|
«میترائیسم» یا مهرپرستی، دینی است که از دیرباز میان ایرانیان باستان و هندیان از آن زمان که با هم زندگی می کردند (ورود آریانژادان به سرزمین هند) رواج یافته و پیروان زیادی داشته است. به طور کلی از هجده قرن پیش از تولد مسیح که بنا به گفته ی بعضی محققان اروپایی، ظهور حضرت زرتشت و دعوت او می باشد. دین رسمی قسمت اعظمی از آسیا و اروپا بوده است و جالب این جاست که تاریخی که مسیحیان، تولد حضرت عیسا را جشن می گیرند ( بیست و پنجم دسامبر) در واقع روز تولد «مهر» بوده است. «کریستین سن» می گوید: دین قدیم آریایی ها بر پرستش قوای طبیعت و عناصر و اجرام سماوی استوار بود. با این حال از زمان بسیار قدیم، خدایان عمده ی طبیعت، دارای خصوصیات اخلاقی و اجتماعی می شوند. چنین به نظر می رسد که پس از جدا شدن دو تیره ی «هند» و «آریایی» از یکدیگر، تفاوتی میان دو گروه از خدایان عمده ی آنان بوده است. یک گروه را Diva می خواندند و در راس آن، خدای جنگجویی به نام ایندرا قرار داشت و گروه دیگر را Asura و به ایرانی اهورا می گفتند و بزرگ ترین آن ها «وارونَه» و «میترا» بود. بیش تر دانشمندان عقیده دارند که «مزدا»ی ایرانیان که به معنای دانا و بزرگ ترین «اهورَه» می باشد، همان «وارونَه» ی قدیم است که نام اصلی اش در نزد اقوام ایرانی فراموش شده است. در میان دوره ی یشت ها، یشت دهم یعنی «مهریشت» مختص «میترا» ایزد روشنایی است. در اوستا «مهر» بزرگ ترین ایزدان است و اهورامزدا او را در بزرگی و توانایی هم قدر و هم سنگ خود آفرید. «مهر» به معنای دوستی و محبت است، پرستندگان «میترا» یا «مهر» در ستایش او و خدایانی که در گرد اویند، یشت ها را می سرایند و این ها همان سرودهایی است که در قسمت موسوم به بخش جدید اوستا محفوظ مانده است. از جمله ی این گروه خدایان یکی «رشنو» یا «رشن» به معنای راستی، و دیگری «سراوشه» یا «سروش» به معنای اطاعت است. چنین به نظر می رسد که پرستش «مزدا» نیز مانند پرستش «مهر» در سراسر سرزمین محل سکونت ایرانیان مرسوم بود. زرتشت پیامبر نیز از میان این قوم در مکانی از یاران شرقی ظهور کرد، اما در دوران زرتشتی توسط موبدان در «مهریشت» تحریفاتی به عمل آمده تا «مهر» را از مسند خدایگانی به گونه ی یکی از ایزدان درآورند. در دوران هخامنشی در کتیبه های اردشیر دوم و سوم ، نام «میترا» در کنار «اهورامزدا» و «آناهیتا» آمده است و گاه تنها همراه با نام اهورامزدا ذکر شده و از روشی که از یادکردِ نام «میترا» مستفاد می شود، چنین برمی آید که رد زمان هخامنشی، پرستش «میترا» در میان توده، گسترش و اهمیت بسیاری داشته است. اما این «مهر» ، این خدای باستانی ، این آیین عظیمی که ایرانیان بدان دل بسته بودند کیست، یا چیست؟ در آغاز«مهریشت» به عظمت دیرینه و مقام بعدی «مهر» که به گفته ی اهورامزدا در مقام مطابق با خود اوست، برمی خوریم. شاید بر همین مبناست که اردشیر دوم و سوم، نام «مهر» و «اهورامزدا» را در یک ردیف آورده اند. آن گاه به مبدایی می رسیم که کیفر دهنده ی سخت و بی گذشت پیمان شکننان می باشد یعنی «مهردروج» ، و «مهردروج» کسی است که به نام مهر و میانجی شناخت وی پیمان و عهد با کسی منعقد کرده و پس از آن پیمان شکنی می کند. این کسان توسط خداوندگار «میترا» به سختی مجازت می شوند.
اما «میترا» پاداش نیز می دهد، پاداش به کسانی که دروغ نگویند، پیمان شکنی نکنند و این چنین کسانی را فرزندانی شایسته می بخشاید. مهر آن کسی است که با هزار گوش و هزار چشم همواره بیدار و مراقب اعمال آدمیان است. «مهر» در میدان و صحنه ی نبرد، آن جنگجویانی را ظفر و پیروزی می بخشاید که از مومنان نیک او باشند، راست گرای، پیمان دار، درست کار و وارسته باشند. از نظر «مهر» تفاوتی در درجات و مقام اشخاص نیست و از بزرگ و کوچک، بلند مرتبه و کوچک مرتبه نیم توانند به او دروغ بگویند و هر گاه کسی به دروغ گرایید و پیمان شکست، به زودی به کیفر خواهد رسید. «مهر» مظهر حفظ نظم و قانون است. در فصل سی ام از «مهریشت» مراسم ستایش و چگونگی اهدای فدیه برای «مهر» توصیف شده است. اهورامزدا به زرتشت می گوید: مهر را بستای و مردمان را طریق اهدای فدیه بیاموز که مزدائیان از برای نثار فدیه برایش پرندگان زیبا بیاوردند. چون «مهر» نگاهبان و یاور همه ی مزدیستان می باشد. در مراسم دینی بایستی «زئوتر» (پیشوای دینی زوت) شیر، هوم و زَاُنز ( آب مقدس) را نیاز کند و مومنان می توانند از آن نوشابه های نیاز شده بنوشند. این مراسم بایستی بسیار دقیق و درست انجام شود تا «مهر» راضی و خشنود باشد. در ابتدا این «مهرآیین»ها جهت انجام فرایض دینی و شرکت در مراسم مذهبی لازم بود تا مدت سه شب و سه روز به تناوب شست و شو و غسل می- کردند و سی ضربه تازیانه بر خود می زدند و این هر دو برای پاک شدن از آلودگی و گناهان گذشته انجام می شد. آن گاه برای بار دوم لازم بود تا دو شب و دو روز مراسم شست و شو و غسل به جا آورده و بیست ضربه تازیانه متحمل شوند آن گاه قادر می شدند تا در مراسم عیدهای دینی موفق شوند. «مهر» نخستین ایزد آسمانی است، نیرومندترین و دلیرترین ایزدان است، ایزدی است که عطوفت و مهربانی زیادی دارد. ایزد تَرسالی و بارش و ریزش باران است. ایزد فروغ و روشنایی است و سحرگاهان به پیکار تاریکی اهریمن برمی خیزد. شب هنگام همیشه بیداری و هوشیاری اش دیوان و زیان کاران شبرو را از بدکاری و آسیب رساندن بازمی دارد. «مهر» بر خلاف آن چه می پنداریم در هیئت ایزد خورشید نمایان نمی شود، بلکه وی روشنایی و انوار زرین خورشید است و پیش از آن که خورشید از پس کوه البرز سربرکشد، وی با آن جامه ی زرین و زینت هایش از بلندی کوه به نگرش همه ی کشورهای آریایی می پردازد. در جانب راست او ایزد «ؤشنو» و در جانب چپ اش ایزد «چیستا» قرار دارد. در گردونه ی «مهر» هزار کمان برای هلاک کردن دیوها وجود دارد و سرانجام گرز ایزد مهر که محکم ترین و پیروزمندترین جنگ ابزار، و به این ترتیب او پس از کشتن دیوها با گردونه اش از فراز هفت کشور می گذرد.
منبع: فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت ، نوشته ی هاشم رضی با اندکی تلخیص و تغییر.
شهرزاد شفا - مجله اپیزود ، شماره بیست و شش هفتم دی ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |