از روزی که ماجرای همکاری و کنسرت های احتمالی «گوگوش» و «داریوش» از طریق مجله ی جوانان و تلویزیون آقای نادر رفیعی به اطلاع مردم رسید، حرف های متفاوتی در این باره گفته شده و نظرات و شایعات زیادی نیز در این زمینه شنیده می شود.

داستان از این قرار ست که مجله ی جوانان به طریق «دیوار گوش دارد» متوجه شد که گویا قرار است گوگوش و داریوش با هم همکاری داشته باشند و کنسرت های مشترک برگزار کنند. همچنین شنید که این موضوع در دیدارهای بین «داریوش» و «مهرداد» بین شان رد و بدل شده و از آن جا که داریوش در لس انجلس نبود، مجله جوانان با مهرداد تماس گرفت و از او و داریوش گله کرد که چرا مورد به این مهمی را از مجله ای که از سال های قبل دوست این دو هنرمند بوده ، پنهان می کنند و این مجله باید چنین خبری را از کسان دیگری بشنود.

به همین دلیل مهرداد ضمن گفت و گویی با مجله ی جوانان، داستان دیدارهایش با داریوش و این که چرا این دیدارها مخفی نگاه داشته شد و نیز ماجرای همکاری گوگوش و داریوش را مطرح کرد. مجله ی جوانان سخنان مهرداد را در دو صفحه منتشر کرد و آقای نادر رفیعی هم بخش هایی از این مطلب دو صفحه ای را در برنامه ی خود خواند.

اما گویا عده ای حساسیت شنوایی و بینایی شان  کمی مختل شده و حرف ها و خبرها را هر طور که دل تنگ شان می خواهد، تفسیر می کنند.

در این میان، برخی طرفداران خانم گوگوش وآقای داریوش هر کدام از خودشان مطالبی را عنوان می کنند، حدس می زنند و بر پایه و اساس حدسیات خود ماجرا را به جلو می رانند.

کسی  که خود را «رامونا نیرومند» و طرفدار داریوش معرفی کرده، به یکی از گروه های هوادار گوگوش، ایمیلی می فرستد که در این ایمیل از همکاری گوگوش و داریوش می نویسد و این که «داریوش» از موضوع این همکاری مشترک بی اطلاع بوده و بسیار عصبانی ست. این ایمیل ساعاتی پیش از انتشار اپیزود به دست من رسید.

نویسنده ی ایمیل همچنین یک فایل صوتی هم همراه ایمیلش می فرستد که این فایل حاوی صدای خانم گوگوش از طریق تلفن است در یک برنامه ی تلویزیونی و این که خانم گوگوش در باره ی همکاری با داریوش صحبت می کند.

 آن ها که این فایل را دیده اند حتمن متوجه شده اند که فایلی که حاوی صدا و عکس خانم گوگوش است، لوگوی (ان آی تی وی) را بر خود دارد و می دانید که (ان آی تی وی) دو سالی است که تعطیل شده ، اما نویسنده ی ایمیل این فایل را به همراه ایمیل خود به این دلیل  فرستاده که بگوید خانم گوگوش این حرف ها را به تازه گی در تلویزیون گفته ، به عبارت ساده تر می خواهد دیگران را با این فایل صوتی فریب بدهد و بگوید که «مهرداد» این حرف ها را از خودش ساخته و  گوگوش و داریوش هیچ کدام از این ماجرا اطلاع ندارند. این ترفندی است که رامونا نیرومند به کار گرفته و مشخص است که در این امر تنها هم نیست.

اما ماجرای این فایل و حرف های خانم گوگوش برمی گردد به دورانی که آقای امیرقاسمی جلوی دوربین تلویزیون اش و هم چنین آقایان «سعید صیام» و «شهرام شهرابی» گفته بودند که ما به خانم گوگوش پیشنهاد دادیم که کنسرت مشترک با داریوش بگذارد و خانم گوگوش گفت که نه، من فقط با مهرداد می خوانم. هواداران خانم گوگوش که ماجرای اختلاف گوگوش و امیرقاسمی را دنبال می کردند حتمن این موضوع را به یاد دارند. در واقع خانم گوگوش داشت می گفت که امیرقاسمی و صیام و شهرابی به من پیشنهاد کنسرت مشترک با داریوش را نداده اند.

اصلن لوگوی(ان آی تی وی) که بر روی این فایل است، خود به تنهایی نشان می دهد که این فایل و گفته های خانم گوگوش مربوط به چند سال پیش است و به موضوع اخیر ربطی ندارد.

من عین ایمیل «رامونا نیرومند» که با حروف انگلیسی نوشته شده را به فارسی نوشته ام که راحت تر بخوانید. ایمیل اصلی ایشان نیز موجود است. ایمیل را بخوانید و ببینید که این خانم که خود را هوادار داریوش و همچنین گوگوش معرفی می کند، آیا به واقع می تواند هوادار باشد؟؟ به نظر من ، ایشان نه فقط هوادار داریوش نیست، بلکه یک منافق است که می خواهد آب را گل آلود کند و ماهی بگیرد.

جاهایی که در مورد«مهرداد» نوشته و من در مقابل نام مهرداد، سه نقطه گذاشته ام، ناسزاهای ایشان به مهرداد است که دقیقن تربیت خانواده گی خود را نشان داده است.

ایمیل رامونا نیرومند:

با سلام خدمت همگی

من نمی دونم شما صحبت های گوگوش را شنیدید یا نه؟ اما اگر نشنیدید حتمن این کارو انجام بدید.

دیروز صحبت ها و اتفاقاتی که بدون اطلاع آقای داریوش عزیزرخ داده بود به گوش ایشون رسیده شد و بسیار عصبانی بودن. داریوش عزیز در حال حاضر پاریس هستند.

و من به عنوان کسی که گوگوش را دوست داره به خاطر هنرش و استعداد عجیبش و به خاطر گوگوش بودنش(گوگوشی که قبل از رفتن از ایران بود) براش احترام قائلم و در این شکی نیست که اسطوره هست. اما کارهاشو تایید نمی کنم، اما به خودشون ربط داره نه کس دیگه. احساسم به گوگوش عزیز هیچ وقت عوض نشده نمی شه و نخواهد شد. اما دیدم دید زمانی که نمی شناختمش نیست و عوض شده.

داریوش و گوگوش جفتشون هنرمندای ما هستن. صد در صد ایمان داریم این مسئله رو که هیچ کدوم وابستگی به هم ندارن و تا امروز با موفقیت کارشونو پیش بردن.

و این ... مهرداد همان طور که همه رو از دور گوگوش پروند، تا خودش بشه همه کاره، حالا می خواد این فیلمو ساز کنه که رابطه ی این دو رو به هم بزنه. و تا حدی تا همین لحظه موفق بوده.

ما طی صحبت هایی که با مدیر گروه داریوش داشتیم و طرفداران داریوش عزیز، هیچ کس این مسئله را تایید نمی کنه. چون تنها بویی که از این قضیه میاد استفاده از شخصیت بزرگی هست که داریوش عزیز داره. مخصوصن شخصیت اجتماعی این بزرگ مرد.

امیدوارم لحظه ای تعصبات شخصی خودتونو بگذارید کنار و به این مسئله واقع بینانه نگاه کنید.

امیدوارم داریوش عزیز با این همه لطفی که به طرفدارانش داره تا این حد که جمعه ی هفته ی گذشته برنامه ی voicechat ترتیب داد تا در کنار طرفداراش باشه (هرچند هیچ کس لیاقت این همه لطف داریوش عزیز رو نداره ، همان طور که هیچ کدوم از هنرمندان مطرح این کارو نمی کنن) این مسئله رو در نظر بگیره که کسی و مخصوصن طرفداراش اصلن از این قضیه خوش حال نیستن.

اگر این اتفاق بدون دخالت مهرداد... و با موافقت این دو عزیز افتاده بود واقعن به قول معروف حادثه بود، اما در حال حاضر نه تنها حادثه نیست بلکه سوء استفاده از شخصیت داریوش، مخصوصن شخصیت اجتماعیش هست.

در حال حاضر من به عنوان یکی از دوستداران گوگوش فکر می کنم گوگوش یا باید تنها کار کنه یا با مهرداد، نه با داریوش.

مرسی از توجه تون.

به امید موفقیت گوگوش عزیز.

خانم نیرومند که به نظر می رسد که فقط در نفاق و دو بهم زنی نیرومند است، گویا اصلن مطلب مجله ی جوانان را نخوانده است. حتا یک لحظه هم به ذهنش نرسیده و از خودش نپرسیده که به چه دلیلی مهرداد باید بیاید و ماجرای احتمال همکاری گوگوش و داریوش را در مجله ی جوانان بگوید؟ مجله ای که به دست ایرانیان سراسر جهان می رسد (به جز ایران). این کار چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ یعنی این که مهرداد آیا نمی داند که اگر حرف اش نادرست باشد و آن را در رسانه ها بگوید، این حرف به گوش داریوش خواهد رسید؟ آیا این را نمی داند؟  پس یقین بدانید که چنین دیدارهایی بین مهرداد و داریوش انجام گرفته و حرف کنسرت های مشترک گوگوش و داریوش هم مطرح شده.

به جز این، همکاری گوگوش و داریوش چه نفعی به حال مهرداد دارد؟ مهرداد که خود اعلام کرده که اصلن در این پروژه حضور نخواهد داشت و هیچ نقشی ندارد، بنابراین از کنسرت های مشترک گوگوش و داریوش چه سودی می برد؟ مهرداد به طور صریح اعلام کرد که در این پروژه نه جزء خواننده گان است و نه جزء سازنده گان. اصلن اگر گوگوش و داریوش این همکاری را قبول بکنند یا نکنند چه نفعی به مهرداد می رسد؟

شما که می گویید مهرداد همه را از اطراف گوگوش پراکنده کرده، خُب حالا پس چه دلیلی دارد که مهرداد می گوید دوست دارد که همکاری گوگوش و داریوش سر بگیرد؟ اگر کسی می خواهد که فقط خودش در کنار گوگوش باشد، دیگری را به همکاری با گوگوش دعوت نمی کند و اصلن علاقه ای به این همکاری نشان نمی دهد!! اصلن حیرت انگیز است!!! تا دیروز که می گفتند گوگوش با مهرداد نباید بخواند، باید با همکاران قدیمی اش کار کند، امروز اما می گویند با داریوش هم نباید بخواند، بهتر است با مهرداد بخواند... عجب جماعت غم انگیزی هستند این جماعت هواداران!!!

برخلاف خانم نیرومند و همتایان شان، به باور من کنسرت مشترک و همکاری گوگوش و داریوش بسیار هم زیباست. زیبا و خاطره انگیز. اما خانم نیرومند با این همه مخالفتی که با این همکاری دارند، در نوشته های غیرمنطقی شان توضیح نداده اند که چرا داریوش نباید با گوگوش بخواند؟ چه گونه است که وقتی داریوش با هنرمندان دیگری چون «منصور» ، «کامران و هومن» و «هنگامه» کنسرت مشترک می گذارد، هیچ اشکالی ندارد؟ چه گونه است که کنسرت مشترک «داریوش» و «ابی» اشکالی نداشت و خیلی هم خوب بود و هیچ سر و صدای مخالفی هم شنیده نشد؟ چرا پس همکاری داریوش با گوگوش اشکال و ایراد دارد؟ ببینید که حرف های کسانی از جنس خانم نیرومند تا چه حد غیر منطقی است. 

و نکته ی جالبی که این خانم نابغه گفته، این ست که مهرداد می خواهد روابط داریوش و گوگوش را به هم بزند!!!   مگر گوگوش و داریوش با هم ارتباطی هم دارند که مهرداد یا هر کسی دیگر  بخواهد این ارتباط را به هم بزند؟ در تمام مدتی که خانم گوگوش در خارج از ایران به سر می برند، آیا این دو هنرمند با هم دیدار و ملاقاتی داشتند؟  اگر ارتباط داشتند که داریوش مستقیمن نزد گوگوش می رفت و می گفت دوست دارد که با هم همکاری داشته باشند، پس چرا این موضوع را از طریق مهرداد به گوش خانم گوگوش رساند؟؟

مهرداد چه گونه می تواند نادرست بگوید وقتی نفر سومی هم به نام «مشیت» از اعضای ارکستر داریوش به عنوان شاهد، در همه ی دیدارهای داریوش و مهرداد حضور داشت؟؟

همه ی این حرف ها و شایعات و دروغ ها به این جهت گفته می شود که کسانی از جنس رامونا نیرومند که همیشه می گفتند مهرداد نمی گذارد که گوگوش با همکاران دیگرش کار کند، اینک می بینند که خود مهرداد بیش از همه مایل است که گوگوش با همکاران دیگرش کار کند، به همین دلیل است که مستقیم به سمت مهرداد نشانه گرفته اند که چرا چند سال زحمات شایعه سازی بی پایه و اساس این جماعت شایعه ساز را به هم ریخت!!

من حیرت می کنم این هنرمندان ما، این سوپراستارهای ما چرا سوگند سکوت خورده اند؟ چرا خودشان با مردم  حرف نمی زنند که این بساط هواداران و حدس و گمان های شان برچیده شود؟ مگر حرف زدن خیلی دشوار است؟ چرا با سکوت شان اجازه می دهند که هر کسی هر چه دلش می خواهد بگوید، هر حدسی دلش می خواهد بزند و حدس و گمان خود را نیز واقعی تصور کند و به دیگران منتقل کند؟ چرا این دو بزرگ موزیک ایران اجازه می دهند که هواداران شان  به نفر سومی که هیچ نقشی در این همکاری ندارد توهین کنند و ناسزا بگویند؟

این چه بساطی ست که به دلیل سکوت و حرف نزدن های به موقع این دو هنرمند بر پا شده است؟ زمانی که انسان می تواند سخن بگوید و شک و حدس و گمان ها را برطرف کند، چرا باید سکوت اختیار کند که شایعات بالا بگیرد؟ آیا این هم نوعی کلاس گذاشتن است؟ مقام و منزلت را بالا می- برد؟

یه یاد دارم که داریوش عزیز در یکی از کنسرت ها، گویا گفته بودند که «زمانی که سکوت می کنند، شایعه جای حقیقت را می گیرد» یا چیزی شبیه به این ... آقای داریوش ، هنرمند گرامی! پس چرا خودتان سکوت می کنید که این گونه شایعات بی اساس پخش شود و حرف هایی که مشخص نیست شما گفته اید یا نگفته اید، با نام شما بر سر زبان ها بیفتد؟

اما من به هیچ عنوان نمی توانم باور کنم که داریوش گفته باشد که من از این داستان همکاری اطلاعی ندارم و از این موضوع عصبانی شده باشد، این دروغ محض است. حالا چرا باور نمی کنم؟ به این دلیل که داریوش یک هنرمند حرفه ای است و می داند که حرف های مهرداد سراسر حقیقت است و می داند که گفته های مهرداد از طریق دو رسانه ی معروف  به اطلاع مردم رسانیده شده ، یکی مجله ی «جوانان» و یکی هم تلویزیون آقای «رفیعی». بنابراین اگر داریوش از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرده باشند، چون هنرمندی حرفه ای هستند و به قوانین آشنایی دارند، می دانند که باید حرف شان از طریق رسانه ها گفته شود و نه در جمع هواداران. حرفی که فقط در جمع خصوصی هواداران گفته می شود، حرف رسمی به حساب نمی آید. به این دلیل است که می گویم من چنین سخنانی را از طرف داریوش باور نمی کنم.

داریوش که بنابه گفته ی خانم نیرومند!!!، شخصیت اجتماعی بالایی دارد، هرگز نمی آید حرف اش را در بین هواداران زمزمه کند، بلکه با کمال شهامت، در رسانه های مختلف نظرش را اعلام می کند. داریوش هنرمند یک سال و دو سال و  ده سال که نیست، چهل سال سابقه هنری دارد و خیلی بهتر از هواداران می داند که حرف رسمی را باید از طریق رسانه های عمومی گفت و نه این که درگوشی زمزمه کرد.

باور کنید این نوع هواداران به جای این که هنرمند خود را بالا ببرند ، با این رفتارها و حرف های نابهنجار و نسنجیده ، بیش تر هنرمند را به زمین می زنند. دوست داشتن و ارزش نهادن به هنرمند، فقط از طریق گفتن کلمات عزیز و جان و نازنین و قربونت برم و این گونه کلمات نیست، هوادار باید با رفتار و گفتارش هنرمندش را دوست داشته باشد، نه این که از قول هنرمند، سخنان کذب شایع کند.

هوادار می تواند نظرات خود را در باره ی کار هنرمندش بگوید، اما نه آن که فرمان صادر کند که چون ما از این کار خوش مان نمی آید پس تو هنرمند هم حق نداری این کار را انجام بدهی. نه این که مثل خانم نیرومند!!! با این که خود می گوید هوادار داریوش است، اما برای گوگوش تکلیف تعیین کند که با چه کسی بخواند و با چه کسی نخواند.

 

آقای داریوش! خانم گوگوش!

 لطفن در مورد موضوعی که مربوط به شما دو نفر است و این همه بلوا به راه انداخته، سکوت نکنید، لطفن حرف بزنید ، حرف دل تان را بزنید ، باور کنید که سکوت، نه بیش از این جایز است و نه مقام و منزلت کسی را بالا می برد.

وقتی شما دو هنرمند گرامی سکوت می کنید، آن دیگران این جسارت را پیدا می کنند که فایل صوتی چند سال پیش را به عنوان مدرک ماجرای امروز،  به کسانی که در این زمینه آگاهی ندارند، تحمیل کنند. هیچکس انتظار ندارد که شما دو هنرمند هر هفته به تلویزیون ها بیایید و شایعات را تکذیب کنید، اصلن نیاز به چنین کاری نیست، اگر یک بار در مقابل این توطئه چینی ها سکوت خود را بشکنید و حرف تان را محکم بگویید، منافقان توطئه گر دیگر جرات نمی کنند چنین شایعاتی را بین مردم پخش کنند. به قول معروف« کم گوی و گُزیده گوی چون دُرّ» اما سکوت جایز نیست.

گفته های مهرداد که در مجله ی جوانان چاپ شده ، به طور کامل در این شماره از «اپیزود» نیز منتشر شده است، کسانی که مطلب را نخوانده اند و یا نصفه نیمه شنیده اند، لطف کنند مطلب را با دقت بخوانند و بعد قضاوت کنند که آیا اگر گفته های مهرداد حقیقت نباشد، در یک مجله ی با سابقه و معتبر که  مدیر آن آقای «مهدی ذکایی» است چاپ می شود؟ آقای «ذکایی» کسی است که هم با گوگوش و هم با داریوش رفاقت دیرینه دارد و با هر دو هنرمند نیز در تماس است ، چنین کسی حرف هایی را که مطمئن نباشد حقیقت است، آیا در مجله اش چاپ می کند که اعتبار خود و مجله اش را زیر سوال ببرد؟؟

کنسرت داریوش و گوگوش می تواند حادثه ی خوشی باشد اگر که این دو هنرمند خودشان نیز سخنی بگویند، خودشان بیایند بگویند که آیا با کنسرت های مشترک موافق اند؟ آیا به نتیجه ای در این زمینه رسیده اند؟ یک بله یا خیر گفتن که این همه مکافات ندارد.

اگر این دو هنرمند گرامی دوست نداشتند که تا رسیدن به نتیجه ی نهایی، سخنی در این مورد گفته شود، اگر دوست می داشتند که تا رسیدن به نتیجه ی نهایی، این موضوع مسکوت بماند، حق شان بود، ولی حال که «دیوار گوش دارد»، حال که ماجرا برملا شده، این سکوت کردن چه معنی می دهد؟ این سکوت چه فایده ای دارد به جز این که به شایعات دامن می زند و شایعه را به جای حقیقت می نشاند؟

فقط امیدوارم هم گوگوش عزیز و هم داریوش عزیز، پس از این که دوران طلایی سکوت را با موفقیت پشت سر گذاشتند، با مردم سرزمین خود، با هواداران خود، صحبت کنند ، خودشان حرف شان را بگویند، نه این که هواداران به جای آن ها حرف بزنند.  خودشان پاسخ نهایی را برای این کنسرت های مشترک بگویند و اجازه ندهند که شایعه همه ی جامعه ی هنری و غیر هنری را در خود غرق کند.  

 

 آنسه امیری - مجله اپیزود ، شماره دوازده

سی ام شهریور ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved