|
معاوضه / Changeling کارگردان: کلینت ایستوود فیلم نامه: جی. مایکل استراکزینسکی [بر اساس یک داستان واقعی] مدیر فیلمبرداری: تام استرن / تدوین: جوئل کاکس، گری روچ موسیقی متن: کایل ایستوود بازیگران: آنجلینا جولی ، جان مالکوویچ ، گاتلین گریفیث ، میشل مارتین ، مایکل کلی ، دوون کونتی ، ادی آلدرسون ، کولم فئور ، جفری داناوان، راسل اج محصول: 2008، امریکا / مدت زمان: 141 دقیقه گزیده جوایز: نامزد دریافت جایزهی نخل طلا از فستیوال فیلم کن نامزد جایزه گلدن گلاب بهترین موسیقی متن نامزد جایزهی گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش اول زن [آنجلینا جولی] نامزد جایزهی بهترین بازیگر نقش اول زن [آنجلینا جولی] از انجمن منتقدین شیکاگو نامزد جایزهی بهترین بازیگر زن سال [آنجلینا جولی] از انجمن منتقدین فیلم لندن نامزد جایزهی Screen Actor Guild برای بهترین بازیگر نقش اول زن [آنجلینا جولی]
معاوضهی یک شاهکار با یک اثر معمولی فیلمهایی که نام «کلینت ایستوود» را به عنوان کارگردان با خود یدک می کشند آرامش عجیبی دارند. دلیل این آرامش را از یک سو میتوان در پیر بودن کارگردان جست وجو کرد و از سوی دیگر در سلیقه و سبک او، که البته دلیل دوم بیش تر قابل قبول است چراکه دیگر به دیدن دو فیلم خوب از این ایستوود پا به سن گذاشته، اما پرانرژی، در هر سال عادت کردهایم. حرکات دوربین و بازیهای قوی، در کنار ریتمی مناسب و علاوه بر تمام اینها یک موسیقی ساده اما جادویی، همه و همه چنان آرام و نرم در کلیت فیلمهای «ایستوود» جریان دارند که باعث میشود تا در تمام مدت فیلم ساکت و آرام نگاه مان تنها پرده ی سینما بپاید. در این حال، این آرامش نه تنها باعث نمیشود که از بار دراماتیک داستانی که «ایستوود» برای مان تعریف میکند کاسته شود بلکه حتا به نحو شگفتانگیزی آن را افزایش هم میدهد. «معاوضه»، اولین فیلم «ایستوود» در سال 2008 هم از این قاعده مستثنا نیست. ماجرای فیلم که برگرفته از یک داستان واقعی است، در بین سال های 1928 تا 1935 اتفاق میافتد. فیلم داستان زندگی زنی به نام «کریستینا کالینز» (با بازی آنجلینا جولی) را روایت میکند که در طی این دوره ی هفت ساله اتفاقات هولناکی بر او میگذرد. پسر او یک روز به صورت ناگهانی غیبش میزند و تا پنج ماه از او خبری به دست نمیآید. سرانجام پلیس خبر پیدا شدن پسر را به مادرش میدهد ولی اتفاقی که رخ میدهد باعث تغییر زندگی چندین نفر میشود. پسری که پلیس ادعا میکند فرزند خانم کالینز است در واقع بچهی دیگریست ولی رییس پلیس که از زیر سوال رفتن خود نگران است به زورخانم کالینز را متقاعد میکند تا بچهی پیدا شده را به عنوان پسر خود قبول کند. اما بعد از مدت کوتاهی دلایل زیادی پیدا میشود که ثابت میکنند پسر جدید همانی نیست که پلیس ادعایش را میکند.
در این اثنا اعتراضهای خانم کالینز نه تنها راه به جایی نمیبرد بلکه باعث میشود تا به او اتهام دیوانگی بزنند و روانهی تیمارستانش کنند. چندی بعد و با ورود «گوستاو بریگلب» (با بازی جان مالکوویچ) که مدتیست در پی پیدا کردن راهی برای اثبات وجود فساد اداری در سازمان پلیس است، خانم کالینز موفق میشود تا حقانیت خود را ثابت کند. البته داستان به این جا خلاصه نمیشود. کشف یک قاتل زنجیرهای دیوانه که پسر بچههای کوچک را میدزدد و آن ها را به شکل فجیعی میکشد و اعتراف همکار او در این کار و همچنین شناسایی عکس پسر خانم کالینز توسط او، همهی امیدهای مادر را برای زنده یافتن پسرش تبدیل به یأس میکند. اما پس از گذشت چند سال و پیدا شدن یکی از پسرهایی که تصور میرفته کشته شده است امیدها دوباره در دل خانم کالینز زنده میشود. «کلینت ایستوود» با انتخاب چنین داستان پر تنشی و ریختن آن در قالب سبک فیلمسازی مختص خودش، موفق میشود فیلمی تاثیر گذار بیافریند. فساد ادرای سازمان پلیس و افراد بی گناهی که بر اثر این فساد سازمانی دچار دردسر میشوند تا جایی که زندگیشان در چالش عظیمی فرو میرود، موضوع بسیاری از فیلمهای این ژانر بوده است. اما آن چه که «معاوضه» را از سایر همتایان خود متمایز میسازد، بیان مضامینی انسانی است که ایستوود آن ها را در قالب چنین روایت کلیشهای گنجانده است. مادری که بعد از پنج ماه نگرانی، زمانی که با فرزندش رو به رو میشود در کمال ناباوری متوجه میشود که این بچهی خودش نیست و این در حالی است که همه خلاف آن را میگویند. تلاش او برای اثبات ادعایش با همهی دلایل منطقی که میآورد نافرجام میماند. خانم کالینز در واقع قربانی فسادی بزرگ در سازمانیست که وظیفهی حمایت از او و دیگر افراد جامعه را بر عهده دارد.
پلیسی که معلوم نمیشود چه طور خود را راضی میکند تا به جای قبول اشتباهی که همه آن را به راحتی قبول میکنند، مادری را مورد بدترین شکنجههای روحی قرار میدهد و جالب این جاست که تا آخرین لحظه بر روی حرف خود پافشاری میکند. از سویی پیدایش این سؤال در ذهن مخاطب که مقصود دستگاه پلیس از گفتن چنین دروغی و همچنین غیرمنطقی بودن پافشاری آن ها بر این موضوع، موجب شده که تا حدی کلیت فیلم زیر سوال برود. از طرف دیگر رودررویی ناباورانهی شخصیت «گوستاو بریگلب» با فاجعهی ظهور یک قاتل زنجیرهای بچهها، در کنار پرداخته نشدن قوی کاراکتر قاتل، و در نهایت گویندهی رادیویی که این اتفاق را فرصت خوبی برای اثبات فساد اداری حاکم بر سازمان پلیس مییابد، از دیگر مسایلی است که ذهن مخاطب را با انبوهی از ابهامات گیجکننده درگیر میکند که تا پایان فیلم هرگز پاسخ درست و روشنی به آن ها داده نمیشود. همه چیز فیلم به جز دو موردی که در بالا به آن اشاره شد در حد قابل قبولی قرار دارند. ریتم آرام و مناسبی که داستانی هولناک را با طمئنینهای خاص به مخاطبش ارایه میکند، موسیقی متنی که هر چند، چندان متنوع نیست ولی باز هم تا آخرین لحظه زیبا و گوش نواز است و از همه مهم تر بازیهای درخشانی که اغلب بازیگران فیلم به ویژه «آنجلینا جولی» و «جان مالکوویچ» ارایه میدهند، به موفقیت این فیلم کمک شایانی کرده است.
«جولی» به خوبی در قالب نقش زنی ناتوان و مظلوم که بدترین اتفاقات ممکن برایش رخ میدهد، فرو رفته است. زنی که با زنده نگه داشتن امید در وجودش، زندگی تاریک و دردناکش را قابل تحمل میکند. در این میان باید گفت که انتخاب «ادی آلدرسون» برای بازی در نقش همدست قاتل، تا حدودی اشتباه به نظر میرسد، چراکه تنها و تنها بازی ضعیف «آلدرستون» در برخی از سکانسهای فیلم مانع از درخشان بودن آن ها شده است.برای مثال سکانس اعتراف پسر جوان در بازجویی و همچنین سکانسی که « آلدرستون» با بیل زمین را میکند و بقایای اجساد بچهها را از زیر خاک بیرون میکشد، تنها با بازی ضعیف « ادی آلدرسون » خراب شدهاند. در مجموع باید گفت «معاوضه»، با این که فیلم خوب و تأثیرگذاریست، اما هرگز نمیتواند در زمرهی شاهکارهای «ایستوود» قرار بگیرد و تنها در حد یک فیلم معمولی در کارنامهی کارگردانی او ثبت میشود. شاید اگر این فیلم را با همین کیفیت را از کارگردان دیگری میدیدیم، آن را یک شاهکار میخواندیم، اما برای اعجوبهای چون کلینت ایستوود «معاوضه» تنها یک فیلم معمولی است.
- پایگاه اینترنتی پرش های بلند، پایگاه تحلیلی خبری سینما
مجله اپیزود ، شماره بیست و نه بیست و هشتم دی ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |