از آن چه که از منابع و متون کهن برمی آید، یلدا زاد روز ایزد مهر یا میترا است. ایزدی که در کیش میترائیسم پرستش می شد و این دین، یکی از تاثیر گذارترین مذاهبی بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دین مسیحیت رد پای بسیاری از خود به جای گذاشت.

ریشه ی  کلمه ی یلدا متعلق به زبان سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال پس از تولد عیسا مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد، در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز بیست و یکم دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد، ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به بیست و پنجم دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهر است.

دكتر «ميرجلال الدين كزازی» استاد زبان و ادبيات فارسی، به نقش ايزدمهر در مراسم شب یلدا و تقليد مسيحيان از اين آيين در شب كريسمس اشاره می كند. از دكتر كزازی تاكنون بيش از سی و هشت كتاب و هشتاد مقاله به چاپ رسيده است.

«شب يلدا، درازترين شب سال و يكی از بزرگ ترين جشن های ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته ی شادی و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايی و نور می آراستند. آن ها خورشيد را نماد نيكی می دانستند و در جشن های شان آن را ستايش می كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگری می یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار می كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكی ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه ای است برای بيدار ماندن. يكی از دلايل گرفتن جشن دراين شب زاده شدن ايزدمهر است.

«مهر» به معنای خورشيد و يكی از بغان ايرانی و هندی است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت می رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايرانی، خدای بزرگ را اهوارمزدا معرفی كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايی و ديوانی تقسيم كرد. در باور زرتشتی، بغان تيره ی اهورایی ستوده و تيره ی ديوانی نكوهيده شود. يكی از ايزدان اهواريی مهر ايرانی و هنی بود. مهر ايزدی نيك است و قسمتی از اوستا به نام او، نام گذاری شده است. در مهريشت اوستا آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايرانی می نگرد تا دروغی نگويد.»

ايزد مهر در يكی از شهرهای خاوری ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكی كشور به كيش مهرپرستی گرويد. مهرپرستی از مرزهای ايران فراتر و به رُم رفت. پادشاهان رُم به آن گرويدند و دين رسمی رُم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكی از پادشاهان رومی، گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر می كشاند و دعوت می كرد. هنوز هم نيايش های اين شاه رومی با مهر برجاست. «ای پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر می نامد. اين اسمی بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خدای خود گذاشتند.

 روميان سال های بسيار تولد مهر و شب یلدا را جشن می گرفتند و آن را آغاز سال می دانستند. حتا پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيری كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسا معرفی كنند تا روز بیست و پنجم دسامبر را به بهانه ی تولد عيسا مسیح جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر.

 هنگامی كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه می كنيم بسياری از نشانه های ايرانی اين مراسم را در می يابيم. ايرانيان قديم در شب یلدا درخت سروی را با دو رشته نوار نقره ای و طلايی می آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره ای به نام آناهيتا در درون غاری زاده شد كه بعدها مسيحيان، عيسا را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكی ديگر از وام گيری های مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحی يعنی يك شنبه است.

sunday

به معنی روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود. ارنست رنان درباره ی آيين مهرپرستی گفته است:‌ «اگر عيسويت به هنگام گسترش خود بر اثر بيماری مرگ ماری باز می ايستاد، سراسر جهان به آيين مهر می گرويد.»

بنابراین نام «روز» که در زبان انگلیسی یا اروپایی «دی» خوانده می‌‏شود از همین واژه «دی» یا آفریننده ی روشنایی پارسی گرفته شده است، همچنین چون مهر در چندین سده ی آیین بنیادین امپراتوری روم بود، کلیسای روم پس از آمدن آیین مسیح به روم، آن را با زایش مسیح برابر کرد وبنام جشن کریسمس نامید، و همچنین آیین درخت کریسمس و ریخت و کلاه و اندیشه ی بابانوئل... از آیین کهن ایرانی آمده است.

 جا دارد گفته شود که شب بیست و پنجم آذر در گاهنامه ی باستان و از دیدگاه اخترشناسی، بلندترین شب و شب یلدا بوده است، ولی شوربختانه این شب به نادرستی به شب بیست و نهم آذر در گاهنامه ی جلالی جابجا شده است، که گفتمان در باره ی آن در این جستار نمی گنجد.

 

 منابع:

کتاب «دیدی نو از آیینی کهن» ، نوشته ی رضا مرادی

پایگاه اینترنتی «زرتشت»

 

 فرید ستوده - مجله اپیزود ، شماره بیست و شش

هفتم  ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

 

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved