اثر ادبی تعلیمی، اثری است که دانش( چه عملی و چه نظری) را برای خواننده تشریح کند، یا مسائل اخلاقی، مذهبی و فلسفی را به شکل ادبی عرضه دارد. البته ادبی بودن اثر تعلیمی، مقول بالتشکیک است، یعنی در آثاری، عناصر و مایه های ادبی کمتر و در آثاری بیش تر است.

نوشتن آثار تعلیمی از قدیم سابقه داشته است و اتفاقن رواج آن در روزگاران قدیم بیش تر بوده است.

«لوکرتیوس» Lucretius شاعر و فیلسوف رومی در قرن اول پیش از میلاد، منظومه ای دارد موسوم به «دِرروم ناتورا»De Rerum Natura  یعنی «درباب طبیعت اشیا» که در آن عقاید و آرای فلسفی «اپیکور» فیلسوف یونانی را تشریح کرده است. او در این منظومه می گوید که روح امری عادی است و با مرگ انسان از میان می رود.

«ویرژیل» منظومه ی خود موسوم به «جورجیکس» Georgics را در باب این که چه طور باید مزرعه یی را اداره کرد، سرود.

«الفیه» ابن مالک در آموزش صرف و نحو عربی است. «ابونصرفراهانی» کتاب «نصاب» خود را در جهت آموزش یک دوره ی کامل از علوم گوناگون به مبتدیان سرود. منظومه ی حاج ملاهادی در باب فلسفه است.

در غرب عده یی از شعرا به سبک «ویرژیل» در «جورجیکس» منظومه هایی پرداختند و در باره ی دانش هایی از قبیل دامداری، کشت شکر، شراب سازی و غیره شعر سرودند.

در ادبیات ما هر چند نمونه ها بیش تر مربوط به دانش های نظری است، اما در دانش های عملی هم، نظم هایی سروده شده است، مثل «نورالانوارازبحرالاسرار» مظفر علیشاه کرمانی در علم کیمیا.

نمونه هایی که در سطور فوق از آن ها نام بردیم همگی جنبه ی صرفن تعلیمی دارند. اما ادبیات تعلیمی می تواند تخیلی هم باشد، یعنی مسئله یی را که می خواهد تعلیم دهد به صورت داستانی یا نمایشی درآمورد تا جاذبه ی بیش تر ی یابد و از این شیوه مخصوصن در کتاب های کودکان استفاده می کنند.

باید توجه داشت که اطلاق ادب تعلیمی بر اثری به هیچ وجه از شان آن اثر نمی کاهد. بسیاری از شاهکارهای ادبی جنبه ی تعلیمی دارند و از این قبیل است«مثنوی» مولوی و «بوستان» سعدی و «حدیقه» ی سنایی که جنبه های ادبی آن ها همپای جنبه های تعلیمی، پُرمایه و قوی است. کتاب «فن شعر» هوراس Ars Poetica نمونه ی دیگری از ادب تعلیمی است که از نظر ادبی هم حائز اهمیت است.

بدین ترتیب عرصه ی کاربرد اصطلاح ادب تعلیمی بسیار وسیع است زیرا به هر حال هر اثری مطلبی را تعلیم می دهد، اما معمولن این اصطلاح را وقتی به کار می برند که قصد و هدف نویسنده آشکارا تعلیم فنی باشد مثل «الفیه» ابن مالک.. بسیاری از آثار طنزدار را هم می توان گفت که جنبه ی تعلیمی دارند زیرا دیدگاه خواننده را نسبت به مردم و موقعیت ها تغییر می دهند. اما به آن ها ادب تعلیمی اطلاق نمی شود.

گاهی اصطلاح ادب تبلیغاتی  Propagandaist Literature را هم معادل با ادب تعلیمی به کار می برند، اما به قول «ابرمز» در کتاب« فرهنگ اصطلاحات ادبی» بهتر است که آن را نوعی از ادب تعلیمی تلقی کنیم و در مورد آثاری به کار ببریم که باعث می شوند خواننده در خصوص مسایل اخلاقی یا سیاسی، نظری خاص پیدا کند یا وضعیت خاصی اتخاذ نماید.

آن قسمت از آثار تعلیمی را که صرفن به آموزش دانشی می پردازند «نظم» می خوانیم. در «نصاب البیان» مصراع هایی از قبیل «زفروردین چو بگذشتی مه اردیبهشت آید» فراوان است که نمی توان آن ها را شعر دانست و مستقیمن جزو آثار ادبی محسوب داشت. اما بدیهی است که بر آثاری مانند «مثنوی» ، «بوستان» و «حدیقه» که آموزش های اخلاقی و عرفانی در آن ها مبتنی بر رعایت اصول ادبی است باید «شعر» اطلاق کرد و آن ها را مستقیمن جزو آثار ادبی محسوب داشت، مخصوصن این که موضوع این آثار هم از نظر ماهیت به ادبیات نزدیک است.

 

مجله اپیزود - شماره ده

شانزدهم شهریور ماه 1387 خورشیدی

 

Home

 

  

copyright© 2008 episodemagazine.com All rights reserved