|
«دکتر میرجلال الدین کزازی» یکی از پارسی دوست ترین استادان زبان وادبیات فارسی هستند. زمانی که دوره ی لیسانس را می گذراندم، افتخار حضور در کلاس های درس ایشان را داشتم و نخستین معادل سازی های کلمات غیرفارسی را در کلاس های ایشان شنیدم و آن زمان بسیار شگفت زده شدم که چه گونه ایشان برای همه ی واژه های غیرفارسی، معادل فارسی می سازند و با همان کلمات نیز آموزش می دهند. در آغاز، هضم کلمات معادل فارسی نه تنها برای من، که برای همه ی دانشجویان همکلاسم دشوار بود، اما کم کم جا افتاد و به ذهن نشست، اما ملکه ی ذهن نشد چرا که در سایر کلاس های درس، از این گونه سخن گفتن خبری نبود. نخستین واحد درسی که با دکتر کزازی گذراندم «رودکی - کسایی» بود و با این که بیش تر دانشجویان کلاس، دانشجوی سال اول بودیم و ایشان هم این را می دانست، اما بی هیچ توضیحی، با روش ویژه ی خود، سخن گفتن و سپس درس دادن را آغاز کرد و گفت تلاش کنید که خودتان را با نوع سخن گفتن من وفق دهید. ما نیز چنین کردیم. امروز که به آن روزهای دور فکر می کنم با خود می گویم ای کاش همه ی استادان زبان و ادبیات فارسی، از روش دکتر کزازی استفاده می کردند که کار ایشان، کاری بسیار مفید در جهت شناخت و کاربرد کلمات فارسی بود. نوشتار زیر را از پایگاه اینترنتی زبان فارسی برگزیده ام. خواندن این نوشتار مرا به کلاس های درس دکتر کزازی و روزهای شیرین شاگردی ایشان بُرد، هنوز هم همان گونه می گوید، همان گونه نغز و شیرین ، با همان زبانی که به من نیز آموخت. نوشتار دکتر کزازی، شیرین و خواندنی است ومی دانم گزینش خوبی برای آشنا شدن با زبان خاص ایشان است.
زبان پارسی به دو ویژگی بنیادین از دیگر زبانهای جهان جدایی میگیرد و فراتر میرود، آن چه مایهی شگفتی است، آن است که این دو ویژگی با یکدیگر ناسازند و آشتیناپذیر. یک ویژگی ستواری و سختجانی است و ویژگی دیگر نغزی و نازکی. زبان پارسی در پی پویهای پایدار، درشتیها و ناهمواریهای خویش را به کناری نهاده است و بنمایهها و کارکردهای برونزبانی خود را یک به یک فروگذاشته است، خواست من از این کارکردها و بنمایهها هنجارها و رفتارهایی در زبان است که ارزش و کارایی زبانشناختی ندارند؛ به راستی ماندهها و لایها و تهنشستهای اسطورهای و باورشناختیاند که به زبان راه جستهاند. هنجارها و کارکردهایی از گونهی ریختهای جداگانه برای دوگانگی (تثنیه) یا نرینگی (تذکیر) و مادینگی (تأنیث) و امردی (تخنیث). زبان پارسی بدین سان به زبانی ناب و پیراسته از دید زبانشناسی دگرگون شده است. از دیگر سوی، آن پویهی پایدار، واژههایی گران و ناهموار را تراشیده است و به واژههایی نرم، آهنگین، گوشنواز دیگرگون ساخته است. این همه زبان پارسی را نغزی و نابی بسیار بخشیده است، اما این نغزی و نابی مایهی سستی و آسیبپذیری آن نشده است. زبان پارسی گزندهایی گران و آسیبهایی بزرگ را تا کنون از سر گذرانیده است و از بوتهی هر آزمون دشوار تاریخی سربلند و پیروزمند بیرون آمده است. با این همه این زبان شکرین و دلاویز که یکی از فرهنگیترین زبانهای جهان است و درخشانترین، مایهورترین سامانهی ادبی جهان در آن پدید آمده است، در این روزگار با دشمنی سخت نیرومند و زیانکار روبهروست که فناوری رسانهای است. فناوری رسانهای که حتا تا نهانگاه خانههای کسان راه جسته است، زبانهای بومی را که پیشینهای دیرینه و چندهزار ساله دارند، میفرساید؛ میکاهد؛ از تاب و توش میاندازد؛ تا سرانجام آن ها را یکسره از میان بردارد. پس حتا زبانی به ستواری و سختجانی زبان پارسی نیز در برابر هماوردی چنین سهمگین و سترگ، نیاز به یاری و پشتیبانی و دستگیری دارد. بر هر دوستدار زبان پارسی است که به یاری آن، به هر شیوه که میتواند، بشتابد. یکی از این تلاشهای یاریگرانه، تلاشی است که در راهاندازی پایگاه زبان فارسی انجام گرفته است. پدیدآوران این پایگاه میکوشند که در مرز توان خویش نغزیها و کاراییهای زبان پارسی را نشان بدهند و دلاویزیهایی را که در ادب پارسی نهفته است آشکار بگردانند. از درگاه دادار که او نیز بیگمان زبان پارسی را گرامی میدارد، زیرا دوستدار زیبایی است، برای آنان در این تلاش فرهنگی آرزوی کامگاری و بختیاری دارم. میرجلال الدین کزازی - دی ماه 1387
آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره بیست و شش هفتم دی ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |