مجموعه داستان "مادمازل کتی و..." نوشته‌ی خانم «میترا الیاتی» و برنده‌ی دو جایزه است! یکی برنده‌ی «بنیاد گلشیری» و دیگری «خانه‌ی داستان» در سال 1380 خورشیدی. این مجموعه شامل هفت داستان کوتاه خواندنی‌ست که توسط انتشارات «چشمه» سال هشتاد خورشیدی به چاپ رسید.

 

خانم «میترا الیاتی» متولد سوم فروردین ماه  1329 خورشیدی است. زودتر از داستان، با شعر نو فعالیت ادبی اش را آغاز کرد و البته از سال 1375 با چاپ داستان های کوتاهش در نشریات معتبر ادبی نظیر آدینه، کارنامه، بخارا و ادبیات داستانی به طور جدی داستان‌نویسی را دنبال کرد. میترا الیاتی علاوه بر داستا‌‌‌ن نویسی تاکنون داوری چندجشنواره‌ی داستان‌کوتاه کشوری از جمله: داوری داستان‌های برتراصفهان/ مشهد/ خرم آباد/ گرگان... را به عهده داشته است.

همچنین داور مرحله ی اول چهارمین دوره‌ی جایزه‌ی بنیاد گلشیری در سال 83 و داور بخش نخست و بخش نهایی پنجمین دوره‌ی جایزه ی بنیاد هوشنگ گلشیری در سال 84 ( در بخش مجموعه داستان) و داور اولین دوره‌ی جایزه ادبی روزی روزگاری در سال 85، و داور نهایی برترین داستان‌های علمی تخیلی و فانتزی سال 1385 و همچنین داور نهایی  ششمین دوره‌‌ی جايزه‌ی داستان‌نويسی صادق هدايت، در سال 86   است.

به گمان نگارنده این مجموعه از آن رو خواندنی‌ست که بُرش‌هایی کوتاه از زنده‌گی مردمان معاصر است! با همه شیرینی‌ها و تلخی‌های‌اش! توصیف‌های کوتاه و ساده از ویژگی‌های بارز این مجموعه است.

 داستان اول مجموعه که بلندترین داستان است و به حق، نام مجموعه از روی آن انتخاب شده، یکی از دل‌نشین‌ترین قصه‌های مجموعه است. راوی قصه‌ی «مادمازل کتی و...» نقاشی‌ست که خانواده‌اش گمان دارند آمده خارج درس خلبانی بخواند! اما نقاشی‌ست که آویزان کافه‌ای‌ست که آن‌جا با مادمازل کتی آشنا شده است و در خارج با زنانی که دوست داشته رابطه‌هایی عشقی داشته است. او خود راوی قصه است و با رفت و برگشت به گذشته‌های دورش با خانواده و عشق‌های نوجوانی‌اش آشنا می‌شویم.

"میترا الیاتی" در گفت‌وگویی می‌گوید: « مضامین من ایرانی‌ست: بازتاب محیطی که در آن نفس می‌کشم. در خیابان‌هایش راه می روم، با مردمش نشست و برخاست دارم. مردمی را می‌نویسم که به زبان من فکر می‌کنند. به زبان من حرف می‌زنند. فرهنگ و قوانین مرا دارند. درد و شادی‌شان برایم ملموس است. سنت‌های دست و پاگیرشان، سنت‌های دست و پاگیر من است. آدم‌هایی را می‌نویسم که با آن‌ها بزرگ شده‌ام. مدرسه رفته‌ام. مثل آن‌ها تحقیر و تشویق شده‌ام. رشک دیده‌ام و رشک برده‌ام... این‌ها مضامین داستان‌های مرا تشکیل می‌دهند و دغدغه‌های ذهنی من هستند، ولی همه‌ی تلاشم در انتقال مضامین، در یک نکته خلاصه می‌شود: ایجاد فرم. یعنی جوری بنویسم که مخاطبانم در هر گوشه از جهان، با داستان‌هایم ، حس هم‌ذات‌پنداری کنند. آن‌چنان که همینگوی، سالینجر، ریموندکارور، گابریل گارسیا مارکز خدای این‌گونه نوشتن‌اند.»

از نگاه «شهرنوش پارسی‌پور» نویسنده و رمان‌نویس شهیر که رمان «طوبا و معنای شب» و «زنان بدون مردان» را نوشته این مجموعه را می‌بینیم:

« میترا الیاتی در این مجموعه میکوشد روی مسائلی دست بگذارد که گرفتاری ایران امروز است. در نخستین، و بلندترین داستان این مجموعه، مادمازل کتی، ما رو در رو با جوانی ایرانی هستیم که به ایتالیا رفتهاست تا خلبان بشود. اما او همه کار میکند جز آن که خلبان بشود. او از میان بورژوازی سنتی برخاسته است. می‌تواند جانشین پدر نسبتن ثروتمندش شود که گاراژدار است، یا همین طور که رسم است، در اروپا بی‏هدف بگردد. او موجودی‌ست در میانه زن و مرد که هنوز نمیداند با بکارت طبیعیاش چه باید بکند. مادمازل کتی انگارهای متعالی ست که مرد جوان به او آویخته است. زنی سرگشته و در به در. مهربان و پذیرا.


«ماه منیر» کوتاه و ساده است. دخترک به پیرمرد بیمار کمک میکند، حتی به همسری او درآمدهاست. اما خانه «باستانی» او را به زمین میزند.


«پناهنده» داستانی تکراری‌ست. نظیرهای متفاوتی دارد. آدمهایی که خودکشی میکنند، چون جامعهای که به آن پناه آوردهاند آنها را نمیپذیرد. البته اگر بُعد خودکشی را بکشانیم به خودکشی صادق هدایت (شاید کشف این که او نمیتوانسته در مجموعه جدید احساس هویت کند، و مجموعه قدیم...) و یا تقریبن خودکشی دکتر غلامحسین ساعدی، بررسی ما بیشتر بتواند معنا پیدا کند.


«شمعدانی‌ها» زوجی را دنبال میکند که قصد خرید خانه جدیدی را دارند. از همین خانههایی که در مجتمعهای بزرگ در تهران شکل میگیرند. زن راضی‌ست و مرد نمیداند چه بکند. شمعدانیها در وسط میانجی میشوند.


«مثل همیشه» داستان شخصیتی‌ست با یک برادر کور. او را در لحظات مهم و احمقانه‌‍‌ی زندگیاش پی میگیریم.


«می‌مانیم توی تاریکی» گفت وگوی یک عکس است با قهرمان داستان. این داستان از نظر محتوا بسیار قابل بررسی ست و در نوع خود بینظیر است.
 

«یوسف پلنگ‌کُش» شخصیتی را پی میگیرد که هرگز شکار نکردهاست، اما به عنوان شکارچی شهرت پیداکرده. مردی با اشکالاتی که او را از مجموعه اجتماعی جدا کردهاست.»

این مجموعه به چاپ سوم رسیده است! خواندنش را از دست ندهید.

 

 منبع : سایت جن و پری 

محمود بی تا - مجله ی اپیزود ، شماره یازده

بیست و سوم شهریورماه 1387 خورشیدی

 

Home

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved