هر چند خط و مشی «اپیزود» بر "سیاست" و تحلیل‌های سیاسی نیست و نشریه‌ای "فرهنگی و هنری" است اما حادثه‌ای چون انتخابات امریکا و برگزیده شدن یک سیاه‌پوست(کنیایی تبار از جانب پدر) برای اولین‌بار به ریاست جمهوری امریکا در چهل و چهارمین انتخاب ِ ملت امریکا مرا بر آن داشت تا مختصری در این زمینه قلمی کنم.

بازتاب انتخاب «اوباما» در رسانه‌های دنیا و شادی مردم دنیا حکایت از یک "رویداد تاریخی" دارد. رویدادی که فقط می‌توان در قلب کشوری جست‌و‌جو کرد که خود را مهد دموکراسی می‌داند. حتمن انتخابی که از یک نژاد حقیرتر صورت گرفته، در چنین ساختاری که بر دموکراسی استوار است، قابل پیش‌بینی است. نژاد حقیرتر از منظر همه‌ی کسانی که افکاری ناسیونالیستی دارند. حالا امریکا می‌تواند پُز آن بدهد که در عمل هم با این انتخاب، شایسته‌ی آن است که «مهد دموکراسی» خوانده شود.

این انتخاب و شادی ملت امریکا مرا به یاد انتخابات سال 76 خورشیدی در ایران انداخت و برگزیده شدن آقای «محمد خاتمی» و شور و شوق مردم که از آن به عنوان حرکتی حماسه‌ای( دوم خرداد) یاد شد. فارغ از این‌که محبوبیت این‌دو  در دو نظام متفاوت را بخواهیم محک بزنیم، خواست عمومی ملت‌های دنیا بر صلح و آرامش و دموکراسی است! فراموش نکنیم رای ملت ایران به عبای شکلاتی و حرف‌های شیرین خاتمی بود، هر چند درعمل هم مسبب کارهایی شگفت‌انگیز شد. مثال بارزش نور تاباندن به لانه‌ی اهریمنی و افشای عاملان ِ  قتل‌های زنجیره‌ای دگراندیشان و روشن‌فکران در داخل و خارج کشور بود و این به گمان کارشناسان یک جواب محکم به کسانی است که می‌گویند خاتمی سوپاپ اطمینان بود!!  حزب دموکرات در امریکا  نماد صلح و دموکراسی است و حزب مقابل شاید در شعارهای‌اش به این سمت پیش رفته اما در عمل جز جنگ و خونریزی و آشفته‌گی چیزی در چنته برای دنیا نداشته است. فقط کافی‌ست دوران «بوش پدر» و «بوش پسر» را به یاد بیاورید و "جنگ خلیج‌فارس" (دوران بوش پدر) و بحران‌های منطقه‌ای و جنگ عراق و حمله‌های تروریستی(برج‌های دوقلوی تجاری در نیویورک) در دوران «بوش پسر» در ذهن‌تان نقش ببندد.

این‌همه جنگ و مصیبت به بهانه‌ی "مبارزه با تروریسم" که روز به روز بر شعله‌ی جنگ می‌افزود و ملت امریکا را افسرده‌تر و چهره‌ی کشورشان را مخدوش‌تر می‌کرد، برآیندش انتخاب «اوباما» در چهار سال آینده می‌شود. شاید تنها مسائل سیاسی دلیل انتخاب «اوباما» نباشد ولی کارشناسان بر این نظر هستند که سیاست‌های کلی امریکا در قبال بعضی کشورها مشترک است. یعنی هر دو حزب "جمهوری‌خواه" و "دموکرات‌ها" در جاهایی آب‌شان به یک جوب می‌رود.

اگر بخواهیم نقبی بزنیم بر این‌که با این انتخاب روابط متقابل امریکا و ایران به کدام سمت پیش خواهد رفت، حتمن باید به انتظار روزی نشست که انتخابات قریب‌الوقوع ریاست‌جمهوری ایران آغاز شود. آن‌چه که از صندوق در چند ماه آینده بیرون آید، چه اصلاح‌طلب و چه محافظه‌کار یا اصول‌گرای‌اش، نتیجه‌اش مستقیمن بر این روابط تاثیر خواهد گذاشت. هر چند سیاست‌های کلی و خارجی در جایی دیگر زیر ذره‌بین است. اما آن‌چه که در خصوص سیاست‌های امریکا در مورد مسئله‌ی «هسته‌ای» و «نقض حقوق‌بشر» در ایران باید گفت این‌است که دموکرات‌ها انعطاف‌پذیرتر هستند و لااقل گزینه‌ی «جنگ» را خط می‌زنند.

یادمان هست که در زمان «بیل کلینتون» قانون‌های تحریم بیشتر قدرت‌نمایی می‌کرد تا قلدری و حریف را به میدان مبارزه طلبیدن! هر چند گزینه‌ی «جنگ» به‌طور مطلق منفی نیست و اگر کاری ورای تصور جهان از سوی ایران روی بدهد حتمن امریکا واکنش نشان خواهد داد.

حالا شاید رویای «مارتین لوتر کینگ» تحقق یافته است و روح او در جسم «اوباما» دمیده شده است. «اوباما» در نطقی که پس از پیروزی انتخاباتی‌اش  خطاب به ملت‌های دنیا داشت، از امریکایی سخن گفت که در دموکراسی قوی‌ترین است و نه در سرمایه‌داری و جنگ‌آوری! او به امریکایی افتخار کرد که با انتخاب‌اش دموکراسی را به رخ ملت‌ها کشید.

اصلاح‌طلبان در ایران رویای حضور «محمد خاتمی» را در انتخابات آینده می‌بینند و امیدوارند تا با حضور او در کنار «اوباما» یخ رابطه‌ی امریکا با ایران آب شود. یادمان نرفته که در اوائل مبارزات انتخاباتی اوباما، او از گفت‌و‌گوی بی‌قید و شرط با ایران سخن گفته بود و سیاست‌مداران و بزرگان مسئول امریکا نسبت به این سخنان نسنجیده‌ی وی واکنش تندی نشان دادند! «هیلاری کلینتون» که رقیب «اوباما» در جبهه‌ی دموکرات‌ها بود، از خامی و بی‌تجربه‌گی او سخن رانده بود.

از منظر کسانی که  صلح‌طلب و دموکراسی خواه هستند، واقعن چرا باید پیش‌شرطی برای مذاکره و گفت‌و‌گو باشد؟ ابتدا باید شما بر سر یک میز بنشینید تا از گل و بوسه و کنار به قول حافظ سخن بگویید! خط و نشان کشیدن‌ها داروی درد نیست و بیش از امریکا این ایران است که متضرر است!

ضرر و دودش هم به چشم ملت است تا آقایان قطاری را که به سمت پرتگاه پیش می‌رود را با تصمیم‌های نابخردانه‌ی خود سرعت‌اش را افزون کنند. البته از منظری هم نداشتن ارتباط با امریکا به سود و منفعت آقایان است. تاریخ نشان داده است که هرگاه دموکرات‌ها به پیروزی رسیدند باعث شدند تا فضای دنیا به سمت دموکراسی بیشتر باز شود! فراموش نکنیم با روی کار آمدن «جیمی کارتر» در امریکا، شاه ملزم شد تا آزادی‌های بیشتری به اجتماع روشن‌فکر ایرانی ببخشد و همان بلای حکومت و تاج و تخت‌اش شد. هر چند این تئوری هنوز پابرجاست که سقوط سلسله‌ی «پهلوی» یک کودتای امریکایی بود و این ظن و گمان زمانی شدیدتر می‌شود که «مادلین آلبرایت» برای کودتای 28 مرداد سال 32 از دولت اصلاحات وقت(محمد خاتمی) عذرخواهی می‌کند!

پس چه تضمینی است که سقوط «پهلوی» در سال 1357 یک سناریوی کثیف امریکایی نباشد؟ ضمن این‌که دیپورت شاه بیمار از امریکا مزید بر علت بود. اما امروزه نگارنده پیش‌بینی می‌کند یخ این ارتباط در همین دوره‌ی «اوباما» شکسته خواهد شد. خواه اصلاح‌طلب بر مسند باشد یا اصول‌گرا!! چرا که بقای امروز ایران و آقایان بر همین مصلحت است.

هنوز ساعاتی از پیروزی «اوباما» نگذشته بود که خبری بر تلکس‌های خبرگزاری‌ها نشست: «شهروند امروز توقیف شد». این نشریه(هفته‌نامه) وزین‌ترین و پرمخاطب‌ترین نشریه پس از توقیف روزنامه‌ی «شرق» بود! هرچند نگارنده از ماه‌ها پیش انتظار چنین روزی را می‌کشیدم و هر بار در دل می‌گفتم حالا که آن‌ها رضا به ماندن این نشریه سپرده‌اند تو چرا در دل بد می‌اندیشی؟ تازه می‌رفت که خواندنی‌تر شود با پرونده‌هایی که جدیدن در خصوص فرهنگ و هنر و ادبیات کار می‌کرد!

این‌جا سرزمین شگفتی‌هاست و این‌جا آسیاست و این گربه‌ی ماست! گربه‌ای ملوس که عاشقان بسیار دارد! گربه‌ای که خار چشم دشمنان چشم تنگ است! توقیف «شهروند امروز» دقیقن در زمانه‌ای صورت می‌گیرد که تحریریه‌ی نشریه می‌رود با پرونده‌ای بزرگ در خصوص پیروزی «اوباما» بر دکه‌ها بنشیند! فرصت‌طلبان حتمن چنین روزی را در تقویم‌شان تیک زده بودند تا حال اساسی به نویسنده‌گان و دست‌اندرکاران نشریه بدهند!  وگرنه پیش از این‌ها باید به دَرک واصل می‌شد.

در پایان این تکه‌ شعر زنده‌یاد «سهراب سپهری» که می‌گفت: «من قطاری دیدم که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت» را بر تارک نشریه‌ی "اپیزود" می‌نویسم! باشد که قطارهامان همه صلح و آرامش و صمیمیت و عشق ببرند.

 

Guardian .co .u

Photograph: John Bazemore/AP

Atlanta, Georgia: Christine King Farris, the sister of civil-rights leader Martin Luther King Jr, is embraced after news channels declare an Obama victory during an election night party at Ebenezer Baptist Church

 

محمود بی تا - مجله اپیزود ، شماره نوزده

هجدهم آبان ماه 1387

 

Home

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved