|
بیست و ششم شهریور ماه 1387 ، سی و یک سال از درگذشت بزرگ مرد موسیقی پاپ ایران»واروژان» گذشت. «واروژان هاخباندیان» در سال 1319 خورشیدی به دنیا آمد. دو ساله بود که مادرش را از دست داد و نزد پدربزرگ و مادربزرگ ماند. در هفت ساله گی مادربزرگش را نیز از دست داد و به پانسیون ایتالیایی ها رفت. تحصیلات موسیقی خود را در هنرستان عالی موسیقی تهران به پایان برد و سپس به کار آهنگ سازی و نیز تنظیم آهنگ روی آورد. ساز واروژان، پیانو بود و او این ساز را زير نظر آموزگارانى چون «روبن» ، «گريگوريان» و«لودويک وازيل» آموخت. پس از آن به آمريکا رفت و چهار سال بعد، دوباره به ايران باز گشت در حالی که همه ی زنده گی او موسیقی بود. «پرويز اتابکى» بنیانگذار استوديو «طنين»، واروژان را به عنوان تنظيم کننده ى ثابت استوديو طنین، به کار دعوت کرد و واروژان سال ها در این استودیو، زیباترین و ماندگارترین تنظیم ها را انجام داد. پیش از واروژان، کار تنظیم آهنگ در ایران، کاری مستقل نبود و خود آهنگساز این کار را انجام می داد. با آمدن واروژان، تنظیم آهنگ به شکلی مستقل متولد شد ، به همین دلیل عنوان تنظیم کننده، تداعی گر نام «واروژان» است.. نخستین کار واروژان در زمینه ی آهنگ سازی، ترانه ای با نام «بدرود» بود با شعر «ایرج جنتی عطایی» و صدای «ویگن». آخرین آهنگ او نیز که پیش از درگذشت اش پخش شد، «اجازه» نام داشت با اجرای«داریوش». واروژان برای ساختن موسیقی متن فیلم«صبح روز چهارم» برنده ی جایزه ی سپاس شد و آخرین کار او در زمینه ی موسیقی متن که پیش از درگذشت اش پخش شد، موسیقی متن مجموعه ی تلویزیونی «سلطان صاحبقران» بود. او در حال ساختن موسیقی فیلم«برفراز آسمان ها» دچار سکته ی قلبی شد، ده روز در بیمارستان بستری بود و روز بیست و ششم شهریور ماه بر فراز آسمان ها رفت. واروژان هنرمندی بود که در طی عمر کوتاه خود، اهل جار و جنجال و جمع کردن مال و منال نبود و زمانی هم که درگذشت از مال دنیا چیزی نداشت. حتا نخستین سالگرد درگذشت او نیز با سکوت برگزار شد و با این که پس از مرگ وی، عده ای از هنرمندان تصمیم داشتند اقداماتی در مورد او انجام بدهند، اما هیچ کاری نکردند. واروژان هنرمند آهنگسازی بود که بسیاری از آوازخوانان با آهنگ های او به شهرت رسیدند. نام اش زنده است و موسیقی اش زنده تر که او بزرگ مرد موسیقی پاپ ایران است. روانش شاد باد. شعری زیبا از خانم «زویا زاکاریان» برای همه ی آن هایی که موسیقی واروژان را دوست می دارند:
«واروژان» چه زود رفت و چه دیر گفتیم از آن دلی که دریا بود هنوز اون دل "دریایی" پُر از آواز دُرنا بود چه زیبا بود ، چه کم گفتیم خدایا غفلتِ ما بود هنوز " گهواره" ی خورشید پُر از نوزادِ فردا بود چه زیبا بود ، چه زیبا بود ... نمی رنجید مثلِ گل برگ اگر چه ، گُل تر از گُل بود شبِ آوار دل تنگی هنوز " پل" تحمل بود چه زود رفت و چه دیر گفتیم از اون یاری که تنها بود فروتنی که سالار شب ترانه ی ما بود چه زیبا بود ، چه زیبا بود... چراغ چشمِ شاعرها کجاست اون شمعِ روشن کو ؟ طلوع سبز " حرف" تو دل" شب زده" ی من کو ؟ کجاست اون توتکِ محزون که هم سوز غزل ها بود صدای گریه ی ابری که مرهم دل ما بود چه زود رفت و چه دیر گفتیم از اون یاری که تنها بود فروتنی که سالار شب ترانه ی ما بود چه زیبا بود ، چه زیبا بود ... چه زیبا بود ...
«زویا زاکاریان کتاب : طلوع از مغرب»
آنسه امیری - مجله اپیزود ،شماره دوازده سی ام شهریور ماه 1387 خورشیدی
|
|
copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved |