روزگار عجب بازی‌ها که ندارد. هنوز از مصاحبه‌ی جنجالی آقای «قنبری» نگذشته بود که شبکه‌ی «تپش» برای یادمان عزیز از دست رفته، ترانه‌نویس و شاعر گران‌مایه «تورج نگهبان» برنامه‌ی «Un – Cut » مربوط به ایشان را باز‌پخش نمود و از دل برنامه مسائلی را می‌توان بیرون کشید که برای آگاهی آقای «قنبری» و خواننده‌گان «اپیزود» ارائه می‌دهم.

1- در ابتدای قسمت دوم این برنامه، مجری از زنده یاد «تورج نگهبان» می‌پرسند که :«آیا اعتقاد دارید به این ترانه‌ی نوین که صحبت می‌شود؟» ایشان در جواب می‌گویند:« این چیزی ندارد! ترانه‌ی نوین درسته! اشتباه نمی‌کنم! چیزی که مربوط به "جنتی‌عطایی" و...»

چه گونه است که ترانه‌ی نوین که با نام «قنبری» آغاز می‌شود را ابتدا ذکر نمی‌کند؟ مثل این می‌ماند که از شما بپرسند:« شعر سپید با چه کسی در ایران آغاز شد؟» و شما در جواب بگویید:« فروغ!!»

 آیا نکته در این نیست که «شهیار قنبری» حتا از دید یک ترانه‌نویس قدیمی و همکار هم‌استودیو(طنین) نیز فراموش شده است؟ یا در جایی دیگر از دو همکار «قنبری» به خوبی یاد می‌کند، ولی امروز ِ «شهیار» را نمی‌پسندد!

« ... اردلان به من تلفن کرد، یادش به‌خیر، چقدر بچه‌ی باذوقیه اردلان سرفراز، گفت: آقا می‌دونم که ما همیشه با هم... خیلی به شما ارادت داریم...فلان...دعوا نمی‌کنی!! گفتم: چی شده؟ گفت: ما از شما دزدی کردیم! گفتم: چه طور؟ گفت: مصادره کردیم!

گفت: شما گفتید: منم آن‌که برای تو می‌میرد/ نفسم ز خیال تو می‌گیرد!

منم گفتم: ای که تویی همه کسم/ بی تو می‌گیره نفسم!

درود بر اردلان عزیز، این‌قدر خوشم میاد از ساده‌گی! به همین جهته این ترانه‌هاش جالبه! یا ایرج جنتی عطایی! اینا بچه‌های خوش فکری هستن! منتها ترانه‌ی نوین که می‌گن مبتذل هیچ‌وقت نگفتن! من اینارو به عنوان ترانه‌های خوب، خود من واقعن لذت می‌برم! یا «شهیار» در گذشته کارهای خیلی خوبی یا بهتری از کارای امروزشه!!

امیرقاسمی: چرا؟

تورج نگهبان: نمی‎‌دونم، یا کاراش زیاد شده، یا این‌که به اصطلاح سفارش بش زیاد میدن، خب خواه‌ناخواه یه نفر مثل شهیار قنبری آدم اهل معناست! آدم اهل در خود فرورفتنه! اگر قراره بشینه بنویسه، این کار نمی‌شه که!!!! ...»

در همین بخش زنده‌یاد «تورج نگهبان» به روشنی از دو نفر از سه تفنگدار ترانه‌ی نوین پیش از «شهیار قنبری» نام می‌آورد_با این‌که سرآغاز ترانه‌ی نوین «قنبری» است_ و تازه در انتها آن‌چنان که باید از او به خوبی یاد نمی‌‌کند!! اما نکته‌ی باریک تر ز مو جایی‌ست که از «اردلان سرفراز» با عنوان یک هنرمند باشعور یاد می‌کند که با شهامت از اقتباس خود گفته و حالا ایشان را با «شهیار قنبری» مقایسه بفرمایید که ازهمه عالم و آدم خُرده می‌گیرد جز جناب‌شان!!!! که آقا فلانی از من تعبیرات‌ام را کِش رفته و بهمانی اَله کرده و... اما به خود ایشان که می‌رسد «اُریجینال» تشریف دارند!!

2 - نکته‌ی حیرت‌انگیز این مصاحبه حافظه‌ی مثال‌زدنی زنده‌یاد «تورج نگهبان» بود! تصنیف‌های سی-چهل سال پیش را به خوبی به یاد می‌آورد! حالا مقایسه کنید با حافظه‌ی ترانه‌نویس جوان‌تر «شهیار قنبری» که یک مصرع بسیار کوتاه را چند بار خواند تا روال منطقی آن مصرع نجات‌اش داد! یا حتا نقل خاطرات را هم جعل می‌کرد و...

3 - نکته‌ای که بی‌شماری از به اصطلاح روشن‌فکران را به خشم می‌آورد، منهای عده‌ای که منطقی هستند، آن بخش از سخنان «تورج نگهبان» بود که به «اصول دین» پرداخت! این‌که به صرف قبول نداشتن یک نظام خاصه یک حکومت، از بیخ و بُن اعتقادات مردم را زیر سوال ببریم و... ختم کلام «تورج نگهبان» خطاب به این دسته چنین بود:

« متاسفانه آن‌قدر آزرده شده‌اند از جمهوری اسلامی دوستان که فکر می‌کنند، به تمام آن‌چیزهایی که یک عمر پدران‌شان، پدربزرگ‌هاشان، معتقد بوده اگر مخالفت کنند، فحش بدهند، دل‌شان خنک می‌شود!! این نیست! جمهوری اسلامی من هم با آن میانه‌ای ندارم! حداقل شما می‌دانید! من برنامه‌ام سیاسی است! من برنامه‌ام ضد این صحبت‌هاست! ولی در برنامه‌ی من هرگز به خودم اجازه نمی‌دهم که یک میلیارد و دویست سیصد میلیون نفر اشتباه می‌کنند و من درست می‌گویم!! بسیار آدم احمقی هستم اگر چنین فکری بکنم!!!!»

بند چهارم را محض اطلاع جناب «قنبری» می‌نویسم!

4 - «شهیار قنبری» در برنامه‌ی شانزدهم «Wanted» جایی در ابتدای برنامه که از «تورج نگهبان» یاد می‌کند، در پایان روضه‌اش می‌گوید:« ابرستاره‌گان هم‌چنان غایبند! ابرستاره‌گانی که هنوز در ضیافت‌هاشان ترانه‌های بزرگی چون «تورج نگهبان» را می‌خوانند! اما وقتی شاعر می‌میرد کسی دیگر با او کاری ندارد!»

خدمت جناب «قنبری» عارض شوم که این ابرستاره که جناب «داریوش اقبالی» باشد آن هنگام که «تورج نگهبان» بیمار بود، به عیادت‌اش در بیمارستان شتافت، و در زمان حیات‌اش هم به شهادت چند سال اخیر بارها از او یاد کرد و از او ترانه خواند!! آلبوم‌های «گل بی‌تا» و « دوباره می‌سازمت وطن» سند زنده‌ای هستند و آقای «فرهنگ فرهی» هم همین دو سه هفته‌ی پیش در برنامه‌ی آقای «بیژن فرهودی» در تلویزیون صدای امریکا که به مناسبت درگذشت «تورج نگهبان» بود، گفتند که آقای «داریوش اقبالی» به عیادت‌شان رفته بوده و همیشه به یادش بوده است!!

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، شما به عنوان یک همکار ِ هم‌صنف_ترانه‌نویس_ باید به دیدار ایشان رفته باشید که چنین نکرده‌اید و الان اشک تمساح می‌ریزید!

 

محمود بی تا -  مجله اپیزود ، شماره یازده

بیست و سوم شهریور ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved