ما ایرانی ها عادت داریم یا بهتر آن که بگویم به پیروی از آیین ایرانی مان، همیشه رنگ سبز را نماد زندگی و زایش و آغازی دوباره می دانیم. نوروز ایرانی و باستانی ما نیز همین را می گوید که آمدن سال نو با نفس کشیدن دوباره ی زمین، در بهار آغاز می شود، به راستی هم نفس دوباره ی زمین و زایش دوباره ی طبیعت، بهترین دوره برای باز آمدن سالی تازه است.

پس از تحولات سیاسی و اجتماعی  ایران در سال 1357، و به دنبال آن مهاجرت بسیاری از هموطنان به کشورهای دیگر و به دلیل سکونت مهاجران ایرانی در کشورهای مختلف و خو گرفتن به آداب و فرهنگ آن سرزمین ها در طی سال های متمادی، تازه شدن سال در زمستان برای شان امری عادی و باورپذیر شده است.

در ایران نیز پس از گذشت سال ها، آمدن تلویزیون های ماهواره ای ابتدا غیرفارسی زبان و سپس فارسی زبان، سال تازه ی دیگری را به ایرانیان ساکن ایران یادآوری کرد و آن سال تازه ی میلادی  یا سال نوی جهانی است چرا که با آغاز سال نوی میلادی، جهان تازه می شود.

برخی از ایرانی ها بر سر این که سال میلادی، سال ایرانیان نیست و چرا ما باید آغاز این سال را به هم تبریک بگوییم، تعصب می ورزند. اما در حقیقت، سال نوی میلادی که بر مبنای تولد عیسا مسیح است، از آداب ایرانیان باستان گرفته شده است.

سال نو در تمام کشورهایی که تقویم میلادی را به رسمیت می‌شناسند اول ژانویه آغاز می‌شود و شب اول این ماه به عنوان شب ورود به سال تازه جشن گرفته می‌شود. تولد مسیح یا عید کریسمس به روایتی بیست و پنجم دسامبر و به روایتی ششم  ژانویه است.

 بسیاری از محققان بیست و پنجم دسامبر که امروزه به عنوان روز میلاد مسیح در میان بیش تر مسیحیان جشن گرفته می‌شود را برگرفته از جشن «یلدا» می‌دانند که بلندترین شب سال و پایان دوران تاریکی و ورود به جهان مهر و روشنایی قلمداد می‌شود.

ایرانیان باستان شب یلدا را شب تولد الهه ی مهر «میترا» می دانستند و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتند و گرد آتش جمع می شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.

مراسم تولد «میترا» به عنوان شبی مقدس همراه با آیین مهر یا «میترائیسم»، از طریق مانویان و نوافلاطونیان مشرق زمین، به اروپا رفت و پس از گسترش آیین مسیحیت، بسیاری از آداب و رسوم « کیش مهر» جذب آن شد و میلاد مهر، که به عقیده مهرپرستان، منجی بشریت در پایان دنیا خواهد بود، به مسیح منتسب شد و شب «یلدا» تبدیل شد به شب «نوئل» که در روز بیست و پنجم ماه دسامبر جشن گرفته می شود و چند شب با شب یلدای ما فاصله دارد. حتا درخت کاج آذین یافته نیز برگرفته از درخت سرو آذین یافته با نوارهای طلایی و نقره ای ایران باستان در دوره ی میترائیسم است.

 تا اوایل قرن چهارم که رومیان آیین «میترائیسم» را پاس می‌داشتند از روز هفده تا بیست و چهارم سپتامبر را به عنوان «جشن خدای زحل» جشن می‌گرفتند. اما به مرور و با رشد مسیحیت، در سال 336 میلادی، روز بیست و پنجم دسامبر، به طور رسمی، روز میلاد مسیح خوانده شد. در این میان تنها بخش کوچکی شامل مسیحیان «ارتدکس» و «ارامنه» همان روز ششم زانویه را معتبر می‌دانستند.

در این چند سال که بیش تر ایرانیان صاحب تلویزیون های ماهواره ای شده اند، فرصت خوبی پیش آمده که آداب و رسوم جهانیان را نیز بیاموزند، رسانه های تصویری جهانی که فقط برای بدآموزی ساخته نشده اند، نکته های مثبت نیز دارند و یکی از نکته های مثبت، تماشای تازه شدن جهان است که اگر چه در حال حاضر از آداب ما ایرانیان نیست، اما برگرفته از رسوم ایران باستان است و به جز آن، آغاز زندگی تازه ای ست و به باور من، هر آغازی، حس بسیار خوبی را به انسان منتقل می کند، هر آغازی، سبب جوانه زدن امیدی تازه در دل می شود، پس همیشه به آغاز بیندیشیم و فکر خود را تازه کنیم.

سال تازه ی ما سبز رنگ است، اما سالی که با سپیدی آغاز می شود نیز زیباست، امید که سال تازه ی جهانی، به سپیدی وپاکی و زیبایی برف زمستان باشد اما از سرمای زمستان بهره ی چندانی نبرد.

 مجله ی «اپیزود» پیشاپیش آغاز سال تازه ی میلادی که زایش دوباره ی جهان را با خود به ارمغان می آورد را به همه ی ایرانی ها با هر دین و آیینی، شادباش می گوید و امید که سالی پُر از صلح و دوستی و برکت در پیش روی جهانیان باشد و گوشه ای از آزادی کشورهای آزاد جهان، به ما نیز برسد.      

 

آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره بیست و شش

هفتم دی ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved