|
گلشیفته! نخستین بار در فیلم درخت گلابی ساختهی داریوش مهرجویی دیدمات. پانزده سالات بود. بازیات را ستودم. اما هرگز تصور نمیکردم که روزی بهنحوی دیگر بستایمات. تو دختر خوب! کاری کردی کارستان. تو باعث شدی که یکبار دیگر و اینبار بهشکل گستردهای، چهرهها از نقابها بیرون بیفتد و روزگار را مات و مبهوت کند! گلشیفته! برای من مهم نیست که عکس نیمهبرهنهات برای اعتراض بود یا کسب درآمد یا خودنمایی و یا هر چیز دیگر. شاید این کار تو هم بهقول گراناز موسوی یک«جودوی فرهنگی» بود. گراناز موسوی در گفتوگویاش با دویچهوله دربارهی جودوی فرهنگی گفته است: « منظور من از «جودوى فرهنگى» این است که نسلى كه تحميل فشار را برنمىتابد، برای بقا، درست از همان چیزی ابزار مقابله میسازد كه از آن محروماش کردهاند و یا بر او تحميل مىکنند. یعنی مثل يك جودوكار، همان ضربهاى را كه به او وارد مىشود، تكنيك برعكس آن را میزند.»... اما نازنیندختر! همانگونه که گفتم دلیل کار تو برایام اهمیتی ندارد، اما بازتاب کار تو سرشار ازاهمیت است. بازتاب این حرکتِ تو آنچنان گسترده و متفاوت بود که گمان نمیکنم هیچ حرکت دیگری میتوانست اینچنین افکار عریان جامعه را بهنمایش بگذارد. تو غوغا کردی دختر! گلشیفته! میدانی چه شد؟ همه در مقابل عکسات ایستادند و آن را برای هم فرستادند، نگاهاش کردند و دربارهاش حرف زدند. حتا نگاهها هم به عکسات متفاوت بود. کمترین کسان به چشمهایت توجه کردند و بیشترین کسان به بدنات، بدنی که فقط نیمی از آن پیدا بود و تو اگر همهی بدنات را نشان میدادی چه هنگامهای برپا میشد دختر خوب! میدانی؟ گلشیفته! آقایان و خانمهای ایرانی بهواقع جماعت بانمکی هستند. بازهم تاکید میکنم هم آقایان و هم خانمها. این جماعت بانمک، چه موافق حرکتات و چه مخالفاش، بازتابهایشان بهواقع لبریز از ملاحت بود!! اما تفاوت مهمی که بازتاب آقایان و خانمهای هموطنات باهم داشت این بود که در بین آقایان، موافقان تو و در بین خانمها، مخالفانات بیشترین خنده را از من گرفتند. من با آقایانی که با دیدن عکسات، رگ گردنشان ورم کرد و دستهای خود را بهنشانهی مخالفت بالا و پایین بردند و شعار عفت و ناموس و غیرتشان به آسمان رفت کاری ندارم. بیشتر این آقایان هم ساکن ایران هستند، اما دستِکم آنان باور واقعی خود را به نمایش گذاشتند. بیشترین تعداد از این گروه از آقایان غیرتمند در چنین مواردی همیشه همینگونه عمل کردهاند. برای آنان تفاوتی ندارد که عمل تو بهدلیل اعتراض سیاسی بوده؟ برای کسب درآمد بوده؟ برای خودنمایی بوده؟ برای تسکین عقدههای روانی بوده؟ و یا هر چیز دیگر. مهم برای این آقایان غیور فقط این است که چرا تننمایی کردی؟ با این کار آبروی جماعت ایرانی را بردی، راه خلاف پیش پای دختران جوان گذاشتی، ناموس سرزمینات را به باد دادی، گناه کردی، بیراهه رفتی، باید به تو ناسزا گفت تا از این پس دیگران هوس نکنند اینگونه ناموس ایرانی را لگدمال کنند!! گروهی دیگر از آقایان مخالف با کار تو که غیرمذهبی هم هستند، فقط به دلایل سیاسی با تو مخالفت کردند و نه به دلیل نفس برهنهگی، که مخالفت آنان نیز از نظر من اشکالی ندارد. گلشیفته! همانگونه که گفتم من با آقایان مخالف با تو کاری ندارم چرا که خودِ واقعیشان را نشان دادند و دستِکم در گفتارشان صداقت بهخرج دادند. زبانشان آن چیزی را گفت که در ذهنشان میگذرد. خُب مخالفاند دیگر، و حق دارند که با دلایل خود، حتا اگر از نظر ما غیرمنطقی هم باشد، مخالفتشان را ابراز کنند...اما آقایان موافق با تو، پُر از رمز و راز و مشکلاند. رفتار و نظراتشان پیچیدهست. تو نمیتوانی بهیقین دریابی که اینان راست میگویند یا تظاهر میکنند. حرف و نظرشان بهظاهر زیباست، روشنفکرانه است، در مقابله با زنستیزی است. نفی سُنت است. تو را اسطوره مینامند. قهرمانات میخوانند. اما پرسش اینجاست که آیا همین آقایان به همسر، خواهر و مادر خود اجازه میدهند که عمل تو را انجام بدهند و قهرمان بشوند؟ آیا آن زمان به همسر و خواهر و مادر خود نیز اسطوره میگویند و اسطورهگیشان را میستایند؟ یا مرگ خوب است اما برای همسایه؟ گلشیفته! رضاشاه پهلوی وقتی دستور کشف حجاب داد، پیش از همه از خانوادهی خودش آغاز کرد. نخست همسر و خواهرانش را بیحجاب به بیرون از خانه فرستاد و سپس کشف حجاب را برای بقیه اجباری اعلام کرد. من کاری ندارم که عملاش بد بود یا خوب بود، اما هرچه بود، او باورش را ابتدا در مورد زنان خانوادهاش به اجرا گذاشت و بعد سراغ باقی خانمها رفت. این نشان میدهد که رضاشاه بهواقع به آنچه که در سر و در دل داشت معتقد بود که اگر نبود خانوادهاش را از این کار منع میکرد. توجه داشته باش زمانی که رضاشاه دستور کشف حجاب داد، از نظر فرهنگی دورهای بسیار سیاه و وحشتناک بود و از نظر عرف جامعه، بیحجابی برابر بود با بیبندوباری و هرزهگی. اگر زنی در آن زمان حجاباش را برمیداشت برابر بود با دروهی کنونی که تو چنین عکسی گرفتهای. یعنی کشف حجاب آن دوره، عکس نیمهبرهنهی امروز تو بهحساب میآید، بلکه بدتر. اما رضاشاه این عریانی را نخست در مورد خانوادهاش اجرا کرد. اما امروز آقایانی که تو را بهظاهر میستایند چهگونهاند؟ آیا آنان حاضرند همسر و خواهرشان نیز مانند تو عکس بگیرند؟ بهویژه آقایانی که این حرکت تو را یک حرکت سیاسی مینامند، آیا حاضرند همسر و خواهرشان چنین حرکت سیاسی انجام بدهند؟ از آنجایی که ویژهگی بارز آقایان ایرانی را بهخوبی میشناسم و میدانم روشنفکرترینشان هم مرگ را برای همسایه خوب میدانند، حرفشان را درجهت حمایت از حرکت تو باور نمیکنم، بهویژه آقایانی که ساکن ایران هستند. باور نمیکنم چون دارم میبینم همین آقایان موافق، که بدجور هم علم و کتل موافقات برافراشتهاند، صفت بارزشان دروغگوییست، دروغگویی و تظاهر. دروغگویی به زن، حال این زن همسرشان است و یا دوست دخترشان، فرقی نمیکند، تا آنجا که میتوانند دروغ میگویند. متاهلاش همسر دارد و چندین معشوقه. مجردش دوست دختر رسمی دارد و چند دوست دختر یدکی و غمانگیز اینکه به همهشان دروغ میگویند. چرا؟ چون واقعیت زن را درنمییابند. چون هنوز به آنان تفهیم نشده که زن چهگونه موجودیست. هنوز نمیدانند که زن هم یک انسان است درست مثل مرد. پس تا آنجا که میتوانند دروغ میگویند و تظاهر میکنند و در خفا، آن کار دیگر میکنند و خودشان را هم بسیار زرنگ میدانند که میتوانند اینچنین سر همسر یا نامزد یا دوست دخترشان را همزمان کلاه بگذارند. این رفتار هم ناماش دقیقن زنستیزی است. چنین زنستیزانی چهگونه میتوانند از حرکت تو حمایت کنند؟ باید نخست اعتقاد داشته باشند که تو یک انسان هستی و در درجهی دوم زن هستی. باید در مغزشان بگنجد که تو بهعنوان یک انسان مالک تنات هستی. اما تاکنون به این تفهیم نرسیدهاند که اگر میرسیدند به زن بهشکل پدیدهای که باید بیوقفه به او دروغ بگویند نگاه نمیکردند. به همین دلیل من حمایت آقایان ایرانی از حرکت تو را نمیپذیرم. بازهم دارند دروغ میگویند، باز هم دارند تظاهر میکنند. آقایان هم اگر از حرف من بدشان آمد، بیاید، مهم نیست. گلشیفته! اما خانمهای موافق و مخالف تو هم عالمی دارند. تعداد خانمهای موافق با حرکت تو در دنیای مجازی اینترنت خیلی بیشتر از مخالفان است، اما در دنیای غیرمجازی در سطح جامعه، مخالفانات بیشترند. به خانمهایی که در داخل ایران با تو مخالفت میکنند ایرادی نمیگیرم. این خانمها با همین فرهنگ بزرگ شدهاند و زندهگی میکنند، چه آنان که مذهبی هستند و کار تو را حرام و گناه میدانند و جایات را در جهنم، و چه غیرمذهبیها که همچنان پایبند عرف جامعه هستند و گروهی نیز بین سنت و مدرنیته گیر کردهاند و گاه به اینسو مینگرند و گاه به آنسو و درنتیجه نمیتوانند حرکتات را هضم کنند و چون در چنین فرهنگی بهدنیا آمده و رشد کردهاند، من ایرادی نمیبینم که مخالفت کنند. خانمهایی هم که به دلایل سیاسی با کار تو مخالفاند نیز حتمن حق مخالفت دارند. اما بیشتر ِخانمهای مخالفی که خارج از ایران زندهگی میکنند خیلی بانمکاند!! با اینکه سالهاست با فرهنگ غرب خو گرفتهاند و این خوگرفتن بالطبع سبب شده که عرف و فرهنگ داخل ایران را تاحدودی از یاد ببرند، با اینکه خود با دوستپسرشان زندهگی میکنند و چنین زندهگی را عادی میدانند، با اینکه لباسهایی به تن میکنند که چندان تفاوتی با عکس تو ندارد و نیز کارهایی از این دست، اما این گروه نیز دست از تظاهر برنمیدارند و بی هیچ دلیل منطقی و فقط به شیوهی«نجیببازی»، تو را به باد ملامت گرفتهاند. این گروه نیز هرگاه خودشان را اصلاح کردند، من حرفشان را در مخالفت با تو میپذیرم. اما گلشیفته! تو کاری کردی کارستان! من شهامتات را میستایم چرا که میدانم هر زنی آن هم در شرایط تو، جرات انجام چنین کاری را ندارد. گفتم که دلیل کار تو برای من مهم نیست، مهم نیست که چه هدفی داشتی، اما هدفات هرچه که بود یا حتا بیهدف، اما تو که فرزند انقلاب هستی، با این حرکتات همهی آموزشهای مذهبی و تربیتی سیوچند سالهی یک نظام حکومتی مذهبی را نابود کردی! تو همهی شعارهای برادران و خواهران اخمو و زشترو و سیاهپوش را به باد فنا دادی. تو مُشت محکمی زدی بر دهان نمایندهی سینمایی یک نظام که همکارانات را فاحشه نامیده بود! تو اسلحه گرفتی به سمت اسلحهبه دستانی که هر روز در خیابانها به زنان و دختران ما به جرم بدحجابی هتاکی میکنند! شاید که مردم عادی ندانند، اما خودِ نظام میداند که تو چه به روزشان آوردی! حرکت تو اگر هم با هدف سیاسی همراه نبود، اما بالقوه سیاسیست چرا که تو یک زن عادی نیستی، تو مشهوری! جهان تو را میشناسد! تو بازیگر همین سینمایی هستی که چندی پیش فاحشهخانه نامیده شده بود و حرکت تو آگاهانه یا ناآگاهانه پاسخ بجایی بود. گلشیفته! کاری که تو کردی شبیه همان کاریست که فروغبانو در زمینهی ادبیات انجام داد و فریاد آقایان زمان خودش را درآورد! آن روز هم فروغبانو را فاحشه نامیدند، نه به دلیل تن عریان که بهواسطهی قلم عریاناش. و امروز هم به تو بد و بیراه میگویند. اما اشکالی ندارد دختر! نگاه کن! همان فروغ که او را منحرف مینامیدند، امروز پس از پنجاه سال همه ستایشاش میکنند. صبر کن سالها بگذرد، آنزمان تاثیر کار تو نیز نمایان خواهد شد. گلشیفته! مردم ما استعداد بکری دارند در اینکه بر سر موضوعی ناگهان آنچنان شلوغ میکنند که صدایشان به آسمان میرسد، اما پس از مدتی کوتاه ناگهان ساکت میشوند، یعنی اینکه سوژه، جذابیتاش را سریع از دست میدهد!! اصلن مهم نیست که سوژه چیست؟ مهم شبیخون اولیه و کوتاهمدت و آتشبس ناگهانی است. این آتشبس به معنی از یاد بردن دائمی نیست، بهویژه اینکه سوژه خاص باشد. سوژههای خاص در بلند مدت، تاثیر خود را خواهند گذاشت. تاثیرگذاری فروغ فرخزاد بر نوع نگاه جامعه از این دست بود. تاثیر عکسهای تو نیز در سالهای آینده در فرهنگ جامعه نمایان خواهد شد، اما تاثیرش بر سیستم مذهبی و تربیتی نظام، هماکنون نیز کاملن نمایان است. گلشیفته! این را بدان که هر حرکت تازهای، همیشه سرزنش و حرفهای نهچندان خوب بهدنبال دارد. تابوشکنها سالها سرزنش خواهند شنید. سرزنشهای زمان حال مهم نیست. در حال حاضر مهم این است که در مدت زمانی کوتاه، نخستین ضربهی هولناک را«اصغر فرهادی» با موفقیتهای جهانیاش بر هیچکسان وارد کرد و دومین ضربه را تو زدی، دو ضربهی پی در پی و این بسیار خوب است، و در این برهه از زمان و در چنین هنگامهای، کار تو از کار فرهادی هم دشوارتر بود، خیلی دشوارتر. تو حیثیت عُرفیات را فدای کارت کردی. درود بر تو دختر!
آنسه امیری - مجلهی اپیزود، شمارهی صدوبیستوسه هشتم بهمنماه 1390 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |