادند.

فروش این آلبوم به نفع بیماران مبتلا به ایدز بود. «جانی» با آلبوم «صفحات امریکایی» در 1995 که اجراهایی آکوستیک بودند، در دل نسل جدید نیز جایی گشود. او با بیش از هفتاد آلبوم که مضامینی چون عشق، مردانگی، صداقت و طنز منحصر به فرد او را منعکس می کردند و با عشق به کشور و سرزمین اش و با سرکشی دایمی و طغیان اصیل اش، در دسامبر 2003 درگذشت و از آخرین درس هایش این بود:« سلام، من جانی کش هستم. هیچ وقت صدایت را عوض نکن!»

 

 مجله اپیزود ، شماره بیست و نه

بیست و هشتم دی ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved