|
فاصله گرفتن ماسوله از روزهاى رونق و شکوفایى، در دگرگونى شرایط اقتصادى ریشه دارد. در گذشته، چرخ زندگى ماسوله اى ها، بیش تر با تجارت میان گیلان و آذربایجان مى چرخید. براى نمونه، برنج گیلان را به مناطقى چون خلخال و اردبیل مى بردند و روغن آن جا را به گیلان مى آوردند. اما امروزه این تجارت در مقیاس بسیار وسیع از راه هاى دیگر انجام مى گیرد و ماسوله موقعیت تجارى خود را از دست داده است. در این شرایط ، گردشگرى گزینه ی مناسبى براى رونق اقتصادى ماسوله و تداوم حیات فرهنگى و اجتماعى آن به شمار مى رود.
آمارهاى سازمان میراث فرهنگى ، صنایع دستى و گردشگرى کشور نشان مى دهند که تعداد گردشگران ماسوله به سرعت افزایش مى یابد، به گونه اى که تنها در نوروز سال 1387 طى پنج روز، نزدیک به صد و چهل هزار گردشگر وارد ماسوله شدند. همچنین در تابستان هزاران گردشگر به این روستا مى آیند. اما امکانات این شهرک تکاپوى این تعداد گردشگر را نمى دهد و گردشگرى بیش از آن که یار شاطر ماسوله شود، بار خاطر آن شده است.
یکى از دلایل این وضعیت، افزایش ساخت و سازهاى ناهمگون با معمارى سنتى روستا به شکل ویلاهاى خصوصى، مهمانسراهاى دولتى ، مسافرخانه ها و رستوران هاست. برخى ساختمان ها تا حریم رودخانه جلو آمده اند و از این راه نه فقط زیبایی طبیعت را از میان برده اند، بلکه جان ساکنان خود را نیز به خطر انداخته اند. ماسوله که منطقه ای سیل خیز است، سیل خیزتر نیز شده است. این سیل خیزى بى ربط به جاده کشى در بالادست ماسوله نیست. این جاده خطرناک که براى سهولت در رفت و آمد میان ماسوله و خلخال ساخته شده و نیمه کاره مانده است، با جنگل تراشى هاى گسترده همراه بوده و فرسایش خاک و جارى شدن سیل را به ارمغان آورده است. به همه ی این ها باید زباله پراکنى گردشگران در جنگل و رودخانه و کنار چشمه ها و آبشارها را نیز بیفزاییم. همچنین براى دفع سیصد کیلوگرم زباله اى که هر روز در ماسوله تولید مى شود، تدبیر درستى اندیشیده نشده و زباله ها در جنگل هاى اطراف، سوزانده مى شود.
در روزهاى تعطیل، صف اتومبیل هایی که از راه «فومن» به ماسوله مى آیند، تا کیلومترها آن سوتر دیده مى شود و انبوه اتومبیل هایی که وارد ماسوله مى شوند، آرامش و سکوت آن را برهم مى زنند.
باید توجه شود که شهرک ماسوله هم اکنون رویارو با مسائلی مانند ریزش سنگ، سیل ،رانش زمین و زمین لرزه به دلیل تصرف به منظور توسعه عمرانی و انسانی و تخریب و ... میباشد، که احتمال خطر را در این ناحیه به حداکثر میرساند.
این همه مشکلات را کدام چشم باید ببیند و کدام گوش باید بشنود، الله اعلم!!! فکرش را بکنید بیابان برهوتی چون«دوبی» به چه شکلی درآمده و طبیعت بکر و زیبای ماسوله با آن قدمت تاریخی اش به چه روزی افتاده؟؟!!!
اگر حکومت دوبی، چنین موهبتی را در سرزمین خود داشت، چه کار می کرد؟ احتمالن از شدت ذوق و شوق بی وقفه معلق می زد و به اندازه ی همه ی قدمت ماسوله از آن کسب درآمد می کرد، اما، ما که صاحبان این موهبت هستیم، چه کار داریم می کنیم؟ دوبی هر چه دارد مصنوعی است، پارک آبی و غیرآبی و هر آن چه دارد ساخته ی دست انسان است، اما با همین مصنوعی جات، ببینید چه درآمدی را به جیب شهروندان خود می ریزد و چه افتخاری هم می کند به این مصنوعی جات دروغین؟؟
و فقط ماسوله نیست که چنین است. ایران سرزمینی است که هر چهارسویش، زیبایی های خاص خود را دارد و می تواند از نظر جذب توریست، هم بالاترین درآمد و ذخایر ارزی را داشته باشد و هم برای جوانان ایرانی ایجاد شغل کند، اما با کدام مغز اقتصادی و با کدام دلسوز و متعهد؟
منابع : ------------------------------------------ - کتاب گیلان - دانشنامه ی ویکی پدیا - پایگاه اینترنتی جدید آنلاین - جغرافیای گیلان - پایگاه دندانپزشکی ایرانیان - تاریخ صنایع دستی گیلان - پایگاه اینترنتی ماسوله - سایت فارس نیوز - و مشاهدات شخصی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |