دادگاه استيناف شهر پاريس با صدور حكمی، انتشار دو كتابی را كه در دنباله‌ی رمان «بينوايان» - اثر جاودانه‌ی ويكتور هوگو - نوشته شده‌اند، قانونی و بدون مشكل دانست.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، فرانسوا سرزا - نويسنده‌ی فرانسوی - هفت سال پيش، دو كتاب در ادامه‌ی اثر كلاسيك قرن نوزدهم «بينوايان» نوشت، اما وارثان هوگو در اعتراض به اين امر، به دادگاه شكايت كردند و خواستار جلوگيری از انتشار آن‌ها شدند.

خانواده‌ی «ويكتور هوگو» از جمله «پير هوگو» - از نوادگان اين نويسنده‌ی سرشناس - ضمن مخالفت با كتاب‌های «كوزت و عصر توهمات» و «ماريوس يا فراری» اعلام كردند، اين دو اثر توهين به كتاب «بينوايان» هستند.

اما دادگاه استيناف پاريس اين ادعای خانواده‌ی» ويكتور هوگو» را نپذيرفت و در حكم خود اعلام كرد، فرانسوا سرزا كه در ظاهر، استعداد» ويكتور هوگو» را ندارد،‌ آزاد است تا عقايد شخصی ‌اش را ابراز كند، كه لزومن مشابه آن‌چه ويكتور هوگو به آن‌ها پرداخته است، نيستند.

دادگاه با اشاره به اين‌كه نمی ‌توان از «سرزا» بابت انتشار اين دو كتاب خرده گرفت،‌ همچنين عنوان كرد، اين نويسنده می ‌تواند شخصيت‌ها را در شرايط جديد به زندگی برگرداند.

اعتراض خانواده‌ی«ويكتور هوگو» بيش‌تر مربوط به زنده ‌شدن دوباره‌ی‌ شخصيت بازرس «ژاور» است كه علا‌رغم اين‌كه در رمان «بينوايان» در رود سن غرق می ‌شود، اما در دنباله‌ی كتاب‌هايی كه «سرزا» نوشته است، دوباره زنده می ‌شود.

«ويکتور هوگو» خالق اثر معروف «گوژپشت نتردام» است، كه روز بیست و دوم می 1885 در سن هشتاد و سه سالگی در پاريس درگذشت.

 

 

دبير آكادمی نوبل و مسئول معرفی برنده‌ی جايزه‌ی نوبل ادبيات، سال آينده‌ی ميلادی از سمت خود كناره‌گيری می ‌كند.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) ،‌ هوراس اينگدال در اين‌باره گفت: بنا بر تصميمی كه آكادمی نوبل در ماه می اتخاذ كرد، من به خواست خودم، در اول ژوئن سال 2009،‌ استعفا خواهم داد.

او افزود: در همان روزی كنار خواهم رفت كه ده سال پيش، جانشين «استور آلن» شدم و پيتر انگلوند جای مرا خواهد گرفت.

«انگلوند» كه نويسنده و مورخ است، با پنجاه و یک سال سن، جوان‌ترين عضو آكادمی نوبل محسوب می ‌شود.

به گزارش آسوشيتدپرس، اينگدال كه در آستانه‌ی شصت سالگی است، پس از كناره‌گيری از مقام خود، همچنان يكی از هجده عضو هيأت‌امنای آكادمی نوبل باقی خواهد ماند.

او كه هم‌اكنون استاد ادبيات اسكانديناوی در دانشگاه «آرهوس» دانمارك است، به پنج زبان فرانسوی، روسی، سوئدی، آلمانی و انگليسی مسلط است.

«اينگدال» در ماه سپتامبر در سخنانی كه جنجال‌ زيادی در محافل ادبی امريكا به‌وجود آورد، گفت، اين‌كه بيش‌تر برندگان نوبل ادبيات از اروپا هستند، اصلن تصادفی نيست و جای تعجب ندارد، چراكه اين اروپاست كه همچنان مهد ادبيات جهان است، نه آمريكا.

او در سخنان خود، نويسندگان امريكايی را بسيار منزوی خواند كه به‌علت پرداختن بيش از حد به فرهنگ كشورشان، كيفيت آثارشان بسيار پايين است.

آكادمی نوبل كه در سال 1789 راه‌اندازی شده، از سال 1901 به اعطای جايزه‌ی نوبل ادبيات اقدام كرده است.

 

 

نمايشگاهی از تازه‌ترين آثار خط نقاشی جواد بختياری با بهره‌گيری از اشعار مولانا در سانفرانسيسكو به نمايش درآمد.

به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين هنرمند معاصر كه از چند سال گذشته برای برپايی نمايشگاه‌های دوره‌يی ‌اش به امريكا سفر كرده، سی و هشت اثر از تازه‌ترين آثارش را طی ده روز در «مركز هنری دنتی» سانفرانسيسكو به نمايش گذاشت.

اين نمايشگاه كه دو هفته پيش در اين مركز افتتاح شده بود وچند روز پیش به كار خود پايان داد، دربرگيرنده بيش از بیست و پنج اثر از تازه‌ترين كارهای اين هنرمند است كه طی يك سال اخير خلق شده است.

«بختياری» در اين آثار با بهره‌گيری از مضامين اشعار مولانا و خط‌ نگاری آن ها، اين اشعار را با نقاشی ‌هايی كه تلفيقی از آبستره و سوررئال است، تركيب كرده است هرچند كه به گفته‌ی خودش گرايش آبستره در اين آثار بيش تر است.

پيش از اين نيز چهل اثر از اين هنرمند در گالری«سيتی آرت» كه از جمله بزرگ‌ترين گالری ‌های هنری كاليفرنيا و لس‌انجلس به‌شمار می ‌رود، به‌نمايش درآمده بود.

«جواد بختياری» یازده سال است تدريس در دانشگاه‌های هنر و انجمن خوش‌نويسان را رها كرده و در خانه‌اش به خلق خط -‌نگاره‌ها می ‌پردازد. «خط – نگاره» يا همان «خط -نقاشی» عنوانی است كه «بختياری» برای هنرش برگزيده است. او پيش از اين گفته بود كه قصد دارد با چاپ و اسكن عكس اين آثار و يا بازتوليد آن ها،  نمايشگاهی هم در ايران برپا كند.

به گزارش ايسنا، در كارنامه ی‌ «جواد بختياری» انتشار مجموعه‌های سخن عشق ، طرب نامه ی عشق ، گلستانم آرزوست ، راز نگاه ، كتيبه ، سحر شب ، رباعيات خيام ، می ‌تراود مهتاب، همای رحمت، ای ايران و زندگی زيباست، ثبت شده و قرار است با بازگشتش به ايران مجموعه‌ی جديدی را منتشر كند.

 

 

منتخبی از شعرهای مولوی به كوشش محمدعلی سپانلو و لوح فشرده‌ی گزيده‌ای از شعرهای اين شاعر با صدای خودش مجوز انتشار گرفتند.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، «شعر رقصان شمس» منتخبی از شعرهای مولوی است، كه به گفته‌ی سپانلو، شامل شعرهای ريتم‌دار است كه بعضی از آن‌ها تاكنون در هيچ گزيده‌ی اين شاعر منتشر نشده‌اند.

او در اين‌باره می‌گويد: شعرهايی كه در اين مجموعه منتشر می‌شوند، شعرهايی بيش‌تر دارای ريتم هستند و انتخاب من به دليل موسيقی آن‌ها بوده، نه ارزش ادبی.

اين اثر به تازگی مجوز انتشار دريافت كرده است و از سوی انتشارات «كاروان» منتشر خواهد شد.

همچنين لوح فشرده‌ی گزيده‌ای از شعرهای سپانلو با صدای خودش با عنوان «سندباد» نيز مجوز انتشار دريافت كرده است و از سوی نشر يادشده منتشر خواهد شد.

انتخاب اين شعرها را ناشر انجام داده است و سپانلو می‌خواسته سليقه‌ای غير از سليقه‌ی خودش در انتخاب شعرها دخيل باشد.

همچنين «گيوم آپولينر در آيينه‌ی آثارش» نوشته‌ی پاسكال پيام با ترجمه‌ی سپانلو، اثر ديگری است كه منتشر می‌شود.

اين كتاب بعد از پانزده سال با تجديدنظر مترجم، دوباره منتشر خواهد شد، كه برای مجوز انتشار ارایه شده است.

از سوی ديگر، «مقلدها» اثر گراهام گرين با ترجمه‌ی اين مترجم از سوی نشر«افق» به چاپ چهارم خواهد رسيد، كه چند ماهی است برای مجوز انتشار رفته است.

«قصه‌ی قديم»، مجموع ‌صد و یازده قصه، و مجموعه‌ی شعر«كاشف از يادرفته‌ها» نيز در انتظار تجديد چاپ سوم و دوم هستند.

سپانلو اين روزها كتاب گفت‌وگويش را از مجموعه‌ی«تاريخ شفاهی ادبيات معاصر»، ويرايش می‌كند.

به گفته‌ی او، اين اثر بسيار طولانی شده و به گونه‌ای خاصيت رمان يافته است.

او در اين كتاب به نهضت‌های ادبی، مجلات ادبی و روند شكل‌گيری آن‌ها پرداخته‌ است.

اين شاعر همچنين درباره‌ی اين‌كه آيا مجموعه‌ی شعر تازه‌ای منتشر خواهد كرد، گفت: گمان نمی‌كنم امسال مجموعه‌ی شعر تازه‌ای منتشر كنم. وقتی قدری سن ‌و سالت بالا می‌رود، وسواس بيش‌تری در انتشار مجموعه‌ی شعر به خرج می‌دهی. وقتی جوان‌تری، فرشته‌ی الهام هست، ولی تجربه نداری، اما وقتی سن آدم بالا می‌رود، تجربه هست، اما ديگر فرشته‌ی الهام نيست.

 

 

نشستی با موضوع «شاهنامه: مينياتورها و نسخ خطی» در محل سالن فردوسی رايزنی فرهنگی ايران درلندن برگزار شد، كه در آن از پروژه‌ی «شاهنامه» در دانشگاه كمبريج سخن گفته شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)،  پروفسور چارلز ملويل - استاد تاريخ ايران و زبان فارسی در دانشگاه کمبريج - كه رياست پروژه‌ی «شاهنامه» را که در آن دانشگاه شكل گرفته است، به عهده دارد، به معرفی اين پروژه‌ پرداخت و با مثال‌هایی، نوع فعاليت اين پروژه را تشريح كرد.

او گفت: ما در سال 1999 تصميم به ايجاد يک پايگاه اطلاعاتی گسترده درباره‌ی شاهنامه گرفتيم و اين تصميم منجر به ايجاد پروژه ی«شاهنامه» شد، که يکی از بزرگ‌ترين و سودمندترين پايگاه‌های اطلاعاتی درباره‌ی شاهنامه و تصويرنگاری‌های موجود در آن است.

ملويل با اشاره به اين‌که پايگاه اينترنتی پروژه«شاهنامه» شامل بيش از پانزده هزار صفحه، تصوير، نقاشی و نسخه‌های مختلف «شاهنامه» در سراسر جهان است، گفت: در اين پايگاه اطلاعاتی، تصوير تمامی اين صفحات و تصويرسازی‌ها به شيوه‌های مختلف دسته‌بندی شده و بر اساس منبع و يا داستان و حتا بيت مرتبط از «شاهنامه» قابل جست‌وجوست.

او به عنوان مثال به داستان به آسمان رفتن کيکاووس اشاره کرد، که در آن، کيکاووس با بستن تخت خود به چند عقاب به آسمان می‌رود، تا با خدا نبرد کند.

وی سپس با اتصال به سايت اينترنتی پروژه‌ی فردوسی، به نمايش و توضيح برخی از مينياتورهای موجود درباره‌ی اين داستان پرداخت.

پروفسور«ملويل» در بيان ويژگی‌های تصاوير «شاهنامه» به اين نکته اشاره کرد که گاهی در مينياتورها صحنه‌هايی ديده می‌شود که در خود «شاهنامه» به آن‌ها اشاره نشده است. برای مثال در داستان سفر اسکندر در جست‌وجوی آب حيات، فردوسی تنها از حضرت خضر نام می‌برد، حال آن‌که در يکی از مينياتورها ما شاهد حضور حضرت الياس هم هستيم. اين نشان می‌دهد که تصويرساز «شاهنامه» از ساير منابع و کتاب‌هايی نظير «قصص‌الانبيا» نيز در تصويرسازی استفاده کرده است.

او همچنين نشان داد که با توجه به محدوديت‌های صفحه‌بندی و ترکيب نقاشی با خط ، برخی اوقات کاتب مجبور شده در بيت‌های شاهنامه تغييراتی ايجاد و حتا بيت‌هايی را حذف کند.

پروفسور«ملويل» سپس درباره‌ی تنوع نسخه‌های مختلف«شاهنامه» از لحاظ عنوان و سرفصل‌های داستان‌ها، اظهار داشت: در نسخه‌ی تازه کشف‌شده‌ی فلورانس که قديمی‌ترين نسخه‌ی موجود «شاهنامه» بوده و متعلق به 1217 ميلادی يعنی حدود دویست سال پس از شاعر است، سرفصل‌های بسيار اندکی وجود دارد، حال آن‌که در برخی نسخه‌ها تعداد بسيار زيادی عنوان يا سرفصل ديده می‌شود و مشخص نيست که اين عنوان‌گذاری‌ها به وسيله فردوسی انجام يافته يا ابتکار نسخه‌نويسان بوده است.

او در اين زمينه افزود: علاقه‌ی وافر ايرانيان به کتاب و به خصوص «شاهنامه» باعث شده همه اين اثر را از آن خود بدانند و البته چون متن مقدس هم نبوده، به راحتی در آن دست ببرند. اين نشان‌دهنده‌ی تکامل و تأثير و تأثر شاهنامه از ساير متون در طول تاريخ است که خود ويژگی جالبی است.

پس از سخنان دکتر ملويل، قطعه‌ای از فيلم انيمشين«تولد دوباره رستم» ساخته سعيد قهاری پخش شد.

سازنده ی فيلم که خود در جمع حاضر بود، در پايان به برخی پرسش‌ها درباره ی اين اثر پاسخ داد.

اين فيلم به صورت دی‌وی‌دی و با نام The Rebirth of Rostam در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

پس از نمايش فيلم، دکتر فيروزه عبداللوا - استاد دانشگاه آکسفورد و رييس کتاب خانه ی فردوسی اين دانشگاه - سخن گفت.

او در تشريح ويژگی‌های شخصيت فردوسی، به اين نکته اشاره کرد که فردوسی جوان اوايل شاهنامه با فردوسی پير اواخر اين کتاب بسيار تفاوت دارد و او در طول نوشتن شاهنامه، ماجراها و دشواری‌های بسياری را پشت سر گذاشته است، که از جمله آن‌ها می‌توان به مرگ پسرش اشاره کرد.

عبداللوا در بيان نقش مهم شاعران در تاريخ و اين‌که چه گونه يک شاعر مانند فردوسی چنين تأثير شگرفی در تاريخ يک ملت می گذارد، اين نکته را يادآور شد که پادشاهان هرگز از چند گروه بی‌نياز نبوده‌اند، منجمان ، دبيران ، پزشکان و فراتر از همه، شاعران. يک پادشاه برای آن‌که از خود در تاريخ رد و اثری به جای گذارد، دربار خود را به يک شاعر نيازمند می‌دانسته است. در اين ميان، فردوسی نمونه ی برجسته‌ای است و عظمت او به حدی است که شاه مقتدری چون محمود غزنوی را نيز مغلوب عظمت خود می‌کند.

پروفسور ملويل در پاسخ به پرسشی درباره ممنوعيت تصويرگری در اسلام و اين‌که با توجه به اين ممنوعيت چه گونه ايرانی ها شاهنامه را به تصوير کشيده‌اند، بيان كرد: گذشته از آن‌که در مورد تصويرگری گياه و حيوان هيچ ممنوعيتی نبوده، در مورد تصويرگری از انسان نيز در کتب علمی مانند پزشکی و غيره هرگز محدوديتی وجود نداشته است. تنها در مورد نقاشی خلاق از انسان احتمالن چنين محدوديتی بوده که آن هم بيش‌تر در ميان اعراب ديده می‌شود و ايرانيان چندان به اين محدوديت اعتقاد نداشته‌اند.

او افزود: تعداد نقاشی‌های شاهنامه آن‌قدر زياد است که اگر ايرانيان تنها همين تعداد نقاشی داشتند، باز هم ايران از جمله غنی‌ترين کشورها در زمينه ی هنر نقاشی می‌بود.

سپس فيروزه عبداللوا يادآور شد که سال آينده سال هزاره ی تدوين شاهنامه است و برنامه‌های مختلفی در سراسر جهان در بزرگداشت اين اثر برپا خواهد شد.

در حاشيه ی اين نشست، نمايشگاهی از آثار تصويرگری شاهنامه معروف ميرزاعلی‌اکبر، که نمونه‌ای از نفيس‌ترين شاهنامه‌های چاپ سنگی و متعلق به 150 سال پيش است، به نمايش گذاشته شد.

 

مجله ی اپیزود ، شماره بیست و شش

هفتم دی ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved