فصل جايزه‌های ادبی فرانسه در سال 2008 با معرفی فهرست نامزدهای چهار جايزه ی «فمينا»، «گنكور»، «مديسی» و «ردونو» آغاز شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، فرانسه به‌عنوان يكی از كشورهای پيشرو جهان در زمينه‌ی ادبيات، هرساله چندين جايزه و تقدير برای تمجيد از آثار برتر نويسنده گان داخلی و خارجی برگزار می‌كند.

در ميان تمامی اين جايزه‌ها، «گنكور» به لحاظ سابقه‌ی‌ طولانی‌اش به‌همراه جوايز ديگری چون «فمينا»، «مديسی» و «رنودو» از اهميت بيش‌تری برخوردارند.

جايزه‌ی «گنكور» برای اولين‌بار در بیست و یکم دسامبر 1903 برگزار شد، كه «جان آنتوان نائو» برای كتاب «نيروی دشمن» نام خود را به‌عنوان اولين برنده به ثبت رساند.

اين جايزه به ارزش پنج‌هزار فرانك، معروف‌ترين جايزه‌ی ادبی فرانسه است كه هر نويسنده فقط يك‌بار در طول عمر، مفتخر به دريافت‌ آن مي‌شود. در اين ميان «رومن گاری» يك استثنا بود، او در سال 1956 برای كتاب «ريشه‌های آسمان» و يك سال بعد از آن برای «زندگی در پيش رو» موفق شد دو بار اين جايزه را كسب كند.

سال گذشته «ژيل لروی» برای كتاب «آواز آلاباما» گنكور 2007 را به‌دست آورد و از برنده گان سرشناس اين جايزه در صد و پنج سال برگزاری آن می‌توان از «مارسل پروست» در سال 1929 برای «بيشه‌ای پرشكوفه» و «سيمون دوبووار» در سال 1954 نام برد.

امسال، پانزده نويسنده‌ نامزد اوليه‌ی دريافت گنكور 2008 شده‌اند، كه روز دهم نوامبر، فهرست نهايی آن اعلام خواهد شد.

از نكات جالب اين فهرست می‌توان به حضور «عتيق رحيمی» - نويسنده‌ی افغان مقيم فرانسه - اشاره كرد. او كه برای كتاب «سنگ صبور» نامزد شده است، در سال 1382 برای كتاب «خاك و خاكستر»، جايزه‌ی ادبی «يلدا»ی ايران را در بخش نويسنده گان غيرايرانی فارسی‌زبان كسب كرد.

 جايزه‌ی «فمينا» نيز در سال 1904 توسط گروهی از بانوان نويسنده‌ی فرانسوی با همكاری مجله‌ی «فمينا» راه‌اندازی شد. از نكات جالب توجه اين جايزه، هيأت‌داوران آن است كه همگی زن هستند. اين جايزه به ارزش پنج‌هزار فرانك، فقط مخصوص رمان و داستان است كه به يك نفر اعطا می‌شود.

«آنتوان دوسنت اگزوپری» سرشناس‌ترين نويسنده‌ی برنده‌ی جايزه‌ی «فمينا»ست كه در سال 1930 برای «پرواز شبانه» موفق به دريافت آن شد. برنده گان سال 2008 اين جايزه كه نبايد لزومن نويسنده گان زن باشند، روز سوم نوامبر معرفی خواهند شد.

امسال پنج اثر به نام‌های «آن‌جا زمين ما بود» نوشته‌ی‌ «ماتيو بلزی» ، «كجا می‌ريم پدر» نوشته‌ی «ژان لوييس فورنيه» ، «زيبايی دنيا» نوشته‌ی «ميشل لوبری» ، «روز عذاب» نوشته‌ی «كاترين ميلر» و «شكارچی شيرها» نوشته‌ی«اوليوير رولين» نامزدهای مشترك گنكور و فمينا هستند.

جايزه‌ی «رنودو» ديگر جايزه‌ی معروف ادبيات فرانسه، نيز هم‌زمان با ديگر جايزه‌های ادبی مطرح فرانسه نامزدهايش را معرفی كرد.

 اين جايزه در سال 1926 توسط چند منتقد هنری در تكميل جايزه‌ی گنكور راه‌اندازی شد و به نويسنده‌ای كه جايزه‌ی ادبی بزرگی دريافت نكرده است، اعطا می‌شود

«ژولين كراگ» تنها نويسنده‌ای بود كه در سال 1951 با وجود آن‌كه برای كتاب «ساحل جزيره‌ی سرت» موفق به كسب آن شد، اما از دريافتش خودداری كرد.

گفتنی است از سال 1996، بخش بهترين اثر تحقيقاتی نيز به جايزه‌ی «رنودو» افزوده شده است.

 سال گذشته «دانيل پناك» برای كتاب «مصيبت مدرسه» موفق به دريافت اين جايزه شد.

 برنده‌ی امسال «رنودو» هم روز دهم نوامبر معرفی خواهد شد. امسال «سليم باچی» برای كتاب «سكوت محمد (ص)»، «ميشل بريس» برای «زيبايی دنيا» و «اُليوير رولين» برای «شكارچی شيرها» نويسندگانی هستند كه علاوه‌ بر جايزه‌ی «رنودو»، به «فمينا» يا «گنكور» نيز چشم دوخته‌اند.

ديگر جايزه‌ی مطرح فرانسه، «مديسی» است كه در سال 1958 راه‌اندازی شده است. اين جايزه، دو نويسنده‌ی برتر را در دو بخش ادبيات فرانسه و ادبيات بين‌الملل معرفی خواهد كرد.

در بخش بين‌الملل، معروف‌ترين اثر، «در ساحل چسيل» نوشته‌ی« يان مك‌ايوان» است.

همچنين از ميان نامزدهای معرفی‌شده‌ی مديسی، چند كتاب هم‌زمان نامزد جوايز ديگر نيز شده‌اند، كه «آن‌جا زمين ما بود»، «آموزش بی‌قيد و بند»، «آينده‌ی درخشان»، «جايی كه پلنگ‌ها خانه دارند»، «رؤيای ماكياول» و «عبور از موزامبيك در هوايی آرام» نامزد جايزه‌ی گنكور و «بهترين سهم مردان» و «آن‌چه ما از بهترش داشته‌ايم» نامزد جايزه‌ی رنودو هستند.

كتاب «شكارچی شيرها» نوشته‌ی«اُليوير رولين» تنها اثری است كه هم‌زمان نامزد رنودو، گونكور، فمينا و مديسی است.  

 

ترجمه‌ی «سپيده‌دم، عصر يا شب» نخستين رمان «ياسمينا رضا» در ايران، حاصل همراهی يك‌ساله‌اش با «نيكولا ساركوزی» رييس‌جمهور فرانسه  منتشر شد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، به نوشته‌ی پشت جلد كتاب، «ياسمينا رضا» از ژوئن سال 2006 ميلادی سايه به سايه‌ی «ساركوزی» حركت می‌كند و لحظه‌ای او را تنها نمی‌گذارد. حتا در جلسات محرمانه و محافل خصوصی نيز ساركوزی را دنبال می‌كند و حاصل اين كنجكاوی‌ها، كتاب «سپيده‌دم، عصر يا شب» است.

«سعيد عجم‌حسنی» - مترجم كتاب - درباره‌ی آن نوشته است: چيزی نمانده تا رياست‌جمهوری «ژاك شيراك» به پايان برسد. ساركوزی، بخت اول دوره‌ی بعدی اين مقام از حزب« او.ام.پ.» مورد توجه‌ ياسمينا رضا - نويسنده‌ی فرانسوی ايرانی‌تبار - قرار می‌گيرد و به او پيشنهاد می‌كند برای نوشتن كتابی، او را در مبارزه‌ی انتخاباتی‌اش همراهی كند. ساركوزی بی‌درنگ موافقت می‌كند. نيكولا ساركوزی، پاييز 2006 مبارزات انتخاباتی فرانسه، اين‌ها ساده‌ترين عناصر داستانی ياسمينا رضاست.

«سپيده‌دم، عصر يا شب» از سوی انتشارات «كاروان» به چاپ رسيده است.

 

تندیس مومی «آدولف هیتلر» دو ماه پس از آن که یک بازدیدکننده ی خشمگین سر او را از تن جدا کرد، به موزه ی «مادام توسو» در برلین بازگردانده شد.

به گزارش خبرنگار مهر، خبرگزاری فرانسه اعلام کرد مدیریت موزه در بیانیه‌ای اعلام کرد مجسمه مومی «پیشوا» که او را در آخرین روزهای زنده گی خود در یک مخفی‌گاه زیرزمینی نشان می‌دهد، برای حفظ امنیت در یک محفظه شیشه‌ای نگه‌داری خواهد شد.

تندیس هیتلر پنجم ژوئیه در اولین روز افتتاح موزه ی «مادام توسو» در برلین مورد حمله یک مرد آلمانی چهل و یک ساله قرار گرفت. او در حالی که فریاد می‌زد «دیگر، جنگ بس است!» با کنار زدن دو نفر از ماموران حفاظت موزه، به طرف تندیس مومی آدولف هیتلر هجوم برد و سر او را جدا کرد.

ماموران پلیس بلافاصله این مرد را که قبلن پلیس بوده بدون هیچ مقاومت بازداشت کردند. او بعد آزاد شد، اما به اتهام تخریب اموال و ضرب و شتم یک مامور حفاظت تحت بازجویی قرار گرفت.

مدیریت موزه در بیانیه ی خود با اشاره به جنجال‌های به پا شده در مورد قرار گرفتن تندیس هیتلر گفت: همان طور که از ابتدا گفتیم آدولف هیتلر بیانگر مقطعی مهم از تاریخ آلمان است و همین مسئله حضور تندیس او را در این موزه قانونی می‌کند.

برابر با قوانین آلمان نمایش نمادهای نازی و آثار هنری که هیتلر را باشکوه جلوه بدهد، ممنوع است. تندیس هیتلر در این موزه لباسی خاکستری به تن دارد و با نگاهی محزون به پایین خیره شده است. دست راست او روی یک میز بزرگ چوبی است و روی دیوار پناهگاه زیرزمینی نقشه اروپا دیده می‌شود.

دیکتاتور نازی شامگاه سی‌ام آوریل 1945 در حالی که برلین تحت محاصره ی نیروهای متفقین قرار داشت، در مخفیگاه خود همراه همسر جدیدش «اوا براون» دست به خودکشی زد. او هنگام مرگ پنجاه و شش ساله بود.

 


 

فیلم سینمایی «میلیونر اسلامداگ» به کارگردانی «دنی بویل» بریتانیایی جایزه اصلی سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو را از آن خود کرد که با آرای مردم انتخاب می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، رویترز اعلام کرد فیلم پیروز جشنواره تورنتو 2008 یک ادای احترام به بمبئی و داستانی درباره یک رویاست. «میلیونر اسلامداگ» درباره ی یک نوجوان فقیر هندی به نام «جمال مالک» با بازی «دو پاتل» است که با حضور در نمایش تلویزیونی موفق «چه کسی می‌خواهد میلیونر باشد؟» فرصت میلیونر شدن را پیدا می‌کند.

فیلم جدید «بویل» تولید مشترک بریتانیا و آمریکا است و در تورنتو بسیار مورد استقبال قرار گرفت. «فریدا پینتو» دیگر بازیگر این فیلم به نمایندگی از بویل جایزه ی کادیلاک فیلم منتخب مردم را دریافت کرد. او گفت: این جا با خیلی چیزها برای اولین بار مواجه شدم. این اولین فیلم من، اولین برخوردم با مطبوعات و اولین جایزه‌ای است که می‌گیرم.

فیلمنامه ی «میلیونر اسلامداگ» را «سایمن بوفوی» با الهام از رمان «پرسش و پاسخ» ویکاس سواراپ نوشت و «آنیل کاپور» و «عرفان خان» دیگر بازیگران این فیلم هستند. «دو پاتل» بازیگر نقش شخصیت جمال متولد لندن است. «بویل» ابتدا امیدوار بود تمام بازیگران خود را از بالیوود انتخاب کند، اما به اعتقاد او : بازیگران هندی به اندازه کافی ظاهر بازنده‌ها را نداشتند.

«میلیونر اسلامداگ» از بیست و هشتم نوامبر در آمریکای شمالی به نمایش درمی‌آید. فیلم در عین حال فیلم اختتامیه پنجاه و دومین جشنواره لندن است که بیست و چهارم مهر تا نهم آبان برگزار می‌شود. «بویل» پنجاه و دوساله، سازنده ی فیلم‌های «گور کم‌عمق»، «قطار بازی»، «ساحل»، «بیست و هشت روز بعد» و «آفتاب» است. او در 1994 برای «گور کم‌عمق» جایزه ی صدف نقره‌ای جشنواره ی« سن سباستین» را برد.

تورنتو از آن جهت که تماشاگران عادی به راحتی به بلیت‌های آن دسترسی دارند اغلب «جشنواره ی مردم» نامیده می‌شود. این جشنواره بخش مسابقه رسمی و هیئت داوری ندارد، اما در پایان جشنواره بهترین فیلم با آرای تماشاگران انتخاب می‌شود که جایزه‌ای نقدی به ارزش پانزده هزار دلار با آن همراه است. 

جشنواره تورنتو از دیرباز به شکل غیررسمی آغازگر فصل جوایز سینمایی و آشنایی با رقبای احتمالی بوده، اما امسال از فیلم‌های به نمایش درآمده چندان استقبال نشد و استودیوهای مطرح هالیوود آشکارا نمایش فیلم‌های مطرح خود را به اواخر سال موکول کردند.

فیلم بریتانیایی «گرسنگی» به کارگردانی «استیو مک‌کوئین» درباره شش هفته آخر زنده گی «بابی سندز» مبارز ارتش جمهوریخواه ایرلند جایزه ی «دیسکاوری» جشنواره ی تورنتو را برد و جایزه «فیپرشی» به فیلم بریتانیایی Lymelife به کارگردانی «دریک مارتینی» رسید.

دیگر برنده گان جشنواره ی تورنتو امسال عبارتند از«بدنامی» به کارگردانی استیو جیکابس تولید مشترک استرالیا و آفریقای جنوبی که بر مبنای رمانی به همین نام نوشته «جی. ام. کوتزی» نویسنده ی اهل آفریقای جنوبی ساخته شده و «ترانه ی گمشده» به کارگردانی رودریگ ژان که جایزه ی بهترین فیلم کانادایی را برد.

پارسال جایزه ی اصلی جشنواره تورنتو به «قول‌های شرقی» دیوید کراننبرگ رسید که «ویگو مورتنسن» به خاطر بازی در آن نامزد اسکار شد. سیصد و دوازده فیلم بلند و کوتاه از شصت و چهار کشور در ده روز برگزاری جشنواره ی تورنتو 33 با هم رقابت کردند. «برف» ساخته ی «آیدا بگیچ» نماینده ی ایران در تورنتو بود و در بخش دیسکاوری پخش شد و«سمیرا مخملباف» با «اسب دوپا» در این بخش حضور داشت.

سی و سومین جشنواره فیلم تورنتو از چهارم سپتامبر (چهاردهم شهریور) با فیلم کانادایی «پشندیل» به کارگردانی پل گراس آغاز ‌شد که داستانی عاشقانه با موضوع جنگ جهانی اول است. این جشنواره روز شنبه با نمایش فیلم «سنگ سرنوشت» ساخته ی چارلز مارتین اسمیت به پایان رسید.

 

«گونتر گراس» نويسنده‌ی آلمانی برنده‌ی‌ نوبل ادبيات،  در تلاش است تا با برگزاری يك همايش آكادميك، گامی در جهت اتحاد كره‌ی ‌شمالی و كره‌ی ‌جنوبی بردارد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، گونتر گراس كه در ديدار سال 2002 خود از سئول اعلام كرده بود، روند اتحاد دو كره بايد سريع‌تر از به‌هم پيوستن آلمان ‌شرقی و غربی باشد، سعی دارد تا برای نيل به اين هدف، نقش ميانجی را ايفا كند.

درهمين راستا، خالق «طبل حلبی» قصد دارد تا از هنرمندان و دانشمندان دو كره، برای حضور در يك همايش مشترك آكادميك كه در آلمان برگزار خواهد شد، دعوت كند.

به گزارش KBS، يك گالری شهر برلين در اين‌باره اعلام كرد اين همايش در لوبك - زادگاه گونتر گراس - برگزار خواهد شد و تاريخ آن هنوز مشخص نشده است.

گراس كه در سال 1999، جايزه‌ی‌ نوبل ادبيات را كسب كرد، خالق آثار مطرحی چون «موش و گربه» (1961) ، «سال‌های سگی» (1963) ، «طبل حلبی» (1959) ، «پوست كندن پياز» (2007) ، «كشور من» (1999) و «دو كشور، يك ملت» (1990) است.

 

 

 «نیکُل کیدمن» بازیگر برنده ی اسکار، احتمالن در فیلم حادثه‌ای ماجرایی«اعجاب هشتم» بر مبنای فیلم نامه‌ای از«سایمن کینبرگ» نقش‌آفرینی و آن را تهیه می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، هالیوود ریپورتر اعلام کرد جزئیات طرح داستانی هنوز اعلام نشده، اما داستان درباره یک کشف باستان‌شناسی است که به رقابتی جهانی ختم می‌شود.

هدف، ساخت فیلمی است که ویژگی‌های«مهاجمان صندوقچه ی گمشده»، مجموعه فیلم‌های «بورن» و «جیمز باند» را با هم دارد. «کیدمن» و «کینبرگ» پیش از این در فیلم «آقا و خانم اسمیت» همکاری کردند که کینبرگ فیلم نامه‌نویس آن بود.

او اخیرن فیلمنامه ی دو فیلم «شب در موزه 2» و «شرلوک هلمز» را بازنویسی کرد و روی اقتباسی جدید از «تعطیلات آسترمن» کار می‌کند. کیدمن چهل و یک ساله فیلم «استرالیا» به کارگردانی باز لورمان را آماده ی نمایش دارد.

او سال 2003 برای فیلم «ساعت‌ها» برنده ی اسکار شد و برای «مولن روژ» نیز نامزد اسکار بود. «آرامش کامل»، «همیشه بتمن»، «پرتره‌ای از

یک بانو»، «چشمان تمام بسته» ، «دیگران»، «داگ‌ویل» ، «کلد مانتین» و «مترجم» از دیگر فیلم‌های اوست.

 

 

نوه ی«آگاتا کریستی» نویسنده ی انگلیسی رمان های معمایی و جنایی، نوارهای آخرین مصاحبه های آگاتا کریستی را پیدا کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر،  به نقل از آسوشیتد پرس، در این مصاحبه ها «کریستی» به زبان خود درباره ی مراحل تکوین و خلق شخصیت هایی چون خانم مارپل و هرکول پوارو پرداخته و جزئیات ارزشمندی را از زنده گی ذهنی خود با این شخصیت ها بازگو کرده است.

«متیو ریچارد» نوه ی آگاتا کریستی که مدت ها پیش هنگام وارسی اثاثیه ی مادربزرگ خود این نوارها را پیدا کرده بود در این مورد به آسوشیتد پرس گفت:

«این نوارها با یک دستگاه ضبط صوت بسیار قدیمی ضبط شده بودند که در گذر زمان کاملن مستهلک و خراب شده بود. من وقتی از پیدا کردن نمونه مشابه آن در بازار ناامید شدم از آن جا که جرات واگذاری این نوارها را به کس دیگری نداشتم خودم سعی کردم دستگاه ضبط صوت کهنه و فرسوده مادربزرگم را تعمیر کنم. از بخت خوش بالاخره این کار جواب داد و معجزه ی شنیدن دوباره ی صدای آگاتا کریستی پیش از همه چیز خاطرات قدیم را به یادم آورد و این یادگاری خانواده گی را بیش از گذشته برایم ارزشمند ساخت.»

آگاتا کریستی در این نوارها با لهجه و واژگانی پالوده به انگلیسی فخیم از خاستگاه کارآگاهان قصه هایش سخن گفته و درضمن این صحبت ها اشاره به جزئیاتی دارد که پرده از پاره ای مقاطع تاریک زنده گی او برمی دارد.

گمان می رود این مصاحبه ها در اواخر دهه شصت با کریستی انجام شده باشند و ترتیب متوالی آن ها گویا با مرگ کریستی در 1976 به پایان رسیده است.

این نوارها اینک همگی پالایش صوتی شده و نسخه های دیجیتالی از آن ها تهیه شده است، ولی بازماندگان کریستی هنوز تصمیم قطعی درمورد انتشار آن ها نگرفته اند.

 

مجله ی اپیزود ، شماره دوازده

سی ام شهریورماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved